سقوط افغانستان به دست طالبان به روایت حمدالله محب

‌

حمدالله‌ محب، مشاور امنیت ملی حکومت اشرف غنی در افغانستان به‌تازگی کتابی با عنوان «سایه‌ها بر فراز کابل» منتشر کرده است و در بخشی از آن روایتی خود را از چگونگی سقوط افغانستان به دست طالبان و نقش پاکستان در این زمینه، ارائه کرده است؛ کتابی با انتقادات بسیاری نیز همراه شده است.

به گزارش خبرگزاری شفقنا افغانستان، محب که متهم به فساد گسترده در دوران مأموریت خود در حکومت اشرف‌غنی است، در این کتاب تلاش کرده است که خود و اشرف غنی را از این اتهامات تبرئه کند و سقوط افغانستان به دست طالبان را ناشی سیاست‌های امریکا، پاکستان و کارشکنی مخالفان سیاسی اشرف غنی بداند.

اما از همه مهم‌تر، محب در این کتاب تماس‌های خود با مقام‌های طالبان را در روزهای پیش از سقوط کابل تأیید کرده است؛ تماس‌های که درست پس از روزهای سقوط کابل توسط رسانه‌ها افشا شد.

او نوشته است که آخرین تماس تلفنی او در ۱۵ آگست ۲۰۲۱، همزمان با ورود طالبان به کابل، با خلیل‌الرحمان حقانی، عضو ارشد شبکه حقانی برقرار شد. آقای محب گفته است که حقانی از پیشاور پاکستان به او تماس گرفته بود.

این روایت در حالی مطرح می‌شود که طالبان و مقام‌های پاکستانی در سال‌های گذشته بارها اتهام حمایت سازمان‌یافته اسلام‌آباد از طالبان را رد کرده‌اند. با این حال، محب در بخش قابل توجهی از کتاب خود تلاش کرده است نشان دهد که سقوط نظام جمهوری اسلامی افغانستان بدون حمایت پاکستان از طالبان، ممکن نبود.

«نظام جمهوری بدون حمایت پاکستان از طالبان سقوط نمی‌کرد»

محب در بخشی از کتاب خود به‌صراحت می‌نویسد که گروه طالبان نمی‌توانست نظام جمهوری مورد حمایت جامعه جهانی را بدون پشتیبانی پاکستان سرنگون کند.

او استدلال می‌کند که رهبران طالبان سال‌ها در پاکستان اقامت، رفت‌وآمد و فعالیت داشتند و از شبکه‌های مالی، درمانی و لوجستیکی در آن کشور بهره می‌بردند.

محب به کشته‌شدن ملا اختر منصور، رهبر پیشین طالبان، با گذرنامه پاکستانی در بلوچستان اشاره کرده و می‌نویسد که بسیاری از اعضای هیئت مذاکره‌کننده طالبان نیز تا مدت‌ها با اسناد پاکستانی سفر می‌کردند.

مشاور پیشین امنیت ملی افغانستان همچنین رد پای سازمان اطلاعات ارتش پاکستان (آی‌اس‌آی) را در شکل‌گیری و تداوم حمایت از طالبان برجسته می‌کند و می‌نویسد ریشه این روابط به دوران جهاد ضد شوروی و شبکه‌های ایجادشده توسط پاکستان در دهه ۱۹۸۰ بازمی‌گردد.

محب همچنین در صفحات ۱۴۷ تا ۱۵۰ کتاب، جزئیات چندین دیدار خود با مقام‌های ارشد پاکستانی را شرح داده است.

او می‌نویسد که در سال ۲۰۱۹ همراه با مسعود اندرابی و مقام‌های استخباراتی افغانستان به راولپندی رفت و با جنرال قمر جاوید باجوه، فرمانده وقت ارتش پاکستان، دیدار کرد. به گفته او، باجوه در این نشست از پروژه‌های اقتصادی، خطوط لوله و اتصال منطقه‌ای سخن گفت و آینده‌ای مبتنی بر همکاری اقتصادی را ترسیم کرد.

محب می‌نویسد که همزمان احساس می‌کرد که مقام‌های پاکستانی «همان پیام‌ها را برای طالبان نیز تکرار می‌کنند» و اسلام‌آباد تلاش می‌کند روابط خود را با هر دو طرف جنگ حفظ کند.

به روایت او، نشست‌های بعدی میان مقام‌های دو کشور نیز الگوی مشابهی داشت؛ کابل موضوع پناهگاه‌های طالبان، مراکز آموزشی، شبکه‌های تمویل مالی و درمان جنگجویان طالبان در پاکستان را مطرح می‌کرد و طرف پاکستانی این اتهام‌ها را رد می‌کرد.

یکی از مهم‌ترین بخش‌های کتاب، روایت نشست محرمانه‌ای در بحرین در اواخر سال ۲۰۲۰ است.

محب می‌نویسد در این نشست که با میانجی‌گری بریتانیا برگزار شد، جنرال باجوه برای نخستین بار از ضرورت ایجاد یک «حکومت فراگیر» در کابل سخن گفت. به گفته او، وقتی از فرمانده ارتش پاکستان پرسید چه چیزی تغییر کرده است، پاسخ داد: «امریکایی‌ها در حال ترک هستند.»

محب این پاسخ را «اعترافی آشکارکننده» توصیف کرده و نوشته است که پس از تصمیم واشنگتن برای خروج نیروهایش، محاسبات استراتژیک پاکستان نیز تغییر کرد.

او همچنین مدعی است که اسلام‌آباد در ظاهر از روند دیپلوماسی حمایت می‌کرد، اما در عمل سرگرم تقویت طالبان برای تصرف قدرت بود.

«تلاش ناکام اشرف غنی برای متقاعد کردن پاکستان»


بر اساس روایت محب، اشرف غنی در سال‌های پایانی حکومت خود تلاش گسترده‌ای را برای متقاعدکردن پاکستان آغاز کرده بود.

به گفته‌ی محب، او بارها با مقام‌های سیاسی و نظامی پاکستان دیدار کرد و حتی نقش چین و بریتانیا را برای میانجی‌گری میان کابل و اسلام‌آباد جلب کرد.

اما محب می‌نویسد که این تلاش‌ها نتیجه‌ای در پی نداشت و مقام‌های پاکستانی در جلسات رسمی از همکاری و برادری سخن می‌گفتند، در حالی که به باور او، سیاست عملی اسلام‌آباد تغییر نکرد.

حمدالله محب در بخش‌های مختلف کتاب بارها تأکید کرده است که پاکستان افغانستان را نه به عنوان شریک، بلکه به عنوان بخشی از رقابت راهبردی خود با هند می‌دید و طالبان را ابزار مناسب‌تری برای تأمین منافع امنیتی خود می‌دانست.

کتاب «سایه‌ها بر فراز کابل» تازه‌ترین تلاش یکی از نزدیک‌ترین مقام‌های دولت اشرف غنی برای روایت رویدادهای منتهی به سقوط جمهوری است.

محب پیش از این نیز در بخش‌های دیگری از کتاب، از زلمی خلیلزاد به عنوان «خائن بزرگ» یاد کرده و او را در شکل‌گیری روندی که به بازگشت طالبان به قدرت انجامید، مورد انتقاد قرار داده بود.

پیش از این، حشمت غنی احمدزی، برادر اشرف غنی گفته بود که پیش از سقوط کابل به‌دست طالبان، حمدالله محب با خلیل‌الرحمان حقانی شش‌بار صحبت کرده بود.

وزیر داخله پیشین افغانستان نیز گفته است حمدالله محب پیش از سقوط کابل با خلیل حقانی تماس‌های مداوم داشته است.

خلیل‌الرحمان حقانی، وزیر پیشین امور مهاجرین و عودت کنندگان طالبان و کاکای سراج‌الدین حقانی، وزیر داخله کنونی طالبان و رهبر شبکه حقانی بود. او در سال ۲۰۲۴ در یک حمله انتحاری در مسجدی در داخل وزارت امور مهاجرین و عودت کنندگان کشته شد و داعش مسئولیت این حمله را به عهده گرفت.

 

 

  


بالا
 
بازگشت