

م. نبی هیکل
تیوریهای رهبرگزینی
مشخصات یک زعیم و چگونگی تعیین زعیم موضوعات مورد بحث تعدادی از هموطنان به گردانندگی آقای ضرابی توجهم را جلب نمود. چند بحث از آن ردیف را دنبال کردم. مشخصه اساسی آنهمه ابراز نظر ها کلیشه ای و در راستای نحوه تفکر متداول قرار داشتند. نحوه تفکر متداول همان نحوه ای است که از یکسو با تعصب فکری و گروپی توام است و یاتفکر عمیق نیست که نه تنها تجارب داخلی و خارجی را بلکه دانش علمی را با پرسش های چرا وپ چگونه توام میسازد. زیرا ما در افغانستان همه تیوریها و تجارب را تجربه کرده ایم، تجاربی که در رسایر موارد موفق بوده اند در کشور ما همه ناکام شده اند. چرا؟
نظر داکتر فرید یونس تا حدی جالب بود که ابراز داشت افراد رهبر ان را از قبایل خود نه بلکه از قبایل دیگر انتخاب نمایند.
بحث ها محوریت نظری داشتند اما فاقد محوریت عملی بودند. به همین علت تا کنون در کار خویش سرگردان اند.
در این مقاله چند تیوری را نام میبرم و نظر خویش را در مورد آنها در پایان مقاله با شما در میان میگزارم.
تیوریهای تعیین زعیم یا رهبر ملی
۱.تیوری سنتی
دانش سنتی یعنی دانشی که از فرهنگ و از دیگران و تجارب به دست آمده است در تعیین رهبر نقش اساسی دارند. این مشخصات در افراد با تجربه بخصوص از نظر دانش متداول دینی یاغیر دینی بیشتر یافت میشدند. ما شاهدیم که به بزرگان قوم، ریش سفیدان نقش عمده داده میشد. مرحوم تره کی انسان مسن بود، احزاب علاقمندی بیشتر به جذب یا حمایت بزرگان قومی داشتند با نظر داشت کمیت آنها.
در این رابطه میتوان روش سنتی را سنت تعیین رهبر بر اساس کریتیریا: تحصیل، تجربه ، موقف و ریش سفیدی تعریف نمود.
۲. تیوری افلاطونی
مفکوره رهبران فیلسوف و فیلسوفان رهبر که در جمهوری افلاطون بران بحث شده است. هنوز هم فلسفه مشخصه عمده وسعت دید را حفط کرده است. استدلال سقراط چنین بود:
۱.جامعه خوب ممکن است هرگاه و تنها زمانی که تقوا و حکمروایی متخصص/ شخص با دانش ممکن باشد.
۲. تقوا و حکمروایی متخصص/ شخص با دانش ممکن است هرگاه و تنها زمانی که حاکم فیلسوف باشد.
۳.حکمروایی بوسیله فیلسوف ممکن است.
۴.جامعه خوب ممکن است[1]
ممکن است ادعا گردد که دکتر اشرف غنی متخصص بو/ دانشمند بود، منگر او دو نقیصه همده داشت: او فیلسوف نبود. و او یک رهبر نه بلکه منجر یک برنامه بود. او میتوانست نهادهای ملی ایجاد نماید بخصوص شرایط تشکیل احزاب ملی را ایجاد نماید.
۳. تیوری انتخابی
این تیوری برای تعیین رهبر بر انتخابات تکیه دارد.
نقیصه این تیوری بسیار است:
۱. اکثریت فاقد دانش لازم. (اعتراض جان استوارت میل)(مثالها انتخابات ( بریتانیا و امریکا) و افغانستان این افراد بر اساس دانش و دید برای آینده نه بلکه بر اساس یک امید و توقع انتخاب شده اند و یا بر اساس منافع.
۲. اقلیت منسجم و دارای برنامه میتواند افکار عامه را شکل دهد و رای دهندگان ر ا بسیج نماید.
۳. رای بحیث امتعه در مارکیت سیاسی خرید و فروش میگردد.
۴.انتخابات میتواند بوسیله محافل بیرونی تمویل و رهبری گردد.
۴. تیوری اسلامی
هرچند در مجامع دینی و هم در مجامع علمی این شیوه فکر متداول است که دین اسلام با انتخابات مخالف است.این باور نادرست است اما ممکن است ادعا نمود که بیان حاکم دین با انتخابات مخالف است.در تاریخ اسلام شاهان و امپراتوران صلاحیت و قدرت خود را ازراه دینی تبریه میکردند.
اساس ایمان بر اختیار فردی نهاده شده است.معنای اعطای این اختیار فردی این است که خالق کون و مکان به فرد اختیار داده است راه برگزیده بوسیله الله را انتخاب مینماید یا نه. شرط ضروری انتخاب این راه یعنی دین اسلام، ، انتخاب الله بحیث معبود و پرستش او تعالی است. حال وقتی الله به فرد حتی حق انتخاب داده است که اوتعالی را پرستش نماید و راه برگزیده بوسیله اوتعالی را برگزیند یا نه، این فرد اختیار انتخاب حکمران را ندارد؟
در این تیوری مشورت بر اساس معیارهای دینی:تقوا، عدالت ، قرابت به مقام یا رهبر دینی بر اساس پیشنهاد مشخص، صورت میگیرد.
سه اثر آتی را میتوان در رابطه با انتخابات در صدر اسلام مطالعه نمود
۱. خطیب، سید عبدالرحیم(۱۳۸۸) شیخین:ابوبکر و عمر. چاپ نهم. تهران:مهارت.
۲.خطیب، سید عبدالرحیم (۱۳۸۸)،صهرین:عثمان، علی. چاپ هشتم. تهران: مهارت.
۳.هیکل،م. نبی (۱۳۹۳). انتخابات: سازها و رازها. چاپ اول. کابل: شرکت طباعتی شبیر
در همه ی این تیوریها سه عنصر کلیدی وجود دارند:
۱. انتخاب زعیم.
۲. انتخاب کننده و
۳.شیوه انتخاب
دومی و سومی به انتخاب زعیم منتهی میگردند، زیرا انتخاب کنندگان به یک شیوه یا شیوه های معیین زعیم را انتخاب مینمایند. این شیوه یک روال یا یک پراسیس است که یک تولید را بوجود میآورد.
مدل انتخابات را میتوان ساده ساخت. آقای ظرابی برای بحث بر زعامت افرادی را خود و یا از طریق دوستان تعیین مینماید . این پروسه انتخاب شرکت کنندگان بحث را در بحث ها میتوانید نیز شاهد باشید. آیا آنها متخصصان امور اند؟ چگونه انتخاب شده اند ؟ و...
تیوری بنده
در جامعه ای که:
۱.یک دکترین ملی برای تامین اتحاد ملی و عملکرد ملی وجود ندارد،
۲.در جامعه ای که نهاد های ملی وجود ندارند
۳. در جامه ای که جامعه روشنفکری آن با تعصبات فکری و گروپی میاندیشند و عمل مینمایند
انتخاب رهبر ملی دشوار است، زیرا ملی فرقه ای نیست در حالیکه ترکیبی از آنها است.
انتخاب رییس جمهور یا رهبر ممکن است، مگر:
۱.از طریق احیای قدرت از راه اعمال زور.
۲. جنبش ملی / انقلاب اجتماعی: حرکت ملی در فقدان نهادهای ملی با اعتبار میتواند اختطاف گردد .
۳.از راه تقسیم قدرت به حکومتهای مرکزی و حاشیوی.)راه دور و دراز و پر مخاطره)
۴. از راه مراجع بیرونی
این شیوه های ممکن چهارگانه ( چاره ناچار ) اند مانند اینکه از( زیر باران به زیر ناوه) پناه ببرید.مثال زنده آن جمهوریتهای لیبرال کرزی و غنی اند و یا حکمروایی را با این باور که ( کفش کهنه در بیابان نعمت است) پذیریم.
ما از چند دهه در این ناچاری مانند (آب برده) به اصطلاح به هر (خس و خاشاکی) دست انداخته ایم تا بادا که نجات یابیم.
راه حل اساسی و دایمی رهایی از این چاره های ناچار:
۱. جامعه روشنفکری با حفظ تفاوتها بر یک د کترین ملی برای کار مشترک برای تحقق اهداف مشترک توافق نمایند.
۲.این دکترین را اساس مشی خودفکری و عملی قرار دهند.
۳. بر اساس آن دکترین ملی، احزاب و ساختارهای ملی را مانند ساز مانهای سیاسی، سازمانهای حقوق و فرهنگی و حتی ساختار های نظم و کنترول مانند اردو، و پولیس ایجاد نمایند.
این سازمانها در میان مردم خواستها و نیازمندیهای مردمی را به اهداف سیاسی و اهداف سیاسی را به خواستهای مردمی تبدیل نمایند تا از این راه اعتماد مردم را به دست آورند. این یک طرح معقول و تهدابی است که کار ملی را بر آن باید اعمار نمود.
از توجه شما تشکر