

عبدالواحد خرم
بحران جهانی و شکست غرب در اوکراین
وضعیت جهان امروز به بحرانی جدی رسیده است. بر همگان روشن است که آمریکا و متحدانش در جنگ اوکراین شکست سنگینی خوردهاند. اکنون سران اروپا در نظر دارند پروسه جلب و جذب نیرو آغاز کنند و
سربازان خود را در خط مقدم دفاع از اوکراین مستقر سازند، کاری که نشاندهندهٔ درماندگی و سردرگمی آنهاست.
در حال حاضر پنجاه کشور دنیا در برابر پوتین و روسیه قرار گرفتهاند و در واقع، جنگ اوکراین نه صرفاً یک درگیری منطقهای، بلکه جنگی است علیه امریکا و ناتو. غرب که در شرق میانه زمینگیر شده و
در اوکراین شکست خورده است، اکنون تلاش دارد جبههٔ تازهای در افغانستان باز کند تا نفوذ خود را در آسیای میانه، روسیه، چین و ایران تقویت نماید.
این سیاست جدید، با ایجاد جنگ میان طالبان و ارتش پاکستان طراحی شده است. سه بار میانجیگری ترکیه و قطر میان طالبان و پاکستان انجام شد، اما هیچ نتیجهٔ مثبت حاصل نشد و هر دو کشور ناکام ماندند
. پاکستان اکنون در آتشی که خود برافروخته، گرفتار شده و از حد خود فراتر رفته است؛ اکنون خود کرده، نه درد دارد و نه درمان.
دوم : جنگ نیابتی هند و پاکستان و نقش قدرتهای منطقهای
_________________________
جنگ میان طالبان و ارتش پاکستان، تنها یک درگیری محلی نیست، بلکه نمایانگر جنگ نیابتی هند و پاکستان است. روسیه و هند، آشکارا و غیرآشکارا، طالبان را علیه پاکستان حمایت میکنند تا
برنامههای نظامی و سیاسی آمریکا ناکام بماند.
در نشست تهران، وزیر داخله و معاون وزارت داخله افغانستان، آقای صدر ابراهیم، با هماهنگی سیاست ایران نزدیک شدند و سفر اخیر متقی به دهلی نو نیز شاهدی بر این ارتباطات است. پوتین نیز به صراحت
اعلام کرده که از تمامیت ارضی افغانستان حمایت میکند.
اظهارات سبکسرانه وزیر دفاع پاکستان، که باعث تحرکات مردم شد، دور از عرف دیپلوماتیک بود و هوش مردم را بر هم زد. وی مدعی است که طالبان پرورش دادهٔ پاکستان را دوباره آواره و
به کوههای تورۀ بوره بازمیگردانند، در حالی که واقعیت نشان میدهد که این بحران ریشههای پیچیدهٔ منطقهای و بینالمللی دارد.
سوم : اظهارات پاکستان و افشای واقعیتها
________________
به گفتهٔ وزیر دفاع پاکستان:
«پاکستان نیازی به استفاده از حتی بخشی از زرادخانهٔ خود برای نابودی کامل طالبان ندارد. اگر بخواهیم، تکرار صحنههای شکست آنان در تورۀ بوره، صحنهای تماشایی برای مردم منطقه خواهد بود. غمانگیز است
که میبینیم طالبان کورکورانه افغانستانرا به سمت درگیری دیگری سوق میدهند تا حکومت غصب شدهٔ خود و اقتصاد جنگی را حفظ کنند.»
وی ادامه داد:
«تا جایی که به روایت گورستان امپراتوریها مربوط میشود، پاکستان قطعاً ادعای امپراتوری ندارد، اما افغانستان گورستان واقعی مردم خود است و همواره زمین بازی امپراتوریها بوده است.»
خواجه محمد آصف، وزیر دفاع پاکستان
کسی دیگر در صفحهٔ فیسبوک نوشت:
«اظهارات وزیر دفاع پاکستان همه را شوکه کرد. جهاد افغانستان پروژه و جعلی بود و رهبران جهادی به دستور CIA و ISI عمل میکردند. اکنون همه چیز خود ساختهٔ پاکستان علیه خود عمل کرده است.»
چهارم : اوکراین و پیامدهای انسانی جنگ
————————————
در اوکراین، مردم قربانیان بسیاری داده و خانه و کاشانه خود را از دست دادهاند. دختران بالای ۱۸ سال به غرب مهاجرت کرده و مورد سوءاستفاده و فشارهای اجتماعی قرار گرفتند از ۴۴ میلیون نفر جمعیت، حدود ۱۴ میلیون
نفر به اجبار مهاجرت کردند. زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، مردم را در زیر توپ و تانک روسیه قرار داد و همزمان ثروت هنگفتی جمعآوری کرد.
غرب با هدف دسترسی به منابع روسیه و تجزیه این کشور پرجمعیت و پهناور، برنامههای بلندمدتی داشت اما در این هدف موفق نشد و جمعیت ۱۴۵ میلیونی روسیه برخلاف انتظار غرب، متحدتر شد.
اکراین اکنون تبدیل به ژاندارم علیه روسیه و شرق اروپا شده و پاکستان نیز به ابزاری برای کنترل افغانستان و آسیای میانه و مقابله با ایران و چین تبدیل شده است.
پنجم : تاریخچهٔ تنشها میان افغانستان و پاکستان
———————————————
پاکستان هیچگاه نیت خیر نسبت به افغانستان نداشته است. از دورهٔ ظاهرشاه، داودخان، تا دوران استاد ربانی، حکومتهای جمهوری و اکنون، این کشور همواره در امور داخلی افغانستان دخالت کرده است.
ارتش پاکستان بارها در خاک افغانستان پیشروی کرده و نیروهای افغان را شکست داده است. در زمان جمهوریت، پاکستان در کنر و سپین بولدک ۱۷ کیلومتر خاک افغانستان را تصرف کرد و مردم منطقه شاهد
راکتزنیها و بمبارانها بودند. طالبان نیز این بار ابزار پاکستان برای بمباران پنجشیر و قتل و کشتار مردم بودند.
این کشور برای کنترل افغانستان ساخته شده و رهبران سیاسی افغانستان را در خاک خود یا با اعزام تروریستها به قتل رسانده است. ایمن الظواهری، معاون القاعده، در کابل کشته شد و این نشان داد که
پاکستان توانسته تهدیدها را در خاک خود ریشهکن کند، بدون آنکه نیاز به بمباران کابل باشد.
ششم : طالبان و محدودیتهای ادارهٔ کنونی
————————————-
طالبان اکنون بخشی از جامعهٔ افغانستان هستند و واقعیتی عینی را تشکیل میدهند، اما هنوز شایستهٔ رهبری و ادارهٔ کل کشور نیستند. تجربه نشان داده که رهبران افغانستان همیشه برای رسیدن به کرسی قدرت و
منافع شخصی، با کشورهای همسایه و قدرتهای جهانی معامله کردهاند و در این مسیر به خون شهدا خیانت شده است نمونهٔ بارز آن، فرار ننگین اشرف غنی با نادیده گرفتن جان ۷۵ هزار
نیروی نظامی و سرقت داراییهای ملی است.
طالبان، ادامهدهندهٔ راه اشرف غنی با تغییر لباس و شیوهٔ مدیریت، اکنون با پاکستان روبهرو شدهاند. در حالی که افغانستان با استبداد داخلی، فقر، بیکاری و مهاجرت گسترده مواجه است، طالبان به عنوان
یک حکومت تکمحوری، زنستیز، مکتبستیز و فارسیستیز عمل میکنند و به شکل مشهودی پایههای قومی و مذهبی خود را تحکیم میکنند.
هفتم : ظلم و ستم طالبان
—————————-
طالبان نه تنها بر اقوام غیرپشتون ظلم میکنند، بلکه حتی بر پشتونهای افغانستان نیز تسلط دارند. افراد عادی جمهوریخواه را تعقیب، زندانی و شکنجه میکنند و اعترافاتجبری را گرفته و سپس قربانیان را
به قتل میرسانند. جنازهها در مقابل درب خانهها رها میشوند و این سلسلهٔ کشتار پس از اخراج غیرقانونیمهاجرین از پاکستان و ایران افزایش یافته است، به گونهای که تمامی مردم شاهد آن هستند.
افغانستان با پاکستان پیشینهٔ تاریخی خوبی ندارد. از زمان ایجاد این کشور، چه دورهٔ ظاهرشاه، چه داودخان، چه دوران استاد ربانی و جمهوریت، همواره پاکستان با افغانستان از در دوستی پیش نیامده و
در هر نوع حکومت دخالت مستقیم و غیرمستقیم کرده است.
هشتم : پیشینهٔ نظامی و دخالتهای پاکستان
———————
عساکر ارتش پاکستان در خوست و جلالآباد عقب مجاهدین قرار گرفتند و تا ثمرخیل با توپ و تانک پیش آمدند، اما توسط نیروهای مسلح افغانستان شکست خوردند. رژیم اسلامآباد، دکتر نجیبالله، پشتونتبار را
ناپسند میدانست و مسیر مصالحهٔ ملی او را اخلال کرد.
در زمان جمهوریت، پاکستان ۱۷ کیلومتر خاک کنر و سپین بولدک را تصرف کرد و مردم شاهد راکتزنیها بودند. طالبان این بار، ابزار پاکستان برای بمباران پنجشیر و کشتار مردم بودند.
نهم : سیاست خارجی طالبان و جنگ نیابتی
__________________
طالبان در سیاست خارجی هنوز راه خود را گم کردهاند و نمیدانند کدام راه درست و کدام راه غلط است. جنگ جاری میان طالبان و پاکستان، نه جنگ واقعی میان مردم دو کشور، بلکه یک
جنگ نیابتی است که در پشت آن، هند از یک سو و آمریکا از سوی دیگر قرار دارند.
با آنکه نشستها در استانبول نتیجهٔ مشخصی نداشته است، هنوز باید منتظر تحولات نوامبر بود تا روشن شود سیاستهای منطقهای چگونه شکل خواهند گرفت. طالبان اکنون با محدودیتهای شدید مواجهاند و
حتی در سطح داخلی، توانایی ادارهٔ امور پیچیدهٔ کشور را ندارند.
دهم : ضعف در رهبری و مهارتهای نظامی
__________________
رهبران طالبان فاقد تحصیلات آکادمیک و دانش لازم برای مدیریت جنگهای مدرن و پیچیده هستند. آنان تنها قادر به هدایت عملیاتهای چریکی محدود در سطح کندک و دستههای پیاده هستند، در حالی
که جنگهای مدرن و هوایی، نیازمند تخصص و دانش نظامی پیشرفته است.
نمونهٔ بارز این ضعف، مدیریت وزارت تحصیلات عالی توسط ملا ندیم است که علناً اعلام میکند از زن و مکتب خوشش نمیآید، یا ادارهٔ ترافیک که با خواندن دعا به افراد لایسنس میدهد و هر روز شاهد
حوادث خطرناک هستیم. این اقدامات، نشاندهندهٔ ناتوانی در ادارهٔ کشور است.
یازدهم : طالبان در برابر عدالت اجتماعی و تساوی حقوق
_________________
عدم وجود عدالت اجتماعی و تساوی حقوق میان مردم، سبب شده که طالبان نتوانند اتحاد واقعی مردم را ایجاد کنند. آنان حکومتی تکتباری و تکمحوری را پیش میبرند و با ظلم و ستم بر اقوام غیرپشتون،
مشروعیت خود را کاهش میدهند.
بخش سوم
دوازدهم : پیشینه تاریخی روابط افغانستان و پاکستان
افغانستان و پاکستان هیچگاه رابطهٔ دوستانه و پایدار نداشتهاند. از زمان ایجاد پاکستان توسط بریتانیا در ۱۷۴۷ و جدا شدن آن از هند، این کشور همواره در امور داخلی افغانستان دخالت کرده است.
حتی در دوران ظاهرشاه، داودخان، استاد ربانی و جمهوریت، پاکستان آشکارا و پنهان در امور افغانستان مداخله داشته و گاهی با فرستادن تروریستها، رهبران افغانستان را تهدید و به قتل رسانده است.
سیزدهم : دخالت نظامی و تجاوزات گذشته
عساکر ارتش پاکستان در نقاط مختلف افغانستان، مانند خوست و جلالآباد، پیشروی کردند اما توسط نیروهای مسلح افغانستان عقب رانده شدند. در زمان جمهوریت، پاکستان موفق شد ۱۷ کیلومتر از خاک کنر و
سپین بولدک را تصرف کند و مردم شاهد حملات راکت و توپخانه بودند. طالبان نیز این بار به ابزار پاکستان برای بمباران پنجشیر و قتل مردم تبدیل شدند.
ایمن الظواهری، معاون القاعده، در کابل کشته شد، و این نشان میدهد که طالبان و گروههای وابسته به پاکستان، به عنوان ابزارهایی برای نفوذ خارجی عمل میکنند.
چهاردهم : ناکارآمدی رهبری طالبان
طالبان فاقد تجربه و دانش لازم برای ادارهٔ کشور هستند. رهبران آنان قادر به ادارهٔ جنگهای مدرن نیستند و تنها توان مدیریت عملیاتهای کوچک و چریکی را دارند. ملا ندیم، وزیر تحصیلات عالی، با اظهارات
ضدعلمی و ضدزن، نمونهای از ضعف مدیریت طالبان است.
ادارهٔ ترافیک نیز با روشهای غیرعلمی و سنتی، مانند خواندن دعا برای صدور لایسنس، باعث حوادث خطرناک و جانباختن شهروندان شده است. این نمونهها نشاندهندهٔ فقدان مهارت و دانش لازم برای
ادارهٔ یک کشور مدرن است.
پانزدهم : طالبان و محدودیتهای مشروعیت داخلی
با وجود اینکه طالبان بخشی از واقعیت جامعه افغانستان هستند، اما هنوز شایستهٔ رهبری کل کشور نیستند. حکومت آنان تکتباری و تکمحوری است و از عدالت اجتماعی و تساوی حقوق میان مردم فاصله دارد.
این شرایط باعث شده که اتحاد ملی میان مردم شکل نگیرد و افغانستان همچنان در بحران داخلی و تنشهای قومی باقی بماند.
شانزدهم : جنگ نیابتی هند و پاکستان
جنگ میان طالبان و ارتش پاکستان، در واقع یک جنگ نیابتی میان هند و پاکستان است. پشت این درگیری، نیروهای خارجی قرار دارند؛ آمریکا از یک سو و هند از سوی دیگر. این درگیری نه تنها منطقهای،
بلکه بخشی از بازی پیچیدهٔ قدرتهای بزرگ است که با اهداف سیاسی و اقتصادی عمل میکنند.
پاکستان، به عنوان ششمین قدرت نظامی جهان و دارندهٔ بمب اتمی، با حمایت آمریکا توانسته است ابزارهای نظامی پیشرفتهای را به دست آورد، اما فقیر و گرفتار بدهیهای کلان است. فساد و فحشا، مواد مخدر
و افراطگرایی در این کشور گسترده است و توان ادارهٔ بیش از ۲۰۰ میلیون جمعیت را ندارد.
بخش چهارم
هفدهم : نقش افغانستان و طالبان در معادلات منطقهای
طالبان، به رغم ناتوانیهای داخلی، اکنون نقش کلیدی در جنگهای نیابتی منطقه ایفا میکنند. آنان به عنوان ابزار پاکستان و در حمایت از تحریک طالبان پاکستانی، در خاک افغانستان علیه ارتش پاکستان عملیات
انجام میدهند. این درگیریها باعث شده که مردم افغانستان و پاکستان با بحران انسانی و اقتصادی روبهرو شوند.
طالبان، با سیاستهای زنستیز و مکتبستیز، تنها بر پایهٔ منافع قومی و مذهبی خود عمل میکنند. عدم عدالت اجتماعی و تبعیض قومی باعث شده است که مردم متحد نشده و حمایت کامل از دولت طالبان نداشته باشند.
هژدهم : ضعف دیپلماسی و ناهماهنگی داخلی
در سیاست داخلی و دیپلماسی، طالبان فاقد هماهنگی و تجربهٔ لازم هستند. اختلاف نظر میان رهبران مانند ملا ندیم و سراجالدین حقانی نشان میدهد که حتی درون ساختار حکومت طالبان نیز اتحاد واقعی وجود ندارد.
نشستهای استانبول تا کنون نتیجهٔ مشخصی نداشته است و هنوز مشخص نیست که طالبان در سیاست خارجی به چه سمت و سویی حرکت خواهند کرد. فقدان تجربه و دانش سیاسی، توانایی آنان در مدیریت
بحرانهای داخلی و خارجی را محدود کرده است.
نزدهم : بحران افغانستان و نقش قدرتهای منطقهای
افغانستان همچنان در بحران عمیق سیاسی، اقتصادی و اجتماعی گرفتار است. طالبان، با ضعف مدیریت، نداشتن دانش لازم و دیدگاه تکمحوری، قادر به ایجاد ثبات و امنیت در کشور نیستند. فساد،
تبعیض قومی، ظلم به اقوام غیرپشتون و محدودیتهای اجتماعی، مردم را دچار رنج و ناامنی کرده است.
پاکستان با سابقهٔ دخالتهای تاریخی و امروز به عنوان ابزار آمریکا، بار دیگر تلاش کرده است نفوذ خود را در افغانستان گسترش دهد. جنگ میان طالبان و ارتش پاکستان، به جای حل اختلافات،
تنها به منافع نیروهای خارجی و بازیهای نیابتی خدمت میکند.
بیستم : پیامدهای انسانی و اجتماعی
مردم افغانستان از فقر، بیکاری، مهاجرت اجباری و بحرانهای انسانی رنج میبرند. زنان و کودکان بیشترین آسیب را دیدهاند و حقوق اولیهٔ آنان نادیده گرفته شده است. طالبان با سیاستهای زنستیز و مکتبستیز،
نه تنها آیندهٔ کشور را به خطر انداختهاند، بلکه اعتماد مردم را نیز نسبت به حکومت کاهش دادهاند.
بیست ویکم : چشمانداز منطقهای و بینالمللی
با توجه به منافع هند، پاکستان، آمریکا و سایر قدرتهای منطقهای، افغانستان همچنان میدان رقابت و منازعه خواهد بود. نشستهای بینالمللی مانند استانبول تاکنون نتایج مشخصی نداشته و آیندهٔ کشور
در هالهای از ابهام قرار دارد.
روسیه، هند و کشورهای آسیای میانه واکنشهای خود را نشان دادهاند و حمایتهایی برای حفظ ثبات و مقابله با دخالتهای خارجی انجام میدهند. اما تا زمانی که طالبان ناتوان ازمدیریت صحیح کشور باشند و
اختلافات داخلی حل نشود، افغانستان همچنان در وضعیت بحرانی باقی خواهد ماند.
افغانستان، با تاریخچهای پرتنش و نفوذ گستردهٔ قدرتهای خارجی، نیازمند حکومتی پایدار، منسجم و عادلانه است. طالبان بخشی از واقعیت جامعهاند، اما شایستهٔ رهبری کامل کشور نیستند. تنها با عدالت اجتماعی،
احترام به حقوق مردم و کاهش دخالتهای خارجی میتوان چشمانداز بهتری برای آیندهٔ افغانستان متصور شد.
نکته اخیر اینکه مردیکه در قبال طالبان خوب سیاست ونبرد می دارد و آنها را در سطح جهان افشا نمود همین خواجه محمد اصف وزیر دفاع پاکستان است که بی پرده ماهیت معامله گری و وابستگی زمامداران افغانستان را به تفصیل گرفت