شفیع عیار
خدا از دید شعر _خدا از دید ساینس

برنامه های ویودیویی

برنامه های تازه
جمهوری پنجم : رزاق مامون

ژزفای سیاست :عبدالناصر نورزاد‌
برنامه های تازه

عثمان نجیب : برنامه‌ی های گفتاری گذرگاه
پیام  به جوانان خراسانی ‌

حسام برومند: دیپلوماسی روز
برنامه های ویودیویی

احمدشاه راستا
برنامه های فیس بوکی و یوتیوب پندارها و گفتارها

بحث های ویدویویی نبی هیکل
بحث های ویدویویی بیشتر

تلويزيون های افغانی
انجمن حقوقدانان افغان در اروپا







Fateh Sami
From Beijing to the Persian Gulf: Global Power Reconfiguration, Iran, and the Emerging Multipolar Order




عطاالله عنایت رادمرد
فروپاشی قدرت وموجودیت شگاف درباطن نخبگان مسلح


لوموند دیپلوماتیک
اسلام‌آباد و کابل: هزینه نزدیکی 


عبدالواحد خرم
راه های بیرون رفت از خطر مواد مخد‌ر


مهرالدین مشید
بازخوانی تحولات افغانستان؛ از بن بست سیاسی تا تحول اجتماعی


دکتر عصمت‌اللهی
بحران بدخشان؛ از اختلاف داخلی طالبان تا توطئه‌های آمریکا علیه چین


عثمان نجیب
تقدیر من یا تدبیر من؟


پوهندوی دوکتور سیدحسام مل
ایران و روسیه در بازی با ایالات متحده درحال برنده شدن هستند


کارشناس تاجیک
تنش‌های امنیتی اخیر در مرزهای تاجیکستان


زهرا خادمی راد
شناسایی احتمالی امارت اسلامی افغانستان از سوی ایران؛ چشم‌انداز راهبردی


پوهندوی دوکتور سیدحسام مل
 جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، نظریه جنگ عادلانه را نقض میکند


داکتریارمحمد حیدر زاده
زون شمال و شمال غرب حوزه دریا آمو


خالق صائم
تمامیت خواهی قومی در افغانستان، راه به سوی ترکستان


عارف عرفان
آیین‌نامهٔ سازمانی جبههٔ رهایی و همبستگی مردم  افغانستان 


سنجرغفاری
بازی جدید روسیه باامارت در افغانستان 


اکادمیسین شرعی جوزجانی
راز قتل سردار محمدداود به شهادت عروس او ګلالی ملکیار


پوهندوی دوکتور سیدحسام مل
صدراعظم آلمان میگوید: آمریکا توسط ایران « تحقیر »شده است


بصیرهمت
آمریکا که توسط ایران تحقیر شده، به دنبال ربودن  یک طعمه اسان تر است


زهرا خادمی راد
«بازی انتظار» چین در افغانستان


جاوید حسینی
چشم‌انداز درگیری‌ میان افغانستان و پاکستان


مهرالدین مشید
دورنمای پایان نزاع‌های گروهی و قومی در افغانستان


پوهندوی دوکتور سیدحسام مل
ترامپ به یک جهش اعتماد در قبال ایران نیاز دارد


کریم پوپل
چگونگی آبیاری زمین های زراعتی



فدراسیون سازمان‌های افغان‌های مقیم اروپا (فارو)
اطلاعیه برګزاری محفل یادبود زنده یاد قاضی احمد راتب فقیری




عتيق شاهد

کارتونهای تازه



 
 



 

 

 

 

شنبه ۱۶ جوزا ۱۴۰۵ خورشیدی برابر با  ۶ جون ۲۰۲۶ میلادی

 

 

موقعیت مرکزی افغانستان در نقشه شانگهای؛ واکاوی مکانیزم تماس در نشست سن‌پترزبورگ

معاون دبیرکل سازمان همکاری شانگهای با اشاره به جایگاه ژئوپلیتیک و محوری افغانستان در نقشه جغرافیایی این سازمان، از رایزنی‌های دیپلماتیک جهت فعال‌سازی مجدد مکانیزم گروه تماس میان شانگهای و کابل خبر داد.

به گزارش ایراف، احمد سعید مرادزاده، معاون دبیرکل سازمان همکاری شانگهای در جریان یک گفتگوی رسانه‌ای در حاشیه مجمع بین‌المللی اقتصادی سن‌پترزبورگ روسیه اعلام کرد که کشور افغانستان به لحاظ موقعیت راهبردی تقریباً در مرکز جغرافیایی نقشه این سازمان قرار گرفته است. این مقام ارشد سازمان شانگهای همچنین تایید کرد که در جریان نشست‌های تخصصی این مجمع اقتصادی، وضعیت کنونی و آینده «مکانیزم تماس» میان سازمان همکاری شانگهای و حکومت طالبان به طور تفصیلی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.

پیشینه گروه تماس شانگهای و افغانستان و تعلیق جایگاه ناظر

گروه تماس سازمان همکاری شانگهای و افغانستان در سال ۲۰۰۵ به عنوان کانال رسمی ارتباطی میان اعضای این سازمان و کابل پایه‌گذاری شد. هدف از ایجاد این مکانیزم، هماهنگی در حوزه‌های امنیتی، مبارزه با تروریسم، مهار قاچاق مواد مخدر و توسعه همکاری‌های اقتصادی بود. افغانستان در سال ۲۰۱۲ توانست جایگاه عضو ناظر را در این سازمان بزرگ منطقه‌ای کسب کند و تا پیش از تحولات اوت ۲۰۲۱، به طور منظم در نشست‌های سران شرکت می‌کرد.

با این وجود، پس از خروج نیروهای غربی و روی کار آمدن حکومت طالبان در کابل، حضور افغانستان در نشست‌های رسمی سازمان همکاری شانگهای به دلیل چالش‌های مربوط به عدم شناسایی رسمی بین‌المللی با تعلیق مواجه شد. در دو سال گذشته، کشورهای عضو شانگهای تلاش کرده‌اند تا از طریق احیای مجدد این گروه تماس، تعاملات فنی و امنیتی خود را با کابل بدون ورود به فرآیند شناسایی رسمی دیپلماتیک حفظ کنند.

مجمع سن‌پترزبورگ و دکترین نگاه به شرق روسیه

مطرح شدن پرونده افغانستان در مجمع بین‌المللی اقتصادی سن‌پترزبورگ که به عنوان نماد دیپلماسی اقتصادی فدراسیون روسیه در مواجهه با تحریم‌های غربی شناخته می‌شود، نشان‌دهنده اولویت‌های راهبردی مسکو و پکن در مدیریت پدافند امنیتی مرزهای جنوبی آسیای مرکزی است. روسیه و چین همواره تأکید کرده‌اند که انزوای کامل اقتصادی و سیاسی کابل می‌تواند به بازسازی هسته‌های تروریستی و ناامنی در کل منطقه منجر شود.

رویکرد استراتژیک جمهوری اسلامی ایران نیز بر این اصل استوار است که سازمان همکاری شانگهای بهترین بستر منطقه‌ای برای تحمیل شروط امنیتی و اقتصادی به حکومت طالبان افغانستان است. از نظر تهران، حل بحران‌های مرتبط با انسداد مرزها، تروریسم و مدیریت شریان‌های ترانزیتی همسایه شرقی، تنها از طریق یک مکانیسم چندجانبه منطقه‌ای و با مشارکت فعال اعضای اصلی شانگهای میسر خواهد بود.

چالش‌های پیش‌روی سازمان شانگهای در مواجهه با کابل

اگرچه مقامات ارشد سازمان شانگهای بر موقعیت مرکزی افغانستان به عنوان پل ارتباطی میان آسیای مرکزی و جنوبی تأکید دارند، اما عملیاتی شدن کامل مکانیزم‌های توافق مشروط به ایفای تعهدات کابل است. بیانیه‌های قبلی نشست‌های سران شانگهای نشان می‌دهد که اعضای این سازمان همچنان بر سه شرط اصلی یعنی تشکیل دولت فراگیر با حضور تمامی اقوام، مبارزه واقعی با گروه‌های تروریستی فراملی و صیانت از حقوق شهروندی پافشاری می‌کنند.

بررسی روند تحولات جاری نشان می‌دهد که رایزنی‌های صورت گرفته در سن‌پترزبورگ پیرامون گروه تماس، گامی برای سنجش میزان آمادگی کابل جهت همگرایی با ساختارهای امنیتی منطقه است؛ فرآیندی که در صورت موفقیت، می‌تواند جایگاه ژئوپلیتیک افغانستان را از یک کانون بالقوه بحران به یک شاهراه امن ترانزیتی در قلب آسیا تغییر دهد.

 

افشاگری مأمور سابق سیا؛ دیدار پنهان سراج‌الدین حقانی با مهره کلیدی داعش در عربستان

انتشار گزارش‌های اطلاعاتی مبنی بر دیدار پنهان و فوق امنیتی وزیر کشور طالبان با یکی از رهبران ارشد بازداشت‌شده داعش در خاک عربستان سعودی، گمانه‌زنی‌ها درباره پیوندهای پنهان هسته‌های افراطی زیرپوستی در منطقه را وارد فاز جدیدی کرده است.

به گزارش ایراف، سارا آدامز، مأمور سابق و سرشناس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در یک افشاگری رسانه‌ای پرده از یک ملاقات فوق امنیتی برداشت که بر اساس ادعای او، امنیت بین‌الملل به‌ویژه در آمریکا، اروپا و استرالیا را مستقیماً تحت تأثیر قرار می‌دهد. بر اساس این گزارش، سراج‌الدین حقانی، رئیس شبکه حقانی و وزیر کشور طالبان در جریان سفر رسمی خود به عربستان سعودی، به «زندان الحائر» که یکی از فوق‌امنیتی‌ترین و تحت کنترل‌ترین بازداشتگاه‌های این کشور است رفته و با «ولید بن صالح السنانی»، معاون شورای شوریٰ داعش دیدار و گفتگو کرده است.

ابعاد امنیتی دیدار در زندان الحائر و چراغ سبز ریاض

تحلیلگران امنیتی معتقدند ورود به زندان الحائر و ملاقات با یک عضو تراز اول و ایدئولوژیک داعش، بدون هماهنگی، تأیید و چراغ سبز عالی‌ترین مقامات امنیتی و اطلاعاتی پادشاهی عربستان سعودی از نظر فنی و لجستیکی غیرممکن است. این مسئله پرسش‌های جدی را در خصوص اهداف ریاض از تسهیل این ارتباط در سطح بین‌المللی ایجاد کرده است.

بر اساس ادعای افشا شده توسط این مأمور سابق سیا، حقانی در این دیدار اطلاعاتی را درباره تروریست‌های اعزام‌شده به غرب مبادله کرده است؛ نیروهایی که گفته می‌شود هدف نهایی آن‌ها برنامه‌ریزی یا هدایت عملیات در خاک کشورهای غربی است. انتشار این فکت‌ها، فرضیه هماهنگی‌های پشت پرده میان جریان‌های به‌ظاهر متعارض را تقویت می‌کند.

پیشینه روابط طالبان و داعش؛ تقابل میدانی یا ائتلاف تاکتیکی؟

این افشاگری تکان‌دهنده در حالی صورت می‌گیرد که در طول چند سال گذشته و پس از به قدرت رسیدن دوباره طالبان در اوت ۲۰۲۱، بستر رسانه‌ای منطقه همواره بر تقابل خونین و ایدئولوژیک میان طالبان و شاخه خراسان داعش تمرکز داشته است. درگیری‌های شدید در ننگرهار، کنر و بدخشان و ترور مقامات ارشد طالبان توسط داعش، سابقه این تضاد میدانی را شکل داده است.

با این حال، پیشینه شبکه حقانی نشان می‌دهد که این بدنه از طالبان به دلیل ساختار عملیاتی پیچیده و روابط تاریخی با جنگجویان خارجی و حلقه‌های القاعده، همواره پتانسیل برقراری کانال‌های موازی را داشته است. کارشناسان معتقدند این دیدار نشان می‌دهد که تقابل طالبان و داعش در سطح کلان ممکن است در مواجهه با اهداف راهبردی یا ضربه زدن به منافع غرب، جای خود را به ائتلاف‌های تاکتیکی و پنهان بدهد.

پیامدهای بین‌المللی و لزوم پاسخگویی ساختار امنیتی عربستان

طرح این ادعا از سوی یک منبع سابقاً وابسته به نهادهای اطلاعاتی آمریکا، فشارها را بر دستگاه دیپلماسی و امنیتی عربستان سعودی افزایش خواهد داد. ریاض که در سال‌های اخیر تلاش کرده است خود را به عنوان قطب ثبات‌ساز و میانجی‌گر در تحولات شبه‌قاره و خاورمیانه معرفی کند، اکنون باید در خصوص چگونگی دسترسی یکی از مقامات تحت تعقیب بین‌المللی (حقانی) به مهره کلیدی داعش پاسخگو باشد.

از سوی دیگر، این رویداد نگاه پدافند غیرعامل و دستگاه‌های اطلاعاتی منطقه را به سمت تحرکات پنهان در جغرافیای عربستان معطوف می‌سازد؛ چرا که هرگونه بازسازی شبکه ترانزیت تروریسم بین‌المللی از مبدأ افغانستان به سمت کشورهای ثالث، می‌تواند ثبات شکننده منطقه‌ای را با چالش‌های جدی و پیش‌بینی‌ناپذیر مواجه کند.

 

تقویت پدافند مرزی یا تحدید تی‌تی‌پی؛ پشت‌پرده خندق‌های طالبان در خوست

اقدامات اخیر حکومت طالبان در حفر خندق‌های امنیتی طولانی‌مدت در امتداد مناطق مرزی ولایت خوست با پاکستان، نشان‌دهنده فاز جدیدی از رویکرد پدافندی پایتخت‌نشینان کابل در قبال چالش‌های امنیتی مرز مشترک و مدیریت غیرمستقیم تنش‌ها با اسلام‌آباد است.

به گزارش ایراف، منابع محلی در ولایت خوست واقع در شرق افغانستان تایید کرده‌اند که ماشین‌آلات سنگین طالبان روند ایجاد خندق‌های گسترده پدافندی را در شهرستان مرزی «زازی میدان» آغاز کرده‌اند. بر اساس گزارش‌های واصله از ساکنان محلی که در قبال دریافت دستمزد در این پروژه مشغول به کار هستند، مقامات محلی هدف ابتدایی این اقدام را تسهیل در لجستیک، جابه‌جایی و استقرار تجهیزات نظامی در نقاط مرتفع مرزی اعلام کرده‌اند.

با این حال، عدم موضع‌گیری رسمی و سکوت معنادار سخنگویان وزارت دفاع طالبان درباره ابعاد و اهداف نهایی این تحرکات، گمانه‌زنی‌های استراتژیک را در خصوص اهداف پشت‌پرده کابل افزایش داده است.

جغرافیای بحران‌خیز زازی میدان و خط دیورند

ولایت خوست و به‌ویژه شهرستان زازی میدان، همواره به عنوان یکی از کانون‌های اصلی اصطکاک مرزی میان افغانستان و پاکستان شناخته می‌شود. نگاهی به پیشینه تحولات منطقه نشان می‌دهد که این محدوده بارها شاهد تبادل آتش سنگین میان نیروهای مرزبانی دو طرف بوده است؛ از جمله درگیری‌های خونین فروردین‌ماه ۱۴۰۳ که پس از حملات هوایی ارتش پاکستان به مناطقی در خوست و پکتیا رخ داد و به بسیج نظامی طالبان در مرز منجر شد.

از سوی دیگر، ساختار سنتی و قبیله‌ای این منطقه در دو سوی خط دیورند، همواره بر پیچیدگی‌های امنیتی آن افزوده است. حفر خندق در این مقطع زمانی می‌تواند تلاشی از سوی کابل برای تثبیت فیزیکی مواضع خود در نقاط مورد مناقشه پدیدار شود؛ اقدامی که پیش از این نیز در برخی نقاط مرزی ولایت ننگرهار و قندهار سابقه داشته و هربار با مخالفت شدید اسلام‌آباد مواجه شده است.

اهداف دوگانه کابل؛ مهار تحریک طالبان پاکستان یا پدافند ارتش؟

تحلیلگران مسائل شبه‌قاره معتقدند حرکت جدید طالبان در خوست را نمی‌توان مجزا از فشار‌های فزاینده اسلام‌آباد بر کابل در خصوص پرونده تحریک طالبان پاکستان ارزیابی کرد. مقامات ارشد پاکستان، از جمله ژنرال عاصم منیر، فرمانده ارتش این کشور، بارها در بیانات رسمی خود ادعا کرده‌اند که پناهگاه‌های اصلی فرماندهان تی‌تی‌پی در ولایات خوست، پکتیکا و کنر قرار دارد و خواستار اقدام عملی کابل شده‌اند.

حفر این خندق‌های امنیتی در لایه پنهان خود می‌تواند به عنوان یک ابزار کنترل مرزی دوطرفه عمل کند. کابل از یک سو تلاش دارد با ایجاد موانع فیزیکی، مانع از ترددهای غیرقانونی و خودسرانه شبه‌نظامیانی شود که اسلام‌آباد آن‌ها را عامل ناامنی در ایالت خیبرپختونخوا می‌داند و از سوی دیگر، توان مداخله نظامی ناگهانی یا پیشروی ارتش پاکستان به داخل خاک افغانستان را سلب کند. این اقدام هوشمندانه، بدون آنکه کابل را وارد مواجهه مستقیم با نیروهای محلی قبیله‌ای کند، کانال‌های تحرک را محدود می‌سازد.

شکاف استراتژیک کابل-قندهار در مدیریت تنش‌های مرزی

اقدام به حفر خندق در خوست همچنین بازتاب‌دهنده پیچیدگی‌های تصمیم‌گیری در ساختار درونی حکومت طالبان است. در حالی که جناح سیاسی در کابل به رهبری وزارت خارجه طالبان تلاش دارد از طریق گفتگوهای دیپلماتیک و تسهیل روابط تجاری از بند چابهار ایران و مسیرهای جایگزین، وابستگی خود را به بندر کراچی کاهش دهد، جناح نظامی و قندهار بر حفظ دست برتر میدانی تاکید دارد.

سکوت رسمی وزارت دفاع طالبان درباره لایه پدافندی خندق‌های خوست نشان می‌دهد که حاکمیت افغانستان تمایلی به باز کردن یک جبهه تنش رسانه‌ای جدید با پاکستان در این روزها ندارد. با این حال، تجربه نشان داده است که هرگونه دستکاری فیزیکی در حریم مرزی خط دیورند، به سرعت با واکنش توپخانه‌ای و هوایی ارتش پاکستان مواجه می‌شود؛ امری که روزهای آینده عیار پایداری این سازه‌های امنیتی جدید را مشخص خواهد کرد.

 

چگونه بحران زیست‌محیطی آینده افغانستان را تهدید می‌کند؟

افغانستان انترنشنل : هم‌زمان با روز جهانی محیط زیست، گزارش‌های نهادهای ملی و بین‌المللی نشان می‌دهند که بحران اقلیمی و تخریب منابع طبیعی در افغانستان به یکی از جدی‌ترین تهدیدها برای بقا، ثبات و امنیت این کشور تبدیل شده است.

این بحران در حال گسترش است و پیامدهای آن از نابودی زراعت و کاهش منابع آبی تا افزایش فقر، آوارگی و مهاجرت را در بر می‌گیرد.

افغانستان با مجموعه‌ای از چالش‌های زیست‌محیطی از جمله خشک‌سالی‌های پی‌درپی، کاهش پوشش جنگلی و چراگاه‌ها، آلودگی آب و هوا، فرسایش خاک، ذوب شتابان یخچال‌های طبیعی هندوکش و آسیب‌های ناشی از استخراج غیرمعیاری معادن روبه‌رو است. تغییرات اقلیمی، دهه‌ها جنگ، رشد جمعیت و ضعف مدیریت منابع طبیعی، این مشکلات را به بحرانی فراگیر تبدیل کرده است.

خطر خشک‌شدن منابع آبی کابل

یکی از ملموس‌ترین جلوه‌های این بحران در کابل دیده می‌شود. گسترش ساخت‌وسازهای غیرمعیاری، بتون‌ریزی گسترده، حفر چاه‌های عمیق، سیستم ناکارآمد کانالیزاسیون و افزایش جمعیت، فشار بی‌سابقه‌ای بر منابع آب زیرزمینی پایتخت وارد کرده است.

گروه بین‌المللی بحران هشدار داده است که در صورت ادامه روند کنونی، منابع آب زیرزمینی کابل ممکن است تا سال ۲۰۳۰ به‌طور کامل تخلیه شوند. نشانه‌های این بحران از هم‌اکنون آشکار است؛ به‌گونه‌ای که سطح آب‌های زیرزمینی در بسیاری مناطق به‌طور چشمگیری کاهش یافته است.

کاظم همایون، کارشناس محیط زیست، در گفت‌وگو با افغانستان اینترنشنال گفت کابل در کمتر از سه دهه از شهری با منابع آبی نسبتاً پایدار به یکی از آسیب‌پذیرترین شهرهای منطقه تبدیل شده است.

او هشدار داد که در صورت تداوم وضعیت موجود، تا سال ۲۰۳۰ یا حتی زودتر، بخش‌هایی از کابل از جمله دشت برچی، کارته چهار، خواجه‌رواش، تایمنی، شرکت، ده افغانان، شهرنو و مناطق پیرامونی با خشک‌شدن گسترده چاه‌های آب مواجه خواهند شد.

به گفته او، خطر کاهش شدید ذخایر آب زیرزمینی تنها به کابل محدود نیست و شهرهایی مانند هرات و مزار شریف نیز با چالش‌های مشابه روبه‌رو هستند.

در کنار بحران آب، یوناما از افزایش شدید آلودگی هوا در کابل، به‌ویژه در فصل زمستان، ابراز نگرانی کرده است. استفاده از زغال‌سنگ خام، سوخت‌های بی‌کیفیت، ترافیک سنگین و مدیریت ناکارآمد زباله‌ها از عوامل اصلی این وضعیت عنوان شده‌اند.

کارشناسان می‌گویند ادامه این روند می‌تواند خطر ابتلا به بیماری‌های تنفسی، سرطان و سایر مشکلات جدی سلامت را افزایش دهد.

خشک‌سالی و سیلاب؛ دو روی یک بحران

در خارج از کابل، تغییرات اقلیمی به شکل پدیده‌های متضاد اما ویرانگر ظاهر شده است. پژوهش مؤسسه نروژی امور بین‌المللی در اپریل ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که نزدیک به ۸۰ درصد جمعیت افغانستان به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم به زراعت وابسته‌اند، اما افزایش دما و تغییر الگوهای بارندگی، خشک‌سالی‌های مکرر و بیابان‌زایی را تشدید کرده است.

ولایت‌های مرکزی، شمالی و شمال‌غربی کشور به دلیل شکنندگی محیطی و ظرفیت محدود مقابله با بحران، بیش از دیگر مناطق در معرض خشک‌سالی قرار دارند.

این وضعیت زندگی دهقانان را با دشواری‌های فزاینده مواجه کرده است. در ولایت‌های شرقی، از جمله ننگرهار، کاهش منابع آب و بی‌ثباتی الگوهای بارندگی بارها به از بین رفتن محصولات زراعتی منجر شده و تنش بر سر منابع آب را افزایش داده است.

یکی از دهقانان ولسوالی گوشته ننگرهار به یوناما گفته است: «رودخانه ما دیگر قابل پیش‌بینی نیست؛ سال گذشته در اوج نیاز خشک شد و امسال سیلاب بخشی از محصولات ما را از بین برد

وضعیت در ولایت‌های جنوبی از جمله قندهار، هلمند، نیمروز، زابل و ارزگان نیز نگران‌کننده است. کاهش آب‌های زیرزمینی و خشک‌شدن رودخانه‌ها، سیستم‌های سنتی آبیاری را با بحران روبه‌رو کرده است.

هم‌زمان، مناطقی که سال‌ها با خشک‌سالی دست‌وپنجه نرم کرده‌اند، اکنون شاهد سیلاب‌های ناگهانی و مخرب هستند. کارشناسان، جنگل‌زدایی گسترده در ولایت‌هایی مانند کنر، نورستان و لوگر را از عوامل تشدید خسارات ناشی از سیلاب‌ها می‌دانند.

استخراج معادن و جنگل‌زدایی

در کنار عوامل اقلیمی، بهره‌برداری غیرمعیاری از منابع طبیعی نیز به تشدید بحران زیست‌محیطی دامن زده است.

رکود اقتصادی و محدودیت‌های ناشی از تحریم‌ها باعث شده استخراج معادن به یکی از منابع مهم درآمدی برای اداره طالبان تبدیل شود. این روند، به گسترش استخراج غیرمعیاری و افزایش فعالیت پیمانکاران داخلی و خارجی در بخش معدن انجامیده است.

گزارش‌های محلی و ارزیابی‌های یوناما نشان می‌دهد که استخراج بی‌رویه و قاچاق معادن در برخی مناطق، آسیب‌های گسترده‌ای به محیط زیست وارد کرده است. در ولایت‌هایی مانند تخار و بدخشان، بخش‌هایی از دامنه‌های کوهستانی و زمین‌های زراعتی در جریان استخراج طلا و سنگ‌های قیمتی تخریب شده‌اند.

کارشناسان هشدار می‌دهند که این فعالیت‌ها علاوه بر از بین بردن پوشش گیاهی، خطر رانش زمین، سیلاب و آلودگی منابع آب را افزایش داده است.

هم‌زمان، جنگل‌زدایی در شرق کشور نیز یکی از مهم‌ترین سپرهای طبیعی افغانستان در برابر بلایای طبیعی را تضعیف کرده است.

پیامدهای انسانی بحران

بحران زیست‌محیطی افغانستان دیگر صرفاً یک مسئله محیط زیستی نیست، بلکه به یک چالش انسانی و اقتصادی تبدیل شده است.

از مهم‌ترین پیامدهای این بحران می‌توان به کاهش امنیت غذایی، افزایش فقر، آوارگی داخلی و مهاجرت اشاره کرد. خشک‌سالی، نابودی زمین‌های زراعتی و کاهش تولیدات دامی، معیشت میلیون‌ها نفر را تحت تأثیر قرار داده است.

هم‌زمان، کمبود منابع آب و زمین‌های قابل کشت در برخی مناطق به افزایش تنش‌های محلی و رقابت بر سر منابع محدود منجر شده است.

مطالعات بین‌المللی همچنین نشان می‌دهند که زنان و دختران بیش از دیگر گروه‌ها از پیامدهای تغییرات اقلیمی آسیب می‌بینند. فرامین طالبان و محدودیت‌های اجتماعی و اقتصادی موجود، دسترسی آنان به منابع حمایتی و فرصت‌های درآمدی را محدود کرده و آسیب‌پذیری آن‌ها را در برابر بحران‌های اقلیمی افزایش داده است.

انزوای بین‌المللی و چالش مقابله با بحران

بحران زیست‌محیطی افغانستان در شرایطی تشدید شده که این کشور با محدودیت‌های گسترده در تعاملات بین‌المللی روبه‌رو است.

کارشناسان می‌گویند مقابله با تغییرات اقلیمی نیازمند دسترسی به منابع مالی، دانش فنی و همکاری‌های بین‌المللی است؛ اما افغانستان تحت کنترول طالبان در سال‌های اخیر از بسیاری از نشست‌ها و برنامه‌های جهانی مرتبط با اقلیم کنار مانده است.

در عین حال، اختلاف‌نظر میان طالبان و جامعه جهانی درباره نحوه مدیریت و نظارت بر کمک‌های بین‌المللی، روند اجرای پروژه‌های توسعه‌ای و زیست‌محیطی را با دشواری روبه‌رو کرده است.

کشورهای کمک‌کننده تأکید دارند که کمک‌های توسعه‌ای باید با سازوکارهای شفاف و مستقل مدیریت شود، در حالی که طالبان بر اجرای پروژه‌ها از طریق ساختارهای حکومتی خود تأکید می‌کنند.

آینده‌ای نگران‌کننده

بحران محیط زیستی از مهم‌ترین بحران‌های جاری در افغانستان است. برخی ناظران خطر و تهدید آن را کمتر از تروریسم و هراس‌افکنی نمی‌دانند. با این حال، جامعه بین‌المللی به این بحران خاموش در افغانستان کمتر توجه کرده است.

کارشناسان محیط زیست بر ضرورت تدوین یک راهبرد ملی برای مدیریت منابع طبیعی، حفاظت از آب‌های زیرزمینی، توسعه پروژه‌های تغذیه مصنوعی آبخوان‌ها، بهبود مدیریت آب‌های سطحی و افزایش آگاهی عمومی تأکید می‌کنند.

با این حال، محدودیت منابع مالی، کمبود نیروی متخصص، ادامه استخراج غیرمعیاری معادن، رشد بی‌برنامه شهرها و کاهش همکاری‌های بین‌المللی، چشم‌انداز بهبود وضعیت را در کوتاه‌مدت دشوار ساخته است.

بسیاری از کارشناسان هشدار می‌دهند که در صورت ادامه روند کنونی، افغانستان با بحران‌های گسترده‌تر زیست‌محیطی، اقتصادی و انسانی روبه‌رو خواهد شد؛ بحرانی که پیامدهای آن می‌تواند برای دهه‌ها بر زندگی میلیون‌ها شهروند سایه بیفکند.

 

ازسرگیری پنهانی استخراج طلا در بدخشان؛ بی‌اعتنایی فرماندهان محلی به دستور رهبر طالبان

منابع محلی در بدخشان می‌گویند با وجود دستور صریح رهبر طالبان برای توقف استخراج طلا، فعالیت‌های معدنی در شهرستان نَسی دوباره آغاز شده و فرماندهان محلی، از جمله ملا جمعه فاتح، در این روند نقش محوری دارند.

به گزارش ایراف، منابع محلی در ولایت بدخشان خبر می‌دهند که روند استخراج طلا در شهرستان نسی، برخلاف دستور پیشین هبت‌الله آخوندزاده، رهبر طالبان، دوباره فعال شده است؛ اقدامی که به گفته این منابع، بدون مجوز رسمی و در تضاد با تصمیمات اعلام‌شده از سوی رهبری این گروه انجام می‌شود.

این منابع می‌گویند رهبر طالبان پیش‌تر استخراج طلا توسط افراد و شرکت‌های محلی را در بخش‌هایی از بدخشان و تخار متوقف کرده بود و تأکید داشت که بهره‌برداری از این معادن تنها پس از بررسی‌های فنی و تصمیم‌گیری مرکزی از سر گرفته شود.

در ادامه همین سیاست، حدود دو هفته پیش از عید قربان، هیأتی به رهبری والی طالبان در بدخشان و با همراهی نیروهای ویژه این گروه به شهرستان‌های درواز اعزام شد.

در جریان این سفر، فعالیت شماری از معادن متوقف، تجهیزات استخراج تخریب و تعدادی از افراد مرتبط بازداشت شدند.

مقام‌های محلی طالبان این اقدامات را بخشی از روند «تنظیم و بررسی معادن» عنوان کرده بودند.

با این حال، منابع محلی تأکید می‌کنند که این اقدامات نه‌تنها به ثبات در مدیریت معادن منجر نشده، بلکه در روزهای اخیر استخراج طلا در شهرستان نسی دوباره آغاز شده است.

به گفته برخی منابع، ملا جمعه فاتح، از فرماندهان محلی بانفوذ طالبان، در این روند نقش دارد و عملاً تصمیمات مرکزی را نادیده گرفته است.

تحلیل‌گران محلی می‌گویند نبود یک سازوکار شفاف و واحد برای مدیریت منابع طبیعی باعث شده تصمیم‌های مرکزی در سطح محلی به‌طور کامل اجرا نشود و فرماندهان منطقه‌ای نقش تعیین‌کننده‌ای در کنترل منابع اقتصادی پیدا کنند.

به باور آنان، معادن طلا در بدخشان به یکی از مهم‌ترین منابع قدرت و درآمد در سطح محلی تبدیل شده و همین مسئله رقابت‌های درون‌گروهی را تشدید کرده است.

در کنار این تنش‌ها، گزارش‌هایی از بازداشت افراد مرتبط با معادن، تخریب تجهیزات و محدودیت دسترسی ساکنان محلی نیز منتشر شده است.

منابع محلی همچنین از افزایش نارضایتی در مناطق معدن‌خیز بدخشان خبر می‌دهند و می‌گویند نبود شفافیت در مدیریت و توزیع درآمد معادن، ابهامات و گمانه‌زنی‌ها درباره روند بهره‌برداری را افزایش داده است.

با وجود انتشار این گزارش‌ها، طالبان تاکنون واکنشی رسمی نسبت به ازسرگیری استخراج طلا در شهرستان نسی و اختلافات مرتبط با آن ارائه نکرده‌اند.

 

اختلاف بر سر اخراج مهاجران؛ طالبان پرواز بازگشت افغان‌ها از آلمان را لغو کرد

منابع آلمانی می‌گویند حکومت طالبان، یک پرواز ویژه برای بازگرداندن مهاجران افغان از آلمان را در آخرین لحظه متوقف کرده است؛ اقدامی که به‌گفته ناظران، بخشی از تلاش این گروه برای کسب امتیازهای سیاسی و افزایش حضور دیپلماتیک در اروپا ارزیابی می‌شود.

به گزارش ایراف، رسانه‌های آلمانی اعلام کرده‌اند که حکومت طالبان در روزهای اخیر مانع انجام یک پرواز ویژه شده که قرار بود گروهی از مهاجران افغان فاقد مجوز اقامت را از آلمان به کابل منتقل کند.

این تصمیم، به‌گفته منابع مطلع، در ادامه فشارهای سیاسی طالبان بر دولت آلمان برای گسترش فعالیت نمایندگان این گروه در خاک این کشور اتخاذ شده است.

براساس گزارش شبکه آلمانی NDR، این پرواز که تمامی مراحل اداری و امنیتی آن طی شده بود، در واپسین لحظات با مخالفت طالبان لغو شد.

افرادی که قرار بود با این پرواز به افغانستان بازگردانده شوند، به‌دلیل نقض قوانین اقامت یا ارتکاب جرایم مختلف، از ادامه حضور در آلمان منع شده بودند.

گزارش‌ها نشان می‌دهد طالبان ادامه همکاری در روند پذیرش مهاجران اخراجی را مشروط به افزایش سطح حضور و نقش دیپلمات‌های معرفی‌شده خود در آلمان کرده‌اند.

تحلیلگران معتقدند این گروه تلاش دارد از پرونده مهاجران افغان به‌عنوان ابزاری برای گسترش تعاملات سیاسی با کشورهای اروپایی بهره ببرد.

در حال حاضر، دو نماینده معرفی‌شده از سوی طالبان در نمایندگی‌های افغانستان در برلین و بن فعالیت می‌کنند؛ افرادی که در ابتدا صرفاً برای همکاری در روند شناسایی مهاجران معرفی شده بودند، اما اکنون گزارش‌ها از گسترش نقش و نفوذ آنان در مدیریت امور این دفاتر حکایت دارد.

این تحولات در حالی است که فعالان مدنی، نهادهای حقوق بشری و شماری از چهره‌های سیاسی افغانستان نسبت به هرگونه عادی‌سازی روابط رسمی اروپا با طالبان هشدار داده‌اند.

آنان تأکید می‌کنند هرگونه تعامل سیاسی باید با توجه به وضعیت وخیم حقوق بشر، محدودیت‌های گسترده علیه زنان و سرکوب آزادی‌های مدنی در افغانستان سنجیده شود.

کارشناسان امور مهاجرت نیز توقف این پرواز را نشانه‌ای از سیاسی‌تر شدن روند بازگرداندن مهاجران افغان از اروپا می‌دانند؛ روندی که می‌تواند بر آینده روابط میان آلمان و طالبان تأثیرگذار باشد.

 

انتشار دفتر شعر «هزار لیتیم کربنات»؛ گفتگو با زهرا حسین‌زاده شاعر مهاجر افغانستانی

زهرا حسین‌زاده، شاعر و پژوهشگر افغانستانی در گفتگوی اختصاصی با ایراف، از انتشار پنجمین دفتر شعر خود با عنوان «هزار لیتیم کربنات» خبر داد که حاصل یک دهه تجربه‌ زیسته و مواجهه با رنج‌های اجتماعی است.

به گزارش ایراف، حسین‌زاده درباره مختصات فنی این اثر جدید اظهار کرد: «هزار لیتیم کربنات» پنجمین اثر منتشرشده من است که مؤسسه انتشارات عرفان آن را در پاییز ۱۴۰۴ در ۱۱۲ صفحه، قطع رقعی و با شمارگان هزار نسخه منتشر کرده است. شعرهای این مجموعه عمدتاً غزل‌هایی هستند که بین سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۴ سروده شده‌اند و مضامین آیینی، عاشقانه و به‌ویژه اجتماعی را در بر می‌گیرند.

راز نام‌گذاری کتاب و ارتباط آن با یک داروی روان‌پزشکی

وی درباره انتخاب نام متفاوت و تأمل‌برانگیز کتاب افزود: بسیاری از مخاطبان در نگاه نخست با عنوان کتاب ارتباط برقرار نمی‌کنند و آن را نامأنوس می‌دانند، اما این عنوان از غزلی با نام «سومنات» که در صفحه ۸۱ کتاب آمده، اقتباس شده است. لیتیوم کربنات دارویی شناخته‌شده برای بیماران اعصاب و روان است و از آنجا که یکی از عزیزان من سال‌ها با این بیماری دست‌وپنجه نرم می‌کرد و این دارو بخش ثابتی از روند درمان او بود، عنوان کتاب را با نام این دارو گره زدم؛ عنوانی که برای من بار عاطفی و معنایی ویژه‌ای دارد.

این شاعر افغانستانی درباره روند دشوار شکل‌گیری کتاب نیز گفت: سرنوشت «هزار لیتیم کربنات» تا اندازه‌ای تراژیک بود. قرار بود بخشی از شعرهای این مجموعه سال‌ها پیش و با نامی دیگر منتشر شوند، اما شرایط زندگی، بیماری پدر و مادر، برخی مشکلات شخصی و همچنین کاهش انگیزه ناشی از کم‌رنگ شدن فرهنگ کتاب‌خوانی در جامعه، باعث شد انتشار کتاب برای سال‌ها به تعویق بیفتد. در نهایت با تشویق دوستانم تصمیم گرفتم شعرهای قدیمی را در کنار سروده‌های سال گذشته‌ام درباره پدیده مهاجرت، گردآوری و منتشر کنم.

بلوغ زبانی و تفاوت با آثار گذشته

حسین‌زاده در پاسخ به این پرسش که این مجموعه چه تفاوتی با آثار پیشین او دارد، تصریح کرد: طبیعی است که این کتاب با آثاری مانند «پلنگ در پرانتز» و «نامه‌ای از لاله‌کوهی» تفاوت‌هایی داشته باشد. مخاطب در این مجموعه با شاعری روبه‌رو می‌شود که تجربه‌های بیشتری اندوخته و به پختگی بالاتری رسیده است. در برخی شعرها نیز می‌توان جسارت‌های زبانی و تجربه‌های تازه‌ای را مشاهده کرد که در آثار قبلی کمتر دیده می‌شد.

بازتاب رنج‌های معاصر در آینه ادبیات مهاجرت افغانستان

بررسی اشعار حسین‌زاده نشان می‌دهد که او به عنوان یک فاکتور فعال در حوزه ادبیات مقاومت و مهاجرت، زبان گویای تحولات سخت اجتماعی جامعه خود است. غزل‌های او فراتر از دردهای شخصی، به ترکش‌های جنگ، پدیده ناامنی و پیوندهای عقیدتی و فرهنگی دو ملت ایران و افغانستان نگاهی عمیق دارد.

در انتها، غزل «دشمن خونی» از این دفتر شعر جدید از نظر می‌گذرد:

دیدی بلا از بیخ گوش بادبادک‌ها گذشت؟

چل تکه شد رنگین‌کمان وقتی که موشک‌ها گذشت

ترسیدم از هر تخم‌‌مرغِ عیدی‌ات با نقش مار

باور بکن دوران خوش‌یمنی لک‌لک‌ها گذشت

سربند «یا حیدر» تو را محبوب‌تر کرده است مرد!

این‌بار ممکن نیست از جرم مترسک‌ها گذشت

تا روز محشر، دشمن خونی است با هم، جنگ و عشق

نارنجکی از قلب سربازان برجک‌ها گذشت

انگشت‌ مادر ناگهان پخش‌و‌پلا شد جمعه صبح

چاقو بدون وقفه از پهلوی پالک‌ها گذشت

پروانه‌های روسری‌ام بر ستون‌ها حک شدند

از پوستم از گوشتم سیمان و تیرک‌ها گذشت

بنویس دلبندان من جزغاله‌هایی کوچک‌اند

آن شب چه بر اسباب‌بازی‌‌ها، عروسک‌ها گذشت؟!

این سرزمین را دوست دارم، دور بادش چشم بد!

الحمدلله! آن رجزخوانی بختک‌ها گذشت

 

 

 

 

 


Copyright ©ariaye 2002_2026
استفاده از مطالب آريا يی با ذکر ماخذ آزاد است

بالا
آرشيف