3
  

 

 عبدالواحد خرم

 

 

 

موضعگیری های مرحوم صبغت الله مجددی در آستانه ای سقوط حکومت داکتر نجیب الله  

ونتجیه گیری محترم عبدالوکیل وزیر خارجه آن زمان از وضعیت

 

مستشار سفارت شوروی که شخصاً با حسین، منگل نماینده گلبدین در اسلام‌آباد ملاقات نموده، افزود که در تفاوت با ملاقات‌های گذشته، وی عصبی و برخورد خصمانه داشت. وی گفت که حکمتیار به شوروی نخواهد رفت و هیچ کاری به آنجا ندارد. وی گفت، به تاریخ ۱۴ اکتبر مجدداً از طریق رحیم‌الله پسرش تقاضای ملاقات با سفیر شوروی را نمود و افزود، این ملاقات در اقامتگاه مجددی در اسلام‌آباد صورت گرفت و مجددی سفیر را به گرمی استقبال نموده، در آغوش گرفته و چندین بار بوسید.

در جریان صحبت با آواز لرزان و گریه‌آلود، در تفاوت با ملاقات‌های قبلی به‌صورت پراگنده و بی‌تسلسل و با انگلیسی شکسته صحبت می‌نمود. مجددی گفت که: «طوریکه اطلاع دارید، من به نیویارک سفر بسیار موفقانه داشتم و از ملاقاتم با پانکین و وراسنوف راضی هستم. می‌خواهم صمیمانه به شما بگویم که در برابر ما مشکلات جدی قرار دارد و ما در پاکستان آزاد و مستقل نیستیم. از جمله تمام احزاب مقاومت، من به تلاش‌های آی.اس.آی به مخالفت برخاسته‌ام. شما به خاطر دارید که سال گذشته ما خواستیم به شوروی سفر نماییم، ولی آی.اس.آی مانع من شد. درانی با من رویه خشن نموده و بعداً سیاف و خالص را نزد من فرستاد و آنها مرا تهدید نمودند.

اکنون پاکستان بدون مشوره با ما، دو هیئت را جهت اعزام به نیویارک و مسکو تشکیل داده و در بازگشت سفر از نیویارک، درانی با من برخورد بسیار خشن نمود و حتی فرصت گرفتن لباس‌های شخصی‌ام را برایم نداد. می‌خواستم از نیویارک مستقیماً به مسکو بروم، اما درانی با تهدید از من خواست که بدون ضیاع وقت به پاکستان برگردم.»

مجددی گفت: «در بازگشت از نیویارک، هیئت ما مستقیماً از میدان هوایی اسلام‌آباد نزد درانی انتقال داده شد و درانی در این ملاقات در مورد سفر ما سؤال نکرده گفت: “فعلاً هیئت دیگر به ریاست ربانی باید عازم مسکو گردد.”»

من در جواب گفتم که: «چرا شما از بنیادگرایان و گلبدین، خائنان و قاتلان مردم که همین اکنون مصروف خون‌ریزی است، حمایت می‌نمایید؟»

مجددی گفت گیلانی در حضور درانی تلاش داشت مرا به پلان درانی راضی سازد و من به درانی گفتم که دیگر تحمل توهین شما را ندارم. من از پاکستان می‌روم و اگر فامیل مرا اخراج می‌کنید، آنها را نیز با خود می‌برم. کشته شدن در افغانستان بهتر است تا توهین و تحقیر شما.

مجددی گفت که قبل از سفر به نیویارک، من به درانی گفتم که می‌خواهم به مسکو بروم، نه به نیویارک. علاوه بر آن، در لاهور ربانی با من شدیداً پرخاش نمود. زمانیکه در نیویارک بودم می‌خواستم مستقیماً به مسکو بروم. شخصی از طرف ربانی نزد من آمد، پیام شفاهی وی را برایم رسانیده گفت که مجددی، خودت خاین به مردم و جهاد هستی دیگر نمی‌توانی از مردم نمایندگی نمایی. این پیام مرا عصبانی ساخت و برایش گفتم که شما و گلبدین قاتل مردم هستید. اکنون آنها و پاکستان از طریق رسانه‌های گروهی مرا توهین نموده و حاضرم‌ گلبدین را به قتل رسانم. مجددی گفت در جلسه ۱۳ اکتوبر برای نوازشریف گفتم که درانی ضمن تحقیر و توهین خواست تا از رفتن به مسکو صرف نظر نمایم و برایش گفتم که تحمل توهین به عزت و حیثیت خود را ندارم و طی همین روزها پاکستان را ترک گفته به یکی از نقاط کوهستانی جایگزین می‌شوم. مجددی گفت مجبوراً به عضویت پسر م نجیب‌الله در ترکیب هیئت موافقه نمودم، ولی برایش گفتم حرف در مورد نزند. وی گفت هیئت تحت ریاست ربانی هیئت مجاهدین نه؛ بلکه هیئت آی.اس.آی است و گفت چند دقیقه قبل درانی از پشاور برایم تیلیفون کرده، من صحبت وی را رد نمودم. درانی برای پسرم گفت، می‌خواهد با مجددی در منزلش در پشاور صرف طعام نماید، من برایش رسانیدم که من امروز با سفیر شوروی در منزلم چای صرف می‌نمایم. بعد از لحظه سکوت و گریه گفت، من معتقدم که دیالوگ بین‌الافغانی ضرور است؛ ولی اگر در اثر فشار آی.اس.آی، بنیادگرایان در آن شرکت نمایند نتیجه نخواهد داد. بعد از گریه و مکث مختصر گفت، با صراحت به شما می‌گویم که حاضرم با داکتر نجیب‌الله ملاقات نمایم و اگر فعلاً امکان ندارد آماده‌ام با نماینده وی ملاقات نمایم. وی گفت در حضور درانی به دیگر رهبران گفتم که از ملاقات با وزرای خارجه شوروی و امریکا و سرمنشی ملل متحد به این نتیجه رسیده‌ام که همه از حل سیاسی حمایت می‌کنند و شما در انزوا قرار دارید. در حالی‌که گریه می‌گرد گفت گلبدین در صدد سوءقصد علیه من است؛ نه خودم و نه فامیلم مصئون می‌باشیم. در اخیر گفت معذرت مرا به رهبری شوروی بنابر دلایل فوق نتوانستم به مسکو بروم، رسانیده و هم برای مقامات شوروی اطمینان می‌دهم که در هر جایی که باشم از حل سیاسی حمایت می‌نمایم و در حالی‌که پاکستان را ترک می‌کنم برای رسیدن به اهداف در افغانستان کار می‌نمایم. 

به وضاحت دیده می‌شود که در اعلامیه وزارت خارجه پاکستان، بیانات اسحق‌خان رئیس جمهور، نوازشریف صدراعظم، ظاهراً همه طرفداری‌شان را از پلان پنج فقره‌ای سرمنشی سازمان ملل متحد بیان می‌نمودند؛ ولی در عقب، بطور پنهانی همه آنها برای به‌قدرت رسانیدن مجاهدین تحت فرمان شان، برای سقوط دولت جمهوری افغانستان مانند گذشته فعالیت می‌نمودند. بین سیوان نیز با دورویی مکرر، به رهبری دولت و و.خ.د.ج (حزب وطن) می‌گفت:

“سیاست رهبران پاکستان در قبال افغانستان، تغییر فاحش کرده و آنها در راه حل سیاسی قضیه افغانستان، پابندی جدی دارند.”

سیوان در ملاقات‌هایی که در آن‌وقت با دکتر نجیب‌الله و با عبدالوکیل وزیر خارجه داشته ، سعی به‌عمل می‌آورد که آنها را عمداً تشویق به خوش‌بینی در برابر موضع‌گیری‌های پاکستان و رهبران آن، امریکا و دیگر شرکای مجاهدین نماید.

سرانجام، سفر هیئت مجاهدین که سال‌ها ادعای خصومت و دشمنی آشتی‌ناپذیر با اتحاد شوروی را می‌نمودند، از ۱۱ تا ۱۵ نوامبر ۱۹۹۱، به کمک و زمینه‌سازی پاکستان، به‌خصوص آی.اس.آی تنظیم و صورت گرفت. هم‌چنان بالاخره، تلاش‌های چندین‌ساله رهبری شوروی، غرض آشتی و معامله با مجاهدین که به‌طور پیگیر در زمینه فعال بودند، نتیجه داد

نتیجه گیری محترم عبدالوکیل از کتاب دو جلدی ضخیم اش که حدود ۱۲۰۰ صفحه دارد چنین است : 

به این نتیجه‌گیری آخری در مورد سقوط ح.د.خ و فروپاشی ح.د.خ (حزب وطن) می‌رسیم که:

«با یک نگاه به پس‌منظر چگونگی تصاحب قدرت سیاسی توسط ح.د.خ در ۷ ثور ۱۳۵۷ و تأسیس رژیم جمهوری دموکراتیک افغانستان و با در نظر داشت باورهای آرمان‌گرایانه انقلابی آن حزب در یک جامعه عقب‌مانده فیودالی و قبیلوی و اشتباهات زیان‌بار که در جریان عملی نمودن آن باورمندی‌ها صورت گرفت، همچنان با پیامدهای منفی مداخله نظامی اتحاد شوروی و تشدید مداخلات و کمک‌های همه‌جانبه نظامی و مالی دشمنان افغانستان به مجاهدین و اختلافات علاج‌ناپذیر میان جناح‌های مختلف ح.د.خ (حزب وطن)، سرنوشت آن رژیم، چنان رقم خورد که احتمال سقوطش انتظار برده می‌شد.

اما در اخیر باید گفت که بعد از به قدرت رسیدن تنظیم‌های مجاهدین، طالبان و وارثین بعدی آنها، در نتیجه کارنامه‌های دردناک و فراموش‌ناشدنی که آنها از خود بجا گذاشته‌اند، اکنون در مقایسه به آنها، جمهوری دموکراتیک افغانستان، رهبران دولتی و حزبی و اعضای ح.د.خ (حزب وطن)، در برابر قضاوت تاریخ و مردم افغانستان سربلند بوده و از احترام خاصی برخوردار می‌باشند» 

سیوان و شرکایش زیر پوشش پلان پنج فقره‌ی به اصلاح صلح سرمنشی سازمان ملل متحد، فعالیت‌های خرابکارانه‌شان را برای تضعیف و سقوط دولت جمهوری افغانستان، بالخصوص، بعد از اعلام قطع ارسال سلاح از جانب شوروی به افغانستان و بغاوت نیروهای ملیشه در شمال کشور، هدفمندانه پیش می‌بردند. از جانب دیگر اعتماد، اتکا و خوش‌باوری‌های رهبران حزبی و دولتی در مورد عملی شدن پلان به اصلاح صلح سیوان و شرکایش، آنها را جرأت داد تا خواسته‌های نامعقول و خطرناک شان را یکی پی دیگری بالای رهبران حزبی و دولتی تحمیل نمایند، تا زمینه سقوط تدریجی دولت جمهوری افغانستان را مساعد سازند. بینن سیوان به اتکای اعلامیه پنج فقره‌ی سرمنشی سازمان ملل متحد پیوسته دکتور نجیب‌الله را تحت فشار قرار می‌داد تا عدم اشتراکش را در هرنوع ساختارهای آینده دولتی و حزبی اعلام نماید، که بالاخره چنین هم شد. عده‌ای از رهبران حزبی و دولتی از ابتدای اعلان آن پلان، شک و تردیدهای شان را در مورد عملی شدنش، ابراز داشته بودند. سیوان و پشتیبانان بین‌المللی‌اش، بخصوص پاکستان و امریکا، در ماه‌های قبل از فروپاشی دولت ج.ا.، خوش‌باوری‌هایی را به رهبری حزبی و دولتی افغانستان القا کرده بودند که گویا، با عملی شدن پلان پنج فقره‌ی به اصلاح صلح ملل متحد، باعث ختم جنگ در کشور می‌گردد. در حالی‌که اتکا و باور بالای آن پلان و بینن سیوان و شرکایش عملاً به حیث عامل دیگر خارجی فروپاشی دولت جمهوری افغانستان گردید…..

از عقب جلد دوم کتاب محترم عبدالوکیل وزیر خارجه حکومت داکتر نجیب الله 

 

 

 

 

 

 

 

 


بالا
 
بازگشت