


سوریه. توافقی تلخ برای کردها
اوریان ۲۱ : ژانویه ۲۰۲۶. پس از سقوط حلب، رقه و دیرالزور، ارتش سوریه در حومه حسکه قرار گرفته است. سراسر قلمرو خودمختار کردستان در معرض تهدید است. کریس دن هوند، از همکاران اوریان۲۱ گزارشی از «روژاوا» در جریان مذاکراتی که منجر به توافق بین دمشق و کردها در ۳۰ ژانویه شد، ارائه میدهد.
كريس دن هوند > 21 فوريه 2026
۱۷ ژانویه ۲۰۲۶. برای رسیدن به کردستان سوریه یا آنچه از «روژاوا» باقی مانده است، ما از کردستان عراق از طریق پل پانتونی که دو کرانه را به هم متصل میسازد، از رودخانه دجله عبور میکنیم. این گذرگاه محل عبور کامیونها، تانکرهای نفت و افرادی است که به قلمرو خودمختار کردستان سوریه وارد یا از آن خارج میشوند. این گذرگاه درآمدی را برای «اداره خودمختار شمال و شرق سوریه» (AANES) تضمین میکند.
ارتش سوریه پس از فتح تمام حلب، رقه و دیرالزور که تحت تسلط نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) بود، اکنون در دروازه حسکه قرار دارد. بازپسگیری بقیه قلمرو خودمختار توسط ارتش سوریه تهدیدی جدی است. کردها تلاش میکنند تا هر آنچه را که میتوانند نجات دهند. آنها از پایان سریع آنچه «همزیستی بین خلقها، به ویژه کردها و اعراب» مینامیدند و منطبق بر ایدئولوژی رسمی مقامات AANES بود، وحشتزده هستند.
کردها ما را به تیربسپی(قحطانیه)، ۲۵ کیلومتری شرق قامشلی، میبرند، جایی که شبهنظامیان متعلق به ارتش رسمی دمشق، خمپارهها را به خط مقدم میآورند. این یک «بسیج عمومی» است. مردان و زنان از هر سنی، با کلاشینکف در دست، در هر میدانی در این منطقه عمدتاً کردنشین گرد آمدهاند. این کمیتههای دفاع شخصی سعی میکنند از ورود دولت به منطقه جلوگیری کنند. حسین خالد، که در دهه پنجاه زندگی خود است، هم عصبانی و هم نگران میگوید: «ما از دستاوردهای انقلاب خود دفاع میکنیم.»
در ۴ ژانویه، پس از پیشنهاد مصالحهای که توسط رژیم احمد الشرع در ۲۱ دسامبر ۲۰۲۵ ارائه شد، جلسهای در دمشق، تحت نظارت ایالات متحده و فرانسه برگزار گردید. متن حاصل از این مذاکرات آماده امضا بود که اسد الشیبانی، وزیر امور خارجه سوریه، پس از دریافت یادداشتی، اتاق را ترک کرد. پس از بازگشت به جلسه، امضای متن را به حالت تعلیق درآورد.
در روزهای ۵ و ۶ ژانویه، در پاریس، مذاکراتی بین مقامات اسرائیل و دمشق تحت نظارت ایالات متحده انجام شد. هدف: دستیابی به توافقی بین اسرائیل و ترکیه در مورد سوریه بود. دمشق - با حمایت ترکیه - امتیازاتی بزرگ به تلآویو داد: بلندیهای جولان به اسرائیل واگذار و استقرار ارتش آن در جنوب غربی کشور پذیرفته شد، و دمشق تعهد نمود که خطری از جانب ارتش سوریه وجود نداشته باشد. در عوض، غرب به دولت سوریه اجازه داد تا منطقه خودمختار تحت کنترل کردها و متحدانشان را فتح کند.
حمله ارتش سوریه به حلب در ۶ ژانویه آغاز و تنها در دروازههای حسکه در شمال شرقی سوریه متوقف شد. تغییر موضع قبایل و مبارزان عرب نسبت به نیروهای دموکراتیک سوریه به طور گسترده در میان جمعیت منطقه خودمختار بحث برانگیخت، همانند موضع واشنگتن که یک خیانت تلقی میشود. در واقع، تام باراک، سفیر ایالات متحده در ترکیه و فرستاده ویژه در امور سوریه و لبنان، در ۲۰ ژانویه در شبکه X اعلام کرد:
هدف اولیه امریکا که از وجود نیروهای دموکراتیک سوریه به عنوان نیروی اصلی ضد داعش در میدان حمایت میکرد تا حد زیادی از بین رفته است، زیرا دمشق اکنون مایل و قادر به پذیرش مسئولیتهای امنیتی، از جمله کنترل بازداشتگاهها و اردوگاههای داعش است.
حکمت حبیب، که خود عرب و رئیس سابق مجمع ایالتی منطقه خودمختار شمال شرقی است، ما را در دفتر خود میپذیرد. او سعی میکند تغییر موضع قبایل عرب را توضیح دهد:
قبایل عرب از قویترینها پیروی میکنند. آنها وقتی ما از آنها در برابر داعش محافظت کردیم، با ما بودند. اما اکنون که دولت دمشق در حال ورود به منطقه است، آنها در حال تغییر موضع هستند. مدتها قبل از حمله دمشق، یک رهبر برجسته یک قبیله عرب به ما اطلاع داده بود که اگر ارتش سوریه با اعضای قبیله او وارد شود، علیه آنها نخواهد جنگید.
با جدایی اعراب از نیروهای دموکراتیک سوریه، تعداد آنها به سرعت از ۱۰۰ هزار به ۵۰ هزار نفر کاهش یافت. در این شرایط، حفظ جبهه شرق فرات غیرممکن بود. از اینرو نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) تصمیم گرفتند برای دفاع از رقه و دیرالزور نجنگند و از حمام خون جلوگیری و عمدتاً بر شهرهای کردنشین تمرکز کنند. حکمت حبیب اذعان میکند: «ما با یورشی از هر سو مواجه هستیم. علاوه بر این، رسانههای پانعرب مانند الجزیره و العربیه از هر فرصتی برای بدنام کردن کردها و نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) از با تبلیغات دروغین استفاده میکنند». کمال چومانی، سردبیر روزنامه آنلاین آمارگی(Amargi)، توضیح میدهد که مشکلات حکومتی و سوءاستفادههای نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) از مدتها پیش امری شناخته شده بود: «خود کردها سرسختترین منتقدان آن هستند. اما موج فعلی بیاعتبارسازی کردها ناشی از تحول اتحادها است».
یک روز پس از ورود ما به «روژاوا»، در ۱۸ ژانویه ۲۰۲۶، آتشبس سه روزه اعلام شد. تهدید حمله موقتاً به حالت تعلیق درآمد. اما مذاکرات همچنان متوقف ماند. دمشق با بهرهبرداری از پیروزی نظامی خود در میدان نبرد یک سند شش مادهای را به هیئت کرد در دمشق تحمیل کرد. در واقع، این پذیرش صریح تسلیم بود: عضویت انفرادی - نه به صورت تیپ نظامی - نیروهای دموکراتیک سوریه در ارتش سوریه، پس از تأیید امنیتی، و دو ساعت آموزش اختیاری زبان کردی در هفته در شهرهایی که کردها اکثریت دارند. مظلوم عبدی، فرمانده کل نیروهای دموکراتیک سوریه، و تیم همراه وی میز مذاکره را ترک کردند.
بسیاری از مفسران، نگرش کردها را «حداکثرخواهانه» توصیف میکنند، که ناشی از «امتناع سازش» شاخه سوری حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک) است. اما کردهایی که ما با آنها ملاقات میکنیم - مقامات، مغازهداران، کارگران و روزنامهنگاران - همه یک صدا تمکین یا تسلیم شدن را رد میکنند. آهین، دانشجوی جوان در قامیشلی، توضیح میدهد: «ما با ارادهای راسخ و با این همه کشته برای چنین نتیجه ناچیزی نجنگیدهایم.»
رهبری کرد در مواجهه با خطر از دست دادن تمام روژاوا و رودرو با یک حمام خون، در تلاش است تا مسیری برای یک توافق همراه با خطوط قرمز را ترسیم کند: پذیرش کنترل دمشق بر مرزها، فرودگاهها و منابع انرژی، اما با حفظ حق دفاع از خود برای شهرهای عمدتاً کردنشین، مدیریت سیاسی غیرمتمرکز قلمرو و حفاظت از حقوق فرهنگی کردها ، به ویژه زبان.
از سوی دیگر، عبدالله اوجالان، رهبر پ.ک.ک، تهدید میکند که در صورت ادامه حمله به روژاوا، روند صلح با ترکیه را متوقف خواهد کرد. کردهای خارج از کشور بسیج شدهاند. این فشار مردمی، همراه با تلاشهای دیپلماتیک مسعود بارزانی و بافل طالبانی، دو رهبر کرد عراقی، سرانجام آنکارا، دمشق و واشنگتن را متقاعد کرد که به یک توافق جدید نیاز است .
زیرا بدون توافق، رژه تابوتها همچنان ادامه خواهد داشت، همانطور که آن روز ما در گورستان قامشلی شاهد آن بودیم ، جایی که ده جوان کشته شده در درگیریهای اخیر در رقه دفن میشدند. روحیلات عفرین، فرمانده یگانهای حفاظت از زنان(YPJ)، خشم خود را پنهان نمیکند. او در زیر باران شدید خطاب به جمعیت فریاد میزد: «ما برای حقوق خود سخت جنگیدیم و آنها را حفظ خواهیم کرد».
در منطقه خودمختار، زنان نقش حیاتی در تمام حوزههای جامعه ایفا میکنند. در مذاکرات جاری، هیچ چیز در مورد نقش مبارزان زن گفته نمیشود. یکی از آنها که در خط مقدم میجنگد، اظهار کرد که «اگر رژیم دمشق دوباره کنترل این منطقه را به دست بگیرد، زنان به آشپزخانههای خود برنخواهند گشت».
در ۲۲ ژانویه، ما به سمت خط مقدم در حسکه، شهری با سکنه مختلط عرب-کرد، با دو ساعت راه از قامشلی، حرکت کردیم. نیروهای دمشق دو کیلومتر از مرکز شهر فاصله دارند. اگر حسکه سقوط کند، این منطقه عمدتاً کردنشین چنان به شدت کوچک خواهد شد که از نظر اقتصادی غیرقابل سکونت خواهد بود.
وقتی روز بعد به قامشلی برگشتیم، پرچمهای نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) که نماد سوریه فدرال هستند، ناپدید شده بودند. فقط پرچمهای یگانهای مدافع خلق(YPG) و یگانهای حفاظت از زنان(YPJ)، به همراه پرچم کردستان - قرمز، سفید و سبز با خورشید در مرکز - که توسط دولت منطقهای کردستان عراق نیز استفاده میشود، باقی مانده بودند. کسانی که بیشترین آسیب را دیدهاند، احساس میکنند که همه آنها به حال خود رها شدهاند. «همزیستی بین خلقها» دیگر به گذشته تعلق دارد. تنها چیزی که باقی مانده، همبستگی بین کردهاست. بلال، روزنامهنگار کرد، به ما میگوید:
پ.ک.ک جایگاه خود را از دست داده است. پروژه همزیستی بین خلقهای آن به وضوح کار نکرد. مردم اینجا اکنون به کردهای عراق نگاه میکنند. اما بیایید صادق باشیم: بدون چریکهای پ.ک.ک، که در سال ۲۰۱۴ از کوه قندیل فرود آمدند، کوبانی آزاد نمیشد و نسلکشی ایزدیها در شنگال متوقف نمیگشت. این پ.ک.ک بود که یک کریدور باز کرد و دهها هزار نفر را نجات داد.
در ۲۴ ژانویه، ما از مدرسهای در قامشلی بازدید کردیم که توسط خانوادههایی اشغال شده بود که داراییهای اندکباقیمانده شان را همراه داشتند. طبق آمار اداره خودگردان، حمله اخیر دمشق ۱۵۰ هزار آواره داخلی جدید ایجاد کرده است. برای برخی، این چهارمین یا پنجمین آوارگی آنهاست. ولید علی، مردی پنجاه و چند ساله اهل عفرین، مصیبت خود را چنین روایت میکند:
ما ابتدا عفرین را به مقصد تل رفعت ترک کردیم و هفت سال در آنجا ماندیم. در ژانویه ۲۰۱۶، شبهنظامیان سوری طرفدار ترکیه دوباره به ما حمله کردند و مجبور شدیم به الثوره فرار کنیم. سپس ارتش سوریه رسید و ما به سمت رقه حرکت کردیم. پس از سقوط رقه، به حسکه نقل مکان کردیم. و حالا اینجا در قامشلی هستیم.
اوین، دختری ۱۷ ساله، با گریه میگوید: «ما چهار بار مجبور به ترک آنجا شدهایم. ما هرگز فرصت رفتن به مدرسه را نداشتهایم. من از آوارگی خسته شدهام.» این آوارگان جدید به نیم میلیون آواره داخلیای اضافه میشوند که قربانی تجاوز ترکیه در سالهای ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ بودند. آنها باید پس از توافق ۱۰ مارس ۲۰۲۵ میتوانستند به خانههایشان بازگردند، اما این توافق همچنان بینتیجه مانده است. با این حال، چندین نفر، که اکثراً مسن هستند، به عفرین بازگشتهاند. آوارگان امیدوارند که توافق جدید به آنها اجازه بازگشت بدهد.
در ۳۰ ژانویه ۲۰۲۶، بالاخره خبر نهائی شدن یک توافق بین دمشق و کردها منتشر گردید. اما هیچ جشنی برگزار نشد. چهرهها همچنان عبوس باقی ماندند. مفاد این توافق اشتیاق کمی ایجاد کرد. تنها مایه آسودگی خاطر این بود که دمشق سرانجام خطوط قرمز ترسیم شده توسط کردها را پذیرفته است. مذاکرهکنندگان کرد، مظلوم عبدی و الهام احمد، معتقد بودند که از یک حمام خون جلوگیری کردهاند. نهادهای اداره خودمختار به این ترتیب در دولت جدید سوریه ادغام خواهند شد. آوارگان میتوانند به خانههای خود بازگردند. ترکیه قرار است از سرزمینهای اشغالی خارج شود.
حوزه احمد، یک کرد سوری اهل حسکه، وضعیت جدید را به نسبت مثبت ارزیابی میکرد:
نیروهای دموکراتیک سوریه سه تیپ در حسکه و یک تیپ در کوبانی را حفظ خواهند کرد. این البته یک خودمختاری نظامی نیست، اما ادغام فردیای نیز نیست که دمشق خواستار آن بود. انتظار میرود مناطق حسکه، عامودا، دیرک و قامشلی با حضور مشترک اما اندک پلیس دمشق، اداره شود. تنها مسئله باقی مانده مربوط به کوبانی و عفرین است که به استان حلب متصل خواهند شد و نه به استانهای عمدتاً کردنشین در شرق سوریه، بنابراین فاقد پیوستگی سرزمینی خواهد بود. کوبانی هنوز در محاصره است. ما سرزمینی را از دست دادهایم، اما حقوق خود را به عنوان یک ملت کرد به رسمیت شناساندهایم، چیزی که قبلاً نداشتیم.
ما سوریه را به همان شکلی که وارد شدیم ترک میکنیم. در همین حال، مقامات کرد اعلام کردهاند که گذرگاه مرزی سیمالکا تحت کنترل نیروهای دموکراتیک سوریه باقی خواهد ماند و تنها چند مقام دمشقی در آن حضور خواهند داشت. پیروزی دیگری برای همبستگی کردها.