جمشید کوهستانی 

 

تحلیل جنایی در اغتشاشات ، تظاهرات ایرانی

تفاوت جرایم عادی با جرایم سیاسی .

شریعت اسلامی از روز نخست میان جرایم عادی وجرایم بغی یعنی جرایم سیاسی تفاوت گذاشته است ولی در این تفاوت گذاری مصلح جامعه وامنیت آن رعایت واز نظام وکیان آن محافظت کرده است 

جرم سیاسی چه زمانی وقوع می یابد 

جرم سیاسی در شرایط عادی صورت نمی گیرد لذا هر جرمی که در اوضاع واحوال عادی واقع شود هدف وانگیزه آن هرچه باشد عادی است .بنابر این اگر کسی برای یک هدف سیاسی رئیس کشوری را بکشد ، هر چند قاتل از اشخاص سیاسی باشد تا زمانی که قتل در اوضاع واحوال عادی واقع شود جرم عادی به شمار می رود .

عبدالرحمن بن ملجم حضرت علی ع خلیفه مسلمانان را به منظور تحقق هدف سیاسی به شهادت رسانید ولی به رغم آن که قاتل از خوارج بود قتل جرم عادی محسوب شد .

جرم سیاسی در شرایط غیر عادی وبه طور معین در حالت انقلاب وجنگ داخلی واقع می شود بنابر این اگر گروهی از مردم بر ضد دولت شورش کنند ودر اثر آن بین دولت وشورشیان جنگ درگیرد ممکن است جرم سیاسی در صورتی که شرایط معینی در انقلابیون یا جنگجویان وجود داشته باشد واقع شود پس اگر این شرایط وجود نداشته باشد یا وجود داشته باشد ولی در حالت انقلاب یا جنگ نباشد جرایمی که واقع میشود نمی توان جرایم سیاسی باشد بلکه جرایم عادی است .

مجرمان سیاسی 

در اصطلاح فقها به جرم سیاسی بغی وبه مجرمان سیاسی بغاوت یا فئه یا باغیه گفته میشود.

بغاوت را فقهای چنین تعریف کرده اند گروهی هستند که با توجیهی به ظاهر قابل قبول بر ضد امام می شورند واز قدرت ونیرو برخوردار هستند به تعریفی دیگر . بغاوت گروهی از مسلمانانند که با امام مسلمانان یا نایب او یکی از دو سبب مخالفت کنند یا مخالفت آنها بر اثر آن است که از ادای حقی که بر آنها واجب شده مثل زکات سر باز می زنند یا نسبت به قبولی حکمی از احکام شریعت که علیه آنها صادر شده امتناع می ورزند خواه حکم مربوط به حق الله باشد یا حق الناس 

شرایطی که باید در مجرمان سیاسی یا بغاوت وجود داشته باشد .

از تعریف بغاوت ومطالبی که گذشته می توانیم شرایطی را که باید در شخص مجرم و عمل از وجود داشته باشد تا مجرم سیاسی یا باغی شمرده شود شرح زیر بیا زیر بیان کنیم .

شرط اول هدف از جرم .

هدف از جرم سیاسی باید عزل رئیس کشور یا هیئات حاکم ویا مخالف با آنها باشد که با وجود شرایط دیگر ، جرم ، جرم سیاسی ومجرم ، مجرم سیاسی خواهد بود اما اگر هدف از جرم ، ایجاد تغیر ی مخالف با نصوص شریعت باشد ، مثل وارد کردن مقررات مخالف با مقررات اسلامی یا تمکین در برابر دولت بیگانه ومانند آن ، جرم ،جرم سیاسی نخواهد بود ، بلکه ایجاد فساد در زمین ومحاربه با خدا و رسول است که این جرم جرم عادی است ومجازات سختی برای آن در شریعت مقرر شده است .

شرط دوم .

تاویل وتوجیه بغاوت یا مجرمان سیاسی باید عمل خود را توجیه وتاویل کنند ، یعنی امری را علت مخالفت خود بدانند وبرای صحت ادعای خود دلیل آوردند هر چند که دلیل آن در اصل ضعیف باشد ، مثل کسانی که علی ع مخالفت کردند با این توجیه که او قاتلان عثمان رضی را می شناسد وبر آنان تسلط دارد ولی چون با آنان همدست است از آنان قصاص نمی گیرد ومثل کسانی که در دوره خلافت ابو بکر رضی از دادن زکات خود داری کردند با این توجیه که بر طبق آیه 

خذمن اموالهم صدقه وصل علیهم ان صلاتک سکن لهم توبه ۱۰۳

شرط سوم 

قدرت باغی یعنی مجرم سیاسی باید دارای اقتدار ونیرو باشد نه اقتدار شخص بلکه اقتدار گروهی که با او هم عقیده هستند واگر دارای چنین قدرتی نباشد مجرم سیاسی شمرده نمی شود هرچند که عمل خود را توجیه کند .

شرط چهارم 

انقلاب وجنگ 

علاوه بر شرایط سه گانه فوق باید جرم در حالت انقلاب یا جنگ داخلی واقع شود جنگی که برای هدف مورد نظر از جرم برافراخته شده است واگر جرم در حالتی واقع شود که انقلاب وجنگ داخلی نیست بغی یعنی جرم سیاسی نبوده بلکه جرم عادی است ومرتکب آن به مجازات عادی مقرر برای جرم محکوم میشود .

اگر در قضیه ایران هیئت از طرف سازمان ملل یا سازمان کشور های اسلامی بادر نظر داشت کنوانسیون  های حقوق بشری تعین گردد فیصله شان با کدام موارد خواهد بود 

تبصره با شما 

 

 

فرستنده: محمدعثمان نجیب 

 

 

 

 

 


بالا
 
بازگشت