

نجیب داوری
از بی تفاوتی در برابر اخراج پناهندگان تا شوق افراطی حضور در کنسرت
اخراج جبری میلونها پناهنده افغان از ایران و پاکستان یکی از تلخ ترین و بیرحمانه ترین رویدادهای عصر حاضر است. این روند نه تنها در تضاد آشکار با تمام کنوانسیونهای بینالمللی قرار دارد، بلکه با اصول اسلامی و انسانی نیز منافات کامل دارد. پناهندگان افغان که سالها درشرایط سخت کارکردهاند، اغلب بدون دریافت آخرین دستمزد و بدون رعایت ابتدایی ترین حقوق انسانی در حالی بزوراخراج میشوند، که بسیاری از آنها حتی دار و ندار اندک خود را نیز از دست داده و با دستان خالی به افغانستان بازگردانده میشوند. افغانستانی که تحت حاکمیت طالبان، خود درگیر بحران شدید اقتصادی و بیکاری است.
سکوت افغانهای غرب نشین در برابر بیعدالتی
در چنین شرایط انتظارمیرفت که افغانهای مقیم غرب – از کانادا و آمریکا گرفته تا اروپا و آسترالیا – با اعتراضات گسترده و حرکت های مدنی، صدای هموطنان مظلوم شانرا به گوش جهانیان برسانند. برگزاری تظاهرات، ارسال نامه های اعتراضی به دولتها و نهادهای بینالمللی و همکاری با رسانهها میتوانست بخشی از رنجهای مهاجران بی صدا را بازتاب دهد. اما واقعیت تلخ این است که واکنشها بسیار ناچیز و ضعیف بود. گویی درد و رنج میلیونها افغان در ایران و پاکستان برای جامعه غرب نشین افغان هیچ اولویت ندارد.
نمونه یی از بی تفاوتی
بتاریخ 21 اپریل 2025، جنبش تحفظ پشتون گردهمآیی اعتراضی علیه اخراج مهاجران افغان از پاکستان در پارک پارلمان اونتاریو در مرکزشهر تورنتوی کانادا برگزار کرد. توقع میرفت که صدها و حتی هزاران افغان مقیم بزرگ شهر تورنتو در این گردهمآیی حضور یابند و اتحاد خود را به نمایش گذارند. اما درعمل تنها ده نفر افغان در محل حاضر شده بودند، درحالیکه حدود 50 نفر از افغانهای آنسوی خط فرضی دیورند (پشتونستانیها) با جدیت درمظاهره مذکوراشتراک کرده بودند. این تعداد اندک برای هر افغان آزاده که دغدغه ملی دارد، مایه خجالت و شرمساری است.
حمایت کُردها وغیبت افغانها
نمونه دیگر در 19 جولای 2025 رقم خورد؛ جایی که یک سازمان سیاسی کُردی - ایرانی و شماری از چپهای ایران خصوصاً حزب توده در تورنتوعلیه سیاستهای ضد انسانی حکومت ایران نسبت به پناهندگان افغان تجمع اعتراضی در پارکی بنام (مل لتسمن) برپا کردند. صدها نفر از کردها و ایرانیان بشردوست در این گردهمایی شرکت نمودند. اما از میان جامعه مهاجر افغان، تنها چهار نفر به میدان آمده بودند. این در حالی بود که اعلان و فراخوان این برنامه از پیش در رسانههای اجتماعی میان افغانها پخش و همزمان فعالان کُرد از برخی افغانها خواسته بودند که درتجمع مذکور سهم بگیرند. غیبت افغانها در چنین صحنههایی تنها نشاندهنده بیتفاوتی نیست، بلکه بازتابی است از بحران هویت جمعی و ضعف روحیه مسئولیت اجتماعی در جامعه مهاجر افغانها، بصورت کل در کشور های غربی.
ازدحام درکنسرت خانم نغمه
یک ماه بعد، در 19 اگست 2025، به نام بزرگداشت از 106مین سالگرد استقلال افغانستان، هزاران افغان در یکی از بزرگترین سالونهای شهر تورنتو گردهم آمدند. اما واقعیت اینست که انگیزه اصلی بیشتر آنان نه استقلال افغانستان، بلکه حضور در کنسرت خانم شاهپیری نغمه بود. جمعیت آنقدر زیاد شد که سالون ظرفیت خود را از دست داد، نظم عمومی برهم خورد و پولیس ناچاربه مداخله شد، تا سرانجام جشن و کنسرت قبل از اینکه آغاز شود، متوقف گردید. این یک تضاد فاجعه باراست. چهار نفر برای دفاع از میلیونها پناهنده، اما هزاران نفر برای یک کنسرت.
اولویتهای معیوب
این مقایسه بروشنی نشان میدهد که اولویتهای بخش بزرگی از جامعه مهاجرافغان، سطحی و معیوب است. ما برای تماشا و شنیدن موسیقی هزاران نفر را بسیج میکنیم، اما برای عدالت و دفاع از حقوق هموطنان مظلوم ما، حتی ده نفرهم به میدان نمی آئیم. این رفتار نمایانگرآنست که فرهنگ اعتراض مدنی و احساس مسئولیت جمعی در میان مهاجران افغان و غرب نشین هنوز نهادینه نشده است.
پیام تلخ
چنین وضعیتی پیام خطرناکی دارد. دشمنان تاریخی ما این بی تفاوتی را می بینند و یقین حاصل میکنند که افغانها برای حقوق خویش حتی درشرایط آزادی کامل غرب نیز حاضر به ایستادگی نیستند. جامعه یی که چهار نفر برای دفاع از میلیونها پناهنده دارد، اما هزاران نفر برای یک کنسرت؛ هنوزاز بلوغ سیاسی، مسئولیت اجتماعی و هویت جمعی فاصله زیاد دارد. اگراین وضعیت ادامه یابد، ما نه در داخل کشور و نه در مهاجرت، توانایی تغییر سرنوشت خود را بسوی ترقی، آبادی و مهار ثروتهای طبیعی خود نخواهیم داشت.
و بلاخره پیام حضور طالبان کرام و امارت اسلامی افغانستان
با اینها و با وجود تلخی های فوق، حضورهزاران نفر در کنسرت احتمالی میرمن نغمه در بیرون از افغانستان، در حالیکه طالبان موسیقی و کنسرت را در داخل کشوربه شدت ممنوع کرده اند، پیام آشکار و روشن برای طالبان دارد. این حضور گسترده نشان میدهد که موسیقی و شادی - بخشی جداییناپذیر از هویت فرهنگی افغانهاست و نمیتوان آن را با زور سرکوب کرد. حضورهزاران افغان در کنسرت اجرا ناشده خانم نغمه بیانگر این واقعیت است؛ که هرچند طالبان در جغرافیای افغانستان قدرت دارند، اما با روح و روان جمعی افغانها در سراسر جهان فاصله بسیار دارند. افغانها با شرکت در چنین برنامه ها به طالبان می فهمانند که فرهنگ، هنر و موسیقی از نسل های گذشته به آنان به ارث رسیده و هیچ قدرتی قادر نیست این میراث را نابود کند. این پیام نمادین به طالبان میرساند که سیاست سرکوبگرانه شان در برابر هنر موسیقی، نه تنها ناکام خواهد ماند بلکه بر خلاف میلشان، بیشتر از هر زمان دیگر ارزش موسیقی و آزادی فرهنگی را در ذهن افغانها جوانه زده، عملاً رشد و تجلی خواهد یافت، که شوق افراطی حضور هزاران زن، مرد، پیر، جوان و حتی طفل افغان در کنسرت یادشده - اما نا اجرا، ثبوت این مدعاست.