حمله به روستا‌ها، بازداشت و آزار و اذیت مردم

وحشت‌پراکنی استعماری در کرانه باختری

درگیری بیش از پیش خشونت‌باری ، به‌تدریج کرانه‌ی باختری رود اردن را به آتش می‌کشد، گرچه از نسل‌کُشی که از سه سال پیش در غزه جریان دارد، کمتر مرگ‌بار است. ساکنان شهرک‌های مستعمره‌-نشین غیرقانونی، دارائی‌های فلسطینیان را تصاحب کرده یا نابود می‌کنند. این کارزار سلبِ مالکیت از پشتیبانیِ فعالِ مقام‌های تل‌آویو برخورد است.

 

نویسنده Amira Hésse برگردان بهروز عارفي  

لوموند دیپلوماتیک : جوانان وسط سالن می‌رقصند. سالمندترها به‌رغم سروصدا، کوشش می‌کنند گفتگو کنند. در رام‌الله، در این شب تابستانی، جشن کوچکی به افتخار یک دیپلمه‌ی دبیرستان در اوج خودش است که ناگهان، خبر دستگیریِ دو برادرِ حمایِل به‌دست ارتش اسرائیل می‌رسد. دو مرد جوان در حوالی شهری زندگی‌می‌کنند که مقاطعه (مقر) تشکیلات خودگردان قرار دارد. ساکنان روستای آنان و دیگر آبادی‌های اطراف، مرتبا مورد حمله قرار می‌گیرند. ساکنان (کولون‌ها) «پاسگاه اسرائیلی» [Avant-Poste یا Outpost] [شهرک‌های اسرائیلی غیرمُجاز و غیرقانونی]- که یکی از آنان اخیراً در چندصدمتری مزرعه آنان برپاشده است – از دسترسی آن‌ها به بخش‌های بزرگی از باغ زیتون یا بادام یا چشمه‌ها و چراگاه‌های‌شان جلوگیری می‌کنند.

واژه «پاسگاه اسرائیلی» به کولونی‌های کوچک اسرائیلی گفته می‌شود که از سال ۱۹۶۷ در سرزمین‌های اشغالی فلسطینی بر روی زمین‌های دولتی یا خصوصی، بدون پروانه‌ی «خدمات شهرسازی اسرائیلی» ایجاد شده اند. بااین‌همه، این ساختارها از پشتیبانیِ لُجیستیکی – آشکار، نیمه‌رسمی یا سِرّی – نهادهای دولتی و نیز کمک‌کنندگان [مالی] خصوصی برخوردار هستند. از دومین نیمه‌ی سال‌های دهه ۱۹۹۰، این پدیده ابعاد گسترده‌ای پیدا کرده، و هدف آن، جلوگیری از انتقال سرزمین‌های کرانه باختری به مقام‌های غیرنظامی فلسطینی است. برپایه‌ی داده‌های سایت «صلح اکنون» (Peace Now) شمار آن‌ها به ۳۹۰ رسیده، در حالی‌که به‌طور رسمی ۱۴۶ شهرک از سال ۱۹۶۷ ایجاد شده است (۱). ۲۴۹ دستگاه از این ساختارها در جریان چهار سال گذشته ساخته شده اند.

شب پیش از دستگیری، از یک مزرعه‌ی خانواده حمایل، صد رأس گوسفند را دزدیده بودند. دو جوان، پدر و شوهرخواهرشان به مزرعه می‌روند تا ظرف‌های پر از روغن زیتون و ابزار ضروری را که می‌ترسیدند دزدیده شوند، با خود ببرند. اما، فوراً ساکنان یک پاسگاه اسرائیلیِ همسایه یا حتی یهودیان اسرائیلی آمده از جاهای دیگر سرمی‌رسند و از آنان عکس‌برداری کرده ، سربازان را خبر می‌کنند. سربازان دوبرادر را دستگیر می‌کنند و آنان را با چشمان بسته، دستبند در دست با خود می‌برند. هنگامی که ما هم‌زمان با خویشان آنان از ماجرا خبردار شدیم، شش ساعتی که یک سرباز حق دارد یک فلسطینی را در بازداشت نگهدارد، سپری شده است.

خانواده آنان از بدرفتاری سربازان می‌ترسند – چرا که شهادت‌های کسانی که قبلاً دستگیر شده اند، نگران‌کننده است. کمتر از نیم‌ ساعت پس از اینکه یک خبرنگار دیگر و خودِ ما از بخش مطبوعاتی ارتش و پلیس پرسش کردیم، دریافتیم که آن‌ها را به یک کلانتری واقع در یک مجموعه بازرگانی در یک کولونی واقع در شرق رام‌الله منتقل کرده اند.

از سه سال پیش، دستگیری فلسطینیانی که مورد حمله شهرک‌نشینان قرار گرفته اند، رو به افزایش است. صندوقِ مدافعان حقوق انسانی (HRDF)، که دفترمرکزی آن در اسرائیل است، به یاریِ بازداشت-شدگان می‌رود . این سازمان غیر دولتی که در سال ۲۰۱۱ تأسیس شده، با حمایت حقوقی از شرکت-کنندگان در تظاهرات در اسرائیل و فلسطین شروع به کار کرد. امروز، این نهاد همچنین از کشاورزان و چوپانان فلسطینی که هدف کولون‌ها بوده یا به دست ارتش دستگیر شده‌اند، دفاع می‌کند. فقط در ماه اوت، آنان خبر مربوط به ربوده‌شدنِ شصت نفر به مناسبت‌های مشابه به‌دست ارتش را دریافت کرده اند. «صندوق» ارتباطِ آنان را با وکیلان دادگستریِ متخصص برقرار می‌کند، همان‌گونه که در مورد برادران حمایل انجام داد. شمار کسانی که به این شکل بازداشت شده اند، بسیار بالاست، زیرا برخی از آن‌ها از جود این «صندوق» خبر ندارند یا امکان تماس با آن را ندارند.

در سرزمین اشغالی، هر فلسطینی یک هدف است

در برخی موارد شهرک‌نشینانِ سربازِ وظیفه اقدام به دستگیری می‌کنند؛ در برخی مورد دیگر، ساکنان «پاسگاه اسرائیلی» به همراهی با سربازان جوان قناعت کرده، به آنان رهنمود می‌دهند. برخی از نظامیان می‌دانند که شهرک‌نشینان دوست ندارند شاهد چریدن گله‌ها در این‌سو و آن‌سو باشند و به هممین دلیل ساده، چوپانان فلسطینی را از آزادی عمل محروم می‌سازند. بازداشت با بازجوئی در پاسگاه پلیس دنبال می‌شود که ممکن است به متهم‌شدن به جُرم ختم شود.

هر از گاهی، مدافعان موفق به آزادکردن یک فلسطینی می‌شوند. در مورد دو برادر حمایل، ریهام نصره، وکیل، موفق شد موجب آزادی بدون قیدوشرط و متهم‌شدن آن‌ها در پایان روز بازداشت گردد – که دلیل ضمنیِ بازداشت نابجای آن‌ها است. بااین‌وجود، شمار وکیلانی این چنین صدیق که حتی از قربانیان حقِ وکالت نمی‌گیرند، کم است.

در ماه مارس، سه ساکن روستای خربة ابو فلاح در حمله ساکنان «پاسگاه اسرائیلی» که اندکی پیش وارد این منطقه شده بودند، جان‌شان را از دست دادند(۲). قربانیان می‌خواستند از باغ‌ها و خانه‌های‌شان محافظت کنند. یکی از مهاجمان شلیک کرده، یکی از فلسطینیان را می‌کُشد. شاهدان صحنه قادر نبودند که بگویند گلوله‌ای که نفر دوم را انداخت، از سوی یک کولون شلیک شده بود یا یکی از مأموران پلیس که مهاجمان را همراهی می‌کردند. نفر سوم در اثر خفگی با گاز اشگ‌آوری از پا درآمد که یک سرباز به سوی ساکنان روستا شلیک کرده بود. در واقعیت، هر فلسطینی یک هدف به شمار می‌رود و شماری از آنان می‌ترسند که جنگ نابودکننده‌ای که اسرائیل از سه سال پیش در غزه تحمیل کرده، به کرانه باختری منتقل شود. (به ضمیمه مراجعه کنید)

بیشتر حاضران در جشن رام‌الله بستگان یا دوستانی در روستاهای مورد تهدید دارند. برخی حتی یک تکه زمینی دارند که احتمالا در حال از دست دادن آن هستند. یا به‌دنبال غصب خشونت‌بار زمین توسط یهودیان اسرائیلی یا در اثر یک حکم نظامی سلبِ مالکیت به بهانه‌ی تعریضِ یک جاده یا گسترش یک شهرک. دیگران هنگام رفت‌وآمد یا کنترل ارتش – غالباً به خواست کولون‌های «پاسگاه اسرائیلی» - مورد تهاجم کولون‌ها قرار می‌گیرند. در مجموع، در کرانه باختری، در حدود هزار مانع [پاسگاه بازرسی] گوناگون جماعت‌های فلسطینی را از هم‌دیگر جدا می‌کند – یا می‌تواند جداکند- و مانعی برای جاده‌های اصلی به شمار می‌رود (۳). بدین‌ترتیب، ۴۵۰ دروازه‌ی آهنی در خروجی شهرها و روستاها نصب شده اند؛ سربازان با معیارهای غیرقابل فهم آنان را باز و بسته می‌کنند. از چندی پیش، کولون‌ها نیز از این دروازه‌ها برای بستن راه روی فلسطینی‌ها استفاده می‌کنند.

در سپتامبر گذشته، اداره سازمان ملل برای هماهنگی امور بشر‌دوستانه (OCHA)، ۶۱۹۰ حمله‌ی کولون‌ها را که در دوره زمانی ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۶ موجب زخمی‌شدن مردم یا حیوانات یا خسارت مادی (محصول کشاورزی و دارایی‌ها) شده ، ثبت کرده است (۱۸۳۶ حمله در سال ۲۰۲۵) (۴). فقط در هفت ماه نخستِ سال ۲۰۲۶، ۱۴۱۸ حمله مشابه ثبت شده است – امری که تشدید موارد مشاهده-شده در ۲۰۲۲ را تأیید می‌کند. برای مقایسه، هنگامی که در سال ۲۰۰۶، سازمان ملل متحد شروع به سرشماری کرد، جمع حمله‌ها ۱۸۲ فقره در سال بود. در نیمه‌های سال ۲۰۱۲، سازمان ملل کنفرانس مطبوعاتی ترتیب داده بود تا زنگ خطر را به صدا درآورد ، زیرا شمار حمله‌ها در سال ۲۰۱۱ به ۴۲۳ مورد رسیده بود. برپایه‌ی گزارش‌های سرویس‌های امنیتی فلسطینی و خبرهای پخش‌شده در رسانه‌ها، اداره‌ی مسئول مذاکرات در درون سازمان آزادی‌بخش فلسطین ۳۲۷۰ حمله را از ژانویه تا ژوئیه ۲۰۲۶ ثبت کرده است. آمار این اداره شامل هجوم و مزاحمت‌های پیاپی شهرک‌نشینان نیز می‌شود که به خسارت بدنی یا مادی منجر نمی‌شود – مانند هجومی که موجب دستگیری برادران حمایل شد.

منشاء این حمله‌ها، یهودیان اسرائیلی هستند که بیشترشان کیپا [کلاه گرد بی لبه] بر سر دارند ، یا پیوت [زلف‌های تاب‌داده مردان یهودی ارتدکس] و تسیت‌سیت [گرهی متصل به شال نماز] با خود حمل می-کنند. برخی از بنیان‌گذاران و مالکان شناخته‌شده «پاسگاه اسرائیلی» هستند. به نظر می‌رسد که دیگران برای دیدار آخر هفته آمده اند. شماری از آنان در شهرک‌های به‌ رسمیت شناخته شده یافته از سوی اسرائیل یا به دنیا آمده و یا پرورش یافته اند. اینان به زمین‌های فلسطینیان تجاوز می‌کنند، برخی پیاده و عده‌ای با ماشین‌های شاسی بلند که دولت یا ارتش در اختیارشان می‌گذارد – از جمله روزهای شنبه می-آیند ، حال آنکه دین یهود رانندگی را در این روز ممنوع کرده است. بسیاری نقاب بر چهره دارند. دولت بخشی از سلاح‌ها را در اختیار آنان قرار می‌دهد. ان‌ها به‌طور فیزیکی حمله می‌کنند، با چماق ، با تهدید، دام‌ها را می‌دزدند (به این بهانه که از آن‌ها دزدیده شده اند) ، گله‌های خود را برای چرا به زمین‌های فلسطینی می‌فرستند و کرت‌هایی را که کشاورزان در آن محصول کاشته اند، زیرورو می‌کنند، مزرعه‌ها و خانه‌ها را به آتش می‌کشند و منبع‌های آب را خراب می‌کنند. منبع‌هایی را که در بیرون روستا قرار دارند، تصاحب می‌کنند، لوله‌کشی را نابود می‌کنند و مخزن‌های آب جماعت را که به شبکه آب‌رسانی وصل نیستند، خالی می‌کنند.

بیش از بیش، مهاجمان از کودکان و نوجوانان استفاده می‌کنند که به‌نظر می‌رسد برای ایجاد هرج‌ومرج آموزش دیده اند. اینان تلاش می‌کنند چوپان‌های ساده و کشاورزان را ذله و خسته کنند. آن‌ها به مزرعه‌ها و باغ‌های میوه که گوسفندان به چرا مشغولند، آسیب می‌رسانند . با حالتی تهاجمی، در ناسزاگوئی یا کتک‌زدنِ – فلسطینیان و نیز داوطلبان اسرائیلی و بین‌المللی تردیدی به خود راه نمی‌دهند. قربانیان حمله خوب می‌دانند که در صورت دفاع از خود، به اتهام خشونت علیه کودکان (زیر ۱۸ سال) دستگیر خواهند شد. در پایان ماه اوت، کولون‌ها یک کُنشگر بریتانیائی را در روستای اُم‌الخِیر در جنوب کرانه باختری، در حالتی که او کوشش می‌کرد از هجوم کودکان جلوگیری کند، ربودند. کولون‌ها او را به کودک‌آزاری (پدوفیلی) متهم کرده، تحویل پلیس دادند که وی را اخراج کرد (۵).

هیچ چیز مانع از استفاده از نابالغان برای ذله‌کردن فلسطینیان نمی‌شود ، نه بسیجِ کنشگرانِ اسرائیلی در بخش‌های اجتماعی کشورشان، نه شهادت‌هایی که در رسانه‌ها بازتاب می‌یابند. در رفتارهای آنان در جاهای مختلف در کرانه باختری و یا وسایل و «تجهیزات» شان، شباهت‌هایی دیده می‌شود – مثلا گله-های گوسفند، گاو یا شتری که مورد استفاده‌ قرار می‌دهند و هر «پاسگاه اسرائیلی» در اختیار دارد. باید سرعت عملی را نیز به آن افزود که هر ساختار به شبکه توزیع آبِ یک پادگان نظامی وصل می‌شوند یا آماده‌سازی جاده‌های ارتباطی‌شان که به سرعت انجام می‌شود. همه این وضعیت حکایت از وجود دست‌هایی است که در پشت صحنه برنامه می‌ریزند، سازماندهی می‌کنند و همه این روند، با پشتیبانی کامل مسئولان کشوری صورت میگیرد.

ارتش، مانند پلیس تظاهر به ناتوانی می‌کند

از این رو، از سال ۲۰۲۲، شصت‌وچهار جماعت و خانواده‌ی چوپانان مجبور شدند دارائی اندک‌شان را جمع کنند، محلی را که ده‌ها سال در آنجا ساکن بودند، ترک کرده و به سرزمینی با جمعیت متراکم عقب‌نشینی کنند. این وضع شامل تقریباً پنج هزار نفر می‌شود. کسانی که هنوز در میان هیجده جماعت دیگر هنوز به زمین‌شان دلبستگی دارند، شاهد رفتن جمعاً پانصدنفر از بستگان‌شان بودند (۶). اینجا و آنجا، بقایای یک چادر یا ساختاری پیش‌ساخته که زمانی مدرسه بود، یادآوری می‌کند که تا چندی پیش، مردمانی در این محل زندگی می‌کردند.

در سال‌های اخیر، میلیشیای شهرک‌ها به‌یاری اسلحه‌هایی که در اختیار دارند، با استفاده از کمک نظامی و بی‌عملی مقام‌های مسئول حفظ نظم عمومی، موفق شده اند فلسطینیان را از بیش از هزار کیلومترمربع – یعنی یک‌پنجمِ وسعت کرانه باختری – بیرون کنند. چوپانان، کشاورزان، گردِشگران، خانواده‌هایی که به پیک‌نیک می‌رفتند: از این پس همگی می‌ترسند که در این مکان‌ها که منظره کودکی‌شان بود، اندکی درنگ کنند. (۷)

حذفِ جماعت‌های چوپانان از ناحیه‌ای به‌این بزرگی، به میلیشیای شهرک‌ها آزادی بیشتری برای حمله به خانه‌ها یا زمین‌های پیرامون روستاها، شهرها و حتی تصرف آن‌ها را می‌دهد.در اینجانیز، ارتش مانند پلیس، تظاهر به ناتوانی می‌کند. کولون‌ها پس از به‌ستوه‌آوردن خانواده‌های ساکن دقیقاً سه خانه خصوصی آنان را در روستای جالود تصرف کردند؛ آنان به محاصره‌ی خانه‌ها در روستای قُصرَه ادامه می‌دهند. نه انتقادهای مایکل هاکابی، سفیر ایالات متحده، باوجوداین که طرفدار مستعمره‌سازی است، نه محکوم‌کردنِ برخی افسران، ارتش را متقاعد نکرد که این اشغالگران خانه‌ها را – که حتی قاضیان دیوان عالی «آشوبگر» خواندند - اخراج کند.

هنگام بسیاری از حمله‌ها اغلب این جمله را بر زبان می‌آورند: «این خانه من است». در اواخر ژانویه، در اطراف رام‌الله، خانواده بورهان این حرف‌ها را از زبان یک یهودی اسرائیلی ، به عربی فصیح شنید که با چکش در خانه‌ی آن‌ها را می‌شکست. یکی از زنان خانواده به ما گفت که یک سرباز مهاجم را همراهی می-کرد و پس از اینکه دیدند او صلیب می‌کشد، محل را ترک کردند. ولی مردِ با چکش وقت پیداکرده بود که مادر ۶۵ ساله او را با سنگ بزند و خونین کند. تقصیر او چه بود؟ از پسری که گله گوسفندانش را به باغ‌میوه اینان هدایت کرده بود، خواسته بود که آن ها را دور کند. مادر تعریف کرد که پسرک که ظاهراً «ترسیده بود» از ساکنان (کولونی‌های) «پاسگاه اسرائیل» واقع در زمین‌های روستای مجاور کمک خواسته بود. سربازان دو نفر از خویشان زن سالخورده را که به یاری او شتافته بودند، دستگیر کرده و در یک مرکز نظامی به مدت هشت ساعت در بازداشت نگه‌داشتند. سپس، پسر او که تلاش کرده بودند مهاجمان را دور کند (یکی از آنان از او درحالی که سنگ پرتاب می‌کرد، فیلم گرفته بود)، به نوبه خود، دستگیر شده بود. سربازان پس از کتک‌زدن او، وی را تحویل پلیس دادند. پس از پنج روز بازداشت، سرانجام، قاضی نظامی او را در قبال وثیقه‌ی نقدیِ سنگین آزاد کرده بود. بازپرس نمی‌توانست عکس‌های چهره ورم‌کرده‌ی زن فلسطینی را ندیده باشد، یا عدم بازجویی پلیس از مهاجمان را متوجه نشده باشد.

آزادی او خشم شهرک‌نشینان را برانگیخت، به‌ویژه پس از اینکه رسانه‌های راستِ‌افراطی منتشر کردند که یک حادثه وخیم رخ داده است و در طیِ آن، «آشوبگران عرب»به یک چوپان که گله‌اش به چرا مشغول بود، حمله کرده اند. چند روز بعد، یکی از آن‌ها وارد حیاط خانه شد. سربازانی که او را تعقیب می‌کردند، پسر را به این بهانه که او همسایگان را به پرتابِ سنگ به سوی اسرائیلی‌ها تشویق کرده است، مجدداً دستگیر کردند. یک سخنگوی ارتش اسرائیل به ما اطمینان می‌داد که کولون‌ها موجب دستگیری او نشده اند. او همچنین انکار کرد که سربازان زتدانی را کتک زده و از او خواسته اند که پاسگاه نظامی را که در آن حبس بود، نظافت و جارو کند.

ستیزه‌جویی مقام‌های مسئول از شهرک‌نشینان بیشتر است

پس از این حادثه، مثل بیشتر خانه‌های نزدیک به روستاها و شهرها، خانه خانواده بورهان به یک قلعه تبدیل شده که با دیواری بلند، درهای آهنی و دوربین‌های نظارتی محصور شده است. خانواده و همسایگانش دیگر جرئت نمی‌کنند از شیبِ پائینیِ تپه بالا رفته و به درختان زیتون در چندمتری خانه-شان رسیدگی کنند.

در برخی کانال‌های شبکه‌های اجتماعی، میلیشیای یهودی (مشهور به «جوانان تپه‌ها»)، به عملیات‌شان فخر می‌فروشند، ضمن اینکه از دستگیری‌های نادر عضو‌شان به‌دست پلیس اسرائیلی به‌خشم می‌آیند. ده سپتامبر گذشته، کانال آنشِی شلومِینو (به عبری «مردمِ ما») در واتساپ «بیلان مبارزه علیه دشمن عرب در سرزمین مقدس» در سال عبرانی که اخیراً به پایان رسید، را منتشر کرد. در این پیام، «فهرست روستاهای مورد حمله قرار گرفته و تعداد حمله‌ها آمده است. دستِ‌کم، ۱۵۰ نام در آن ثبت شده، که به‌ترتیبِ نزولی با توجه به تعداد حمله‌ها ردیف شده اند. به شهر بیرزیت دو بار، به روستایِ مجاور عطاره پنج بار، به جالود ده بار حمله شده در حالیکه قُصره و خربة ابوفلاح هر کدام ۱۵ بار مورد تهاجم قرار گرفته اند. نویسندگان کانال ، شاهکارهای دیگری را نیز به خود نسبت داده اند: «تعداد اتومبیل‌های فلسطینیِ به آتش‌کشیده‌شده (در کرانه باختری): ۴۳۶. ساختمان‌های به آتش کشیده‌شده: ۲۰۱؛ مسجدهای به آتش کشیده‌شده: ۱۵؛ شمار عرب‌های زخمی‌شده: ۴۰۹.».آنان ادامه می‌دهند: «به-علاوه، ده‌هاهزار پنجره را شکسته اند، هزاران درخت زیتون را بریده اند، صدها چرخ لاستیک را پنچر کردند وده‌هاهزار دونام [هر دونام= یک‌دهم هکتار] مزرعه و باغ میوه را به آتش کشیده‌اند. سال خوب و شادی برای خلق اسرائیل». بااین‌همه، چیزی از قلم افتاده : از آغاز سال، غیرنظامیان اسرائیلی در جریان تهاجم‌شان، پانزده فلسطینی را به قتل رسانده اند. هشت نفر دیگر در موقعیت‌های مشابه کشته شده اند، بدون اینکه روشن شود سربازان آنان را کشته اند یا کولون‌ها (۸).

بین اول ژانویه و ۸ سپتامبر ۲۰۲۶، ۸۸ فلسطینی در اثر شلیک اسرائیلی‌ها در کرانه باختری کشته شده اند. در میان آن‌ها ۲۱ نفر زیر ۱۸ سال بودند که جوان‌ترین‌شان کمتر از یک سال داشت. در شهر الخلیل (حِبرون)، سربازی به سوی اتومبیلی تیراندازی کرد که یک پدر و سه فرزندش قرار داشتند. او برای دفاع از خود اعلام کرد که فکر می‌کرد در خطر است. تهدید جانی همیشه مطرح شده است – به-ویژه زمانی که بهانه می‌آورند،که کشته‌شدگان سنگ یا ترقه آتش‌افروز پرتاب کرده بودند، از جمله در جریانِ هجوم نظامی به محله‌های مسکونیِ فلسطینی. در حال حاضر، سازمان حقوق بشری بت‌سلِم فقط توانسته است بر ۴۹ مورد از مرگ‌های فلسطینیان را پی‌گیری کند، (۹).شهادت‌های جمع‌شده روایت ارتش را تأیید نمی‌کنند و در بیشتر موارد، استفاده از نیروی مُهلِک نامتناسب به نظر می‌رسد.

ستیزه‌جویی مقام‌های مسئول از شهرک‌نشینان بیشتر است. در ماه‌های نخست سال ۲۰۲۵، ارتش به دستور اسرائیل کاتز، وزیر دفاع، همه ساکنان اردوگاه پناهندگان جِنین و طولکَرِم یعنی ۳۳ هزار نفر را از کاشانه‌شان اخراج کرده است. اینان در خانه‌های نزدیکان، آپارتمان‌های استیجاری و صدها مرکز سکونت سرگردان هستند. با چه توجیهی ؟ « از میان‌بردنِ زیرساخت‌های ”تروریستی“».

در همین اردوگاه‌ها، ارتش شمار مهمی از خانه‌ها را ویران کرده است. ارتش همچنین، به دلیل امنیتی یا تنبیهی، هزاران درخت میوه‌ی متعلق به فلسطینیان را از ریشه کنده یا به این کار ادامه می‌دهد. ارتش از دسترسی صدها خانواده‌ی کشاورز به زمین‌های‌شان که در سوی دیگر دیوار جدائی قرار دارند، جلوگیری می‌کند. در درازای هشت ماه نخستِ سال، مسئولان ۱۰۴۹ ساختمان فلسطینی را ویران کرده است، از جمله بیشتر آن‌ها (دقیقاً ۱۰۸۷ واحد) را به بهانه نداشتن پروانه ساخت. به‌گفته OCHA تقریباً ۱۳۸۰ نفر بی‌خانمان شده اند. درواقع، اسرائیل انحصار صدور پروانه ساخت برای ۶۰% کرانه باختری و نیز سراسر بیت‌المقدس شرقی را برای خود محفوظ می‌دارد. از سال ۱۹۶۷ و آغاز اشغال، تل‌آویو سیاست سختگیرانه‌ای در مورد صدور پروانه به فلسطینیان در پیش گرفته است؛ در نتیجه، در زمین‌های خصوصی اقدام به ساخت‌وساز می‌کنند که حکومت بعدا آن را غیرقانونی ارزیابی می‌کند.

رسانه‌ها به‌ندرت از چند روش‌ دیگر آزار هر روزه فلسطینیان یاد می‌کنند. هرشب، ولی بیش از بیش، هنگامِ روز، واحدهای ارتش محله‌های مسکونی در روستاها و شهرهای کرانه باختری را اشغال و اقدام به بازداشت می‌کنند، تا زورنمائی کرده و اهالی رابترسانند. آن‌گاه، در نیمه‌های شب، واحدهای جیپ‌سوار وارد خانه‌ها می‌شوند. در زمان‌های دیگری، اینان رفت‌وآمد مرکز شهر را گاهی به مدت یک ساعت برهم می‌زنند و شروع به پرتاب نارنجک گاز اشک‌آور و شلیک با گلوله واقعی می‌کنند. بخشِ مسئول مذاکرات سازمان آزادی‌بخش فلسطین ۱۳۵۸ تهاجم این شکلی را فقط در ماه اوت شمارش کرده است.

هر فصلی از گزارش روزانه‌ی بخش مسئول مذاکرات، از زندگی اهالی ساکن ساحل غربی چنین گواهی می‌دهد: «کشته‌ها»، «زخمی‌ها»، «زندانی»، «حمله نظامی ناگهانی»، «شلیک با گلوله‌های واقعی»، «کنترل خانه‌ها (به‌دست ارتش)» ، «سراسیمه‌کردن»، «نیرو‌های امنیتی فلسطینیان»، «حمله به کادر پزشکی»، «اخلال در نظام آموزشی»، «بستنِ دائمیِ گذرگاه‌ها و جاده‌ها»، «کنترل نظامی ناگهانی»، «حمله‌ی شهرک‌نشینان»، «خسارت‌های مادی»، «غصبِ دارائی‌ها»، «هجوم به مکان‌های مذهبی»، «حمله‌های هوائی»، «ویرانی‌های خانه‌ها»، «هموارکردن زمین‌ها» (به‌معنی ریشه‌کن ساختن گیاهان)، «تصرف‌ زمین‌ها»، «حکومت نظامی»، «بازداشت‌ها».

اغلب، این خسارت‌ها برهم‌دیگر افزوده می‌شوند. یک حمله نظامیِ ضربتی با تیراندازی با گلوله‌های واقعی همراه است، و گاهی با زخمی و کشته، غالباً با دستگیری و بازداشت. کنترل های ناگهانی در جاده‌ها ممکن است با دزدی پول یا ضبط اتومبیل همراه شود. برپایه گزارش بخش مذاکرات سازمان آزادی‌بخش فلسطین، ۴۴۸۵ حادثه در ارتباط با اشغال در ماه اوت ثبت شده است. اما، خفقان اقتصادی که حکومت اسرائیل اعمال می‌کند، در این گزارش‌ها منظور نشده است. این‌کار از سه طریق اِعمال می‌شود – که هر کدام بررسی دقیق می‌طلبد: دزدی (با حُسنِ تعبیر «توقیف» یا «برداشت» می‌گویند) درآمدِ تشکیلات خودگردان فلسطین که از عوارض گمرکی و تعرفه واردات حاصل می‌شود – بین ۶۰% و ۷۰% مجموعه‌ی درآمد؛ ممنوعیت نزدیک به ۱۲۰ هزار کارگر فلسطینی برای ادامه کار در اسرائیل؛ و محدودیت‌های بیش از بیش شدید در مورد آزادیِ رفت‌وآمد، حتی در داخل کرانه باختری. مجموعه‌ی این دردسرها موجب فقیرترشدن کارمندان بخش دولتی و نیز خانواده‌های طبقه کارگر یا مالکان شرکت‌های کوچک میشود. این کارها شدیداً نظام دولتیِ بهداشت و سلامتی و آموزش را تحت تأثیر قرار می‌دهد. عملکرد آن‌ها جان هزاران بیمار را به خطر انداخته و وخامت ملموس سطح آموزش را موجب می‌شود.

مسئولیت این خفقان اقتصادی نیز مانند گسترش پاسگاه‌های اسرائیلی و خشونت مزمن آنان با حکومت نتانیاهو است. و وزیر دارائی بِتسِلِل اسموتریچ، این سیاست‌ها را عینیت می‌بخشد. این برنامه-ریز مُصَمَّمِ با پشتیبانی وزیران و نمایندگان مجلس از جناحش – صهیونیسم مذهبی* که بیشترشان از ساکنان شهرک‌های مستعمره هستند – در حرف و عمل – آینده‌ی فلسطیینیان را طرح می‌ریزد. اندیشه او منتشره در سال ۲۰۱۷، با عنوان «نقشه‌ی تعیین‌کننده» هیچ ابهامی ندارد: فلسطینیان باید بپذیرند که هرگز نخواهند توانست طرح ملی‌ «از دریا تا شط» (مدیترانه و رود اردن) را محقق سازند، زیرا این سرزمین فقط به یهودیان تعلق دارد. به عقیده‌ی اسموتریچ، فلسطینیانی که می‌خواهند بمانند، باید شرایطی را که اسرائیل تحمیل‌ می‌کند، بپذیرند.

خشونت کولون‌ها که قدرتمندان اسرائیل تسهیل و پشتیبانی می‌کنند، از جنبه سیاسی به برنامه اسموتریچ مرتبط است. اما، از ده‌ها سال پیش، مکانیسم نظامی-اداری پیچیده‌ای فعالیت فلسطینی‌ها را در بخش مهمی از کرانه باختری، محدود و سد کرده اند: در ساختمان‌سازی، دام‌پروری و از جمله کشاورزی. این مکانیسم با تکیه بر سیستم بزرگی از قانون‌ها و آئین‌نامه‌ها، بندهای پیمان‌های اسلو، انگیزه‌های امنیتی ، تصمیم‌های دیوان عالی، امتیاز‌های قانونمندی را به خود نسبت می‌دهد و از تأثیر ناچیز اعتراض‌های – تاکنون کم‌رنگ – «جامعه بین‌المللی» سود می‌برد.

شاید ، آن روز دور نیست که کولون‌ها به اشغال حاشیه‌ی روستاها و شهرها، زمین‌ها و جماعت‌های چوپان اکتفا نکرده و با یا بدون همراهی ارتش، به مرکز یک روستا یا شهر فلسطینی رخنه خواهند کرد تا نشان دهند که ارباب کیست. این هجوم‌ها دستگاه امنیتی تشکیلات خودگردان فلسطینی را که اکنون دست‌ها‌یش بسته است، به چالش خواهند کشید. کولون‌ها تلاش خواهند کرد که فلسطینیان را به واکنش تحریک کنند (مقاومت فعال، انفجار یک فرد از روی خشم، استفاده از سلاح سرد یا گرم)، که به ارتش امکان خواهد دادتصمیم‌های شدیدتری علیه مجموعه اهالی بگیرد. همه این‌ها برای رسیدن به هدف مهاجمان و مسئولانی است که از آنان پشتیبانی می‌کنند: یعنی اخراج فلسطینیان از میهن خود.

* به مقاله «دولت یهودیه در برابر [دولت] اسرائیل» در همین شماره لوموند دیپلماتیک مراجعه کنید: https://ir.mondediplo.com/2026/10/article5833

ضمیمه مقاله‌ی وحشت‌پراکنی استعماری در کرانه باختری»

یک «جنگ کامل»

نوشته اکرم بالقِید

در روز هفتم سپتامبر، یک شهرک‌نشین (کولون) در شمال کرانه باختریِ اشغالی با اسلحه سرد زخمی شد. اسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، تشکیلات خودگردان فلسطین را تهدید کرد که اگر حمله وسیعی علیه ارتش یا یک کولونی [مستعمره‌نشین] رخ دهد، یک «جنگ کامل» درخواهد گرفت. این وزیر اعلام کرد: «در صورتی که (...) با اطمینان دریابیم که این‌ها آماده می‌شوند که حمله‌ی ”تروریستی“ مشابه با ۷ اکتبر [۲۰۲۳] علیه نیروهای ”تساهال“ [ارتش اسرائیل] و اهالی یهودی شهرک‌ها [نام رسمی که به مستعمره نشین‌ها (کولونی‌ها) داده اند] انجام دهند، نخست‌وزیر بنیامین نتانیاهو و شخص خودم به ارتش رهنمود داده‌ایم که برای یک جنگ کامل علیه رهبران و سازوکار تشکیلات خودگردان فلسطین آماده شوند». او سپس اضافه کرد که با چنین فرضی، تلافی‌جوئی هم شامل «قتل شخصیت‌های رده اول» و «تخلیه ساکنان شهرها و روستاهایی خواهد شد که در آن عملیات ”تروریستی“ رخ داده است» (خبرگزاری فرانسه، ۷ سپامبر ۲۰۲۶).

دو هفته بعد، بر نگرانی فلسطینیان افزوده شد، زیرا که چند ساعت پیش از عید «یوم کیپور»، یک کولون در اثر شلیک گلوله کشته شد. آن‌گاه، اسرائیل شرایط اضطراری حداکثری برقرار کرده، ارتش اعلام کرد که نیروهایش را تقویت کرده است. یک مقام تشکیلات خودگردان که نگران بود عملیات منفرد علیه یک مستعمره‌نشین– سناریوئی که پس از حمله‌های حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ بارها مطرح شده – اوضاع را به آتش کشد، به ما گفت که «آن‌ها منتظر فرصت هستند که کرانه باختری را به غزه تبدیل کنند» . از نگاه او، اسرائیلیان هم‌زمان به چند شهر حمله نخواهند کرد، ولی شهری را انتخاب خواهند کرد و اقدام به تخلیه اهالی خواهند نمود. کدام شهر؟ «من برای جنین و نابلس خیلی می‌ترسم، اما رام‌الله و به‌ویژه الخلیل [حبرون] نیز در امان نیستند».

هرچه پیش آید، شماری از ساکنان کرانه باختری واکنشی برگزیده اند که به دوران دو انتفاضه برمی‌گردد، در چشم‌انداز آغاز نبردها، محاصره برای جلوگیری از حرکت یا منع رفت‌وآمد طولانی به خواست ارتش، شروع به ذخیره‌ی آب و کالاهای مورد نیاز می‌کنند.

در چنین وضعیتی است که تششکیلات خودگردان فلسطین به ریاست محمود عباس، در تدارک انتخابات مجلس در ۲۸ نوامبر آینده است. قراراست این انتخابات، نخستین پس از سال ۲۰۰۶، در کرانه باختری، بیت‌المقدس شرقی و غزه برگزار شود. به‌یاد آوریم که شورای قانون‌گذاری فلسطین که نقش مجلس را ایفا می‌کرد، از سال ۲۰۰۷، تشکیل جلسه نداده است. حماس اعلام کرده که در این انتخابات شرکت کرده، تلاش خواهد کرد با ایجاد ائتلاف بزرگی، الفتح، سازمان محمود عباس را شکست دهد. عده‌ای از ناظران معتقدند که امکان دارد سناریوی سال ۲۰۲۱ دوباره تکرار شود و بدون تعیین تاریخ جدید، انتخابات منحل شود، و این بار به دلیل تنش در کرانه باختری و اوضاع غزه. برگزاری انتخابات ریاست تشکیلات خودگردان که برای ۲۰۲۵ پیش‌بینی شده – نخستین انتخابات از سال ۲۰۰۵ – غیرمحتمل به نظر می‌رسد.

زیرنویس‌ها:

۱ – « Settlement watch », https://peacenow.org.il

۲ – دو فلسطینی در اثر گلوله‌هایی به قتل رسیدند که از قرار معلوم در حمله مشترک کولون‌ها و سربازان به روستای خیربة ابو فلاح در ۱۲ مه ۲۰۲۶ شلیک شده بود. www.btselem.org

۳ – Voir Cécile Marin, « 50 kilomètres, 5 heures de route », dans Manière de voir, n° 157, « Palestine. Un peuple, une colonisation », février-mars 2018 ; cf. Yaniv Kubovich, « IDF lawyer : Israeli army randomly, unlawfully restricts West Bank Palestinians », Haaretz, Tel-Aviv, 25 juin 2026 ; cf. aussi « Fact sheet : Movement and access in the West Bank, April 2026 », Bureau des Nations unies pour la coordination des affaires humanitaires (OCHA), 23 avril 2026, www.unocha.org

۴ – « West Bank monthly snapshot. Casualties, property damage and displacement (As of 31 july 2026) », OCHA, 24 août 2026, www.unocha.org

۵ – Mariam Elsayeh, « Israel deports British activist who protected Palestinian children », 7 septembre 2026, www.aljazeera.com

۶ – « Rolling list : Ethnic cleansing of Palestinian communities and lone families in the West Bank », 8 juillet 2026, www.btselem.org

۷ – Peace Now et Kerem Navot, rapport « Annus Mirabilis. Actions by the Israeli government to annex the West Bank, 2023-2025 », 6 juillet 2026, https://peacenow.org.il

۸ – L’OCHA met fréquemment à jour ces bilans. Cf. « Data on casualties », www.ochaopt.org

۹ – https://statistics.btselem.org

`

 

 

 

 

 



بالا

بعدی * صفحة دری * بازگشت