

عبدالناصر نورزاد
دیپلماسی ترور؛ بازتعریف بازی بیثباتسازی در سایه مذاکرات استانبول
هیئت ششنفری طالبان به رهبری رحمتالله نجیب و با حضور چهرههای استخباراتی و همچنان چهره های مانند سهیل شاهین و انس حقانی، در مذاکرات استانبول با پاکستان شرکت کردهاند. قرار است دور دوم گفتوگوهای امنیتی و استخباراتی میان طالبان و پاکستان با پادرمیانی ترکیه و عربها و تحت نظارت مستقیم ایالات متحده آمریکا برگزار شود. این گفتوگوها در سطحی نیمهعالی و به ظاهر دیپلماتیک، اما در واقع با ماهیتی نظامی و استخباراتی پیش میرود؛ زیرا موضوع مورد بحث، امنیتی، محرم و راهبردی است.
دخالت ترکیه در قضیه افغانستان نشاندهنده آن است که بازوهای دیگر امریکا، یعنی عربها و ترکها، برای تمویل و پشتیبانی پروژه افراطگرایی به صحنه بازگشتهاند. عربها و ترکها پیشتر نیز در دورههای مختلف، از جنگ جهانی علیه اتحاد شوروی تا پس از آن، در تمویل و گسترش گروههای افراطی نقش آشکاری داشتهاند. عربها با حمایت مالی و انتقال نیروهای افراطی به افغانستان، تخم تروریسم و افراطگرایی را در این سرزمین کاشتند؛ پدیدهای که اکنون تمام منطقه را درگیر ساخته است. طالبان نیز در اصل با حمایت مالی عربها به وجود آمدند. از سوی دیگر، ترکها با ایجاد مکاتب مشخص در داخل خاک افغانستان و برقراری ارتباط مستقیم با طالبان، در کنار حمایت ضمنی از ایدههای افراطی این گروه، حتی در زمان حضور نظامی خود در چارچوب نیروهای ناتو، از حملات طالبان در امان بودند. این شواهد نشان میدهد که ترکها و عربها در تقویت افراطگرایی در افغانستان و همراهی با امریکا، همدست و متحد هستند.
در ظاهر، مذاکرات جاری میان طالبان و پاکستان به نام همکاری امنیتی و جلوگیری از استفاده خاک افغانستان علیه پاکستان برگزار میشود؛ اما در باطن، تلاشی است از سوی اسلامآباد برای بازگرداندن کنترل غیرمستقیم بر کابل و مهار ساختارهای سرکش درون طالبان که دیگر به فرمان آیاسآی گوش نمیدهند. تبادل اطلاعات درباره شبهنظامیان در واقع پوششی برای شناسایی عناصر ناراضی و تصفیه درونی طالبان است. تمدید آتشبس، ترفندی برای خرید زمان و بازآرایی جبهات نفوذ است؛ و تأکید بر احترام به تمامیت ارضی چیزی جز معامله پشت پرده بر سر مرز دیورند و مسیرهای تجارتی نیست. در حقیقت، این مذاکرات نه برای صلح، بلکه برای تثبیت موقعیت پاکستان در نظم جدیدی است که آمریکا و قطر در سکوت در حال مهندسی آناند.
چیز دیگری که از این دور گفتوگوهای طالبان و پاکستان با میزبانی ترکها مشکوک جلوه میدهد، برگزاری آن پشت درهای بسته و بدون حضور رسانههاست. هنوز هیچ جزئیاتی از آجندای مذاکرات منتشر نشده است. طبیعی است که چنین گفتوگوهایی باید بهصورت محرمانه و غیررسانهای برگزار شود؛ چراکه موضوعات مطرحشده، بهشدت امنیتی و محرماند و نباید به آگاهی عموم مردم برسند. این دور بازی، با محوریت پاکستان، عربها، ترکها و زیر نظارت امریکا، بخشی از راهبرد جدید بیثباتسازی منطقهای است که واشنگتن در برابر محور شرق در پیش گرفته است. این محور، در تضاد کامل با اجندای امنیتی واستخباراتی محور شرق به رهبری روسیه، چین و بهویژه ایران قرار دارد؛ کشورهایی که با ترکها، عربها و امریکاییها سر دشمنی دارند و اعتماد عمیقی میان آنها و پاکستان وجود ندارد.
ترکها میکوشند از این گفتوگوها برای بازتعریف نقش فعال خود در میدان بازی بزرگ جدید در آسیای مرکزی از جبهه جنوبی بهره ببرند. این بازتعریف، برای آنکارا قدرت رسانهای و دیپلماتیک تازهای به همراه دارد تا بتواند در کنار فعالیتهایش در قفقاز جنوبی و پیشبرد اهداف پانترکیستی در کشورهای ترکزبان آسیای مرکزی و میانه، این بار در صحنه افغانستان نیز با همراهی پاکستان، عربها و امریکا حضور یابد.
هیچکس از محتوای واقعی مذاکرات قطر و توافقهای حاصلشده در این زمینه آگاه نیست. پاکستان آن را «محرمانه» میداند، اما طالبان مدعیاند که این توافق محرمانه نیست و هنوز نهایی نشده است. با این حال، محرمانه ماندن این گفتوگوها، به دلیل ماهیت شدیداً امنیتی آنها، برای پاکستان امری بدیهی است. پاکستان در این مذاکرات، بهعنوان یک نظام مشروع و دارای صلاحیت کامل، با جسارت تمام شرکت کرده و اجرای اجندای بینالمللی خود را در هماهنگی با متحدان غربی دنبال میکند. در مقابل، طالبان با موجی از انتقادهای بیرونی، سوءظن رسانهای و اتهامهای استخباراتی مبنی بر پناهدهی به تروریسم روبهرو هستند. اگر طالبان نیز بر محرمانه ماندن موضوعات مورد بحث پافشاری کنند، عملاً پذیرش آنها بهمنزله تأیید نقششان در پناهدهی به تروریسم خواهد بود.
به همین دلیل، در تمام دورهای گفتوگو میان طالبان بهعنوان یک دولت دیفاکتو، ترکیه، عربها و پاکستان – با نظارت مستقیم امریکا – اصل محرمیت بهعنوان یک راز بنیادین تلقی میشود و باید از هرگونه درز و رسانهای شدن آن جلوگیری گردد.
نکته پایانی این است که این دور از گفتوگوها، در واقع شکل رسمی و دیپلماتیک «رسمیتدهی به تروریسم» است؛ روندی که با تاکتیکهای گوناگون از سوی غرب، عربها و ترکها دنبال میشود. ازاینرو، هیچ امیدی برای پایان بحران افغانستان – که ماهیتی عمیقاً امنیتی دارد – وجود ندارد. افغانستان همچنان در محور بازیهای استخباراتی و امنیتی باقی خواهد ماند. مذاکرات قطر و استانبول نه برای برقراری صلح، بلکه در اصل مذاکرات امنیتی و تدوین رهنمودهایی برای تقویت تروریسم بینالمللی در خاک افغانستان است؛ بهواسطه گروههای نیابتی و تندرو مانند طالبان و تحریک طالبان پاکستان (TTP).