3
  

 

 عبدالواحد خرم

 

 

جنگ کنونی افغانستان؛ جنگ جنوب و شمال است؛

 

از جلد دوم کتاب : «چالش های عمده دولت داری در افغانستان »

فصل یازدهم ، فصل پایان 

تحت عنوان : فروریختن یک تمدن 

نویسنده کتاب : جنرال ارکانحرب عبدالواحد خرم 

———————————————

 

این جنگ، جنگ تمام‌عیار تباری است، نسل‌کشی و اشغال سرزمین مردمان بومی است که به نام پروژه‌هایی چون «قوش‌تپه و …» (به بهانه این که جن‌ها هستند، خانه‌های مردم را آتش زدند) جریان دارد و می‌توان این جنگ را به جنگ اسرائیل و فلسطین همانند دانست. در منطقه «طغانک پل حصار اندراب ها » ولایت بغلان مردم را وادار به کوچ اجباری کردند، در شهرستان‌های ینگی قلعه، خواجه‌ بهاوالدین و لاله‌گذر ولایت تخار نیز خانه‌های مردم را به زور تفنگ، آزار و اذیت، لت‌وکوب گرفته شد و ناقلان و زیرستانی  را در آن‌جاها جابه‌جا می‌کنند.

این همه کوچ اجباری در زیر شمشیر امارت اسلامی و به زور جنگ‌افزار در حال انجام است. به مردمانی که از خانه‌های خودشان رانده شده‌اند، دستور داده شده است که «شما حتی در سمت شمال حق زندگی ندارید» و آن‌ها را از خانه‌های خودشان بیرون رانده‌اند. همه جهان شاهد این جریان است و به خاطر مداخله‌ای این بیچارگان آوازی بر نمی خیزد ، من این جریان را نوشتم و در صفحه فیسبوک به نشر رساندم، اما دردمندانه و سوگوارانه مدیریت فیسبوک آن را رد و حذف کرد.

“روند کوچ اجباری باشندگان برخی روستاهای ولسوالی گیزاب ولایت دایکندی آغاز شده است. بر پایه اطلاعات باشندگان، در نخستین مرحله، حدود ۲۰۰ خانواده از روستای «کندیر» و ۳۰۰ خانواده از منطقه «تگاب‌دار» این ولسوالی وادار به کوچ اجباری شده و به روستاهای پیرامون، دشت‌ها و شهرهای نیلی و قندهار پناه برده‌اند. پیش از این، باشندگان روستاهای «نوآباد» و «بالاسر تگاب‌دار» گفته بودند که بیش از چهل سال در این مناطق زندگی کرده‌اند و تاکنون هیچ‌کسی بر زمین‌ها و جایدادشان ادعای مالکیت نکرده بود.”

اما به‌تازگی، هم‌زمان با به قدرت رسیدن طالبان در کشور، برخی پشتون‌ها با پشتیبانی شماری از طالبان بومی، ادعا کرده‌اند که این جایدادها و زمین‌ها ملکیت آن‌ها است. منتقدان می‌گویند که طالبان به همه باشندگان بومی که در مسیر رود هلمند زندگی دارند، دستور داده‌اند که مناطق‌شان را ترک بگویند. یکی از این منتقدان می‌گوید: «باشندگان بومی روستاهای تگاب‌دار، نوآباد و کندیر، ۱۰ روز پیش هشدار دریافت کرده بودند که تا ۹ روز دیگر مناطق را رها کنند و به جای دیگری بروند.»

به گفته او، طالبان به مردم گفته‌اند که اراضی زیر آبیاری رود هلمند متعلق به پشتون‌ها می‌باشد. منتقدان می‌گویند که سوی دعوای این خانواده‌ها کسی به نام «جمهورخان» فرمانده یک دسته نظامی است که در اداره محلی دایکندی با والی طالبان کار می‌کند. از جمهورخان همچو معاون والی طالبان برای ولایت دایکندی نیز نام برده شده است. منابع می‌گویند که جمهورخان خودش را از قوم «تیموری» معرفی می‌کند و ادعا دارد که روستاهای تگاب‌دار و نوآباد در حریم ملکیت او قرار دارد. 

بدخشی‌های باشنده دشت ارچی ولایت کندز نیز از خانه‌های شان کوچانیده شدند و هیچ کسی به فریادشان گوش فرا نداد. در دایکندی مردم هزاره را به زور و اکراه کوچ اجباری دادند و در یکی از شهرستان‌های ولایت بلخ نیز این گونه رویداد تلخ اتفاق افتاده است. نخستین سربازی که چندسال پیش از سوی طالبان مانند گوسفند سربریده شد و سرش را در میل تفنگ به هوا چرخاندند از همین «پل حصار اندراب‌ها» بود.

رهبران در خارج از کشور سرگرم خوشگذرانی، عیش و نوش هستند؛ اما مردم اندراب‌ها و دیگر مناطق کشور قربانی می‌دهند. این در حالی است که سازمان ملل خاموشی خفت‌باری پیشه کرده است. همچنین به ده‌ها موارد دیگر روبه‌رو هستیم که باشندگان منطقه را به جرم این که در منطقه زیر نفوذ مقاومتی‌ها زندگی می‌کنند، سر بریده و در موارد دیگر تیرباران کردند.

دشمنی در برابر زبان پارسی اوج گرفته است. حتا لوحه‌ها پاک و به جایش به زبان پشتو نوشته و نصب می‌گردد، در حالی که زبان اکثریت منطقه باید رعایت گردد که دردمندانه و سوگوارانه چنین نمی‌کنند. در بلخ و بدخشان پارسی، در فاریاب و جوزجان زبان اوزبیکی، در ننگرهار و قندهار باید زبان عمومی پشتو باشد. دشواری اینجاست که سیاسیون لر ‌بر ،بازی را در مناسبات با پنجابی‌ها باخته‌اند و قرار بر این است که زبان پشتون‌های پاکستان دیگر غیررسمی است و باید به زبان اردو و انگلیسی حل معاملات کنند.

سیاست‌پیشگان پنجاب در پی انتقام از پارسی‌زبانان افغانستان هستند، در حالی که پشتو زبان آبايی و نیاکانی بخشی از مردم ما است، اما در مناطقی که گوینده دارد، باید بهره‌گیری گردد، همان‌گونه که پارسی در شمال و مرکز کاربرد گسترده و سراسری دارد. سخن بر سر این است که دستور دارند تا زبان پشتون‌های آن سوی مرز که زیر تأثیر زبان اردو هستند و این‌ها به خاطر احیای زبان پشتو، باید زبان پارسی را حذف کنند.

این اندیشه هنگامی به عمل نشانده می‌شود که سرمایه‌گذاری‌های هنگفت بیست و چندساله در راستای غنامندی زبان پشتو، راه به جایی نبرد و اکنون به جان زبان پارسی و کسانی که به این زبان سخن می‌گویند و حس تعلق دارند، افتاده‌اند. این سیاست هژمونی منطقه‌ای است که با گذشت زمان از سوی پاکستان سازمان داده شده است تا افغانستان در چند سال آینده زبان پارسی را از دست بدهد و زبان اردو جایگزین آن گردد و همچنان برنامه‌های فاسد دیگر از این مانند در دست اجرا است.

نسل‌کشی یکی از دستورهای عمده این‌ها است که در حال انجام آن هستند. کشتارهای زنجیره‌یی که از گذشته به این سو روان است، شاهد مدعای ما است. جنگ جویان وحشی جنوب و جنوب غرب را نمی‌دانم که از کدام منطق به جنگ پنجشیر و اندراب‌ها می‌فرستند تا کشتار عام کنند. ویدیوهای به‌دست آمده گواه بر آن اند که طالبان پشتون در صف اول جنگ نیستند و پیشمرگه‌هایی از مردم بومی را سازمان داده‌اند تا به هیزم جنگ باشند. اینجا منطق و سخن گفتن جرم است، اگر بگویی که این تاجیک‌ها به خاطر کشتار عام شما به جنوب رفته‌اند که شما اینجا آمده‌اید؟ هرچه بتوانند به روزگارت می‌آورند.

آیا این حکومت انتخابی است؟ آیا رهبر این‌ها حضور فیزیکی دارد که از آن اطلاع شود؟ آیا شما خواهید به زور بر همه حکومت کنید که این بقا ندارد؟ در حالی که دیگران نیز حق دارند که بر سرنوشت‌شان حاکم باشند یا دست‌کم بلاهایی که شما می‌آورید را از سر دفع خواهند کرد. عملکرد امروز شما چه بخواهید یا نه، شما را به سوی نابودی می‌کشاند، تاریخ شاهد خواهد بود.

 

۱- کوچ اجباری در دایکندی، روزنامه اطلاعات روز، ۴ میزان ۱۴۰۰

 

 

 

 

 


بالا
 
بازگشت