نجیب داوری

 

برگشت پناهندگان وعلاج تراژدی قبل از وقوع

اخراج اجباری پناهندگان افغان از کشور های ایران و پاکستان و بازگشت آنها در سطح صدها هزار و حتی ملیون نفر به افغانستان بار سنگینی خواهد بود بدوش دولت وملت افغانستان. زیرا با در نظرداشت نیم قرن جنگ درافغانستان، نابودی زیرساخت ها و نبود منابع لازم پولی - اگر جامعه جهانی درعرصه وقت بداد پناهندگان بازگشت داده شده افغان نرسد، بدون شک تراژدی بزرگی در راه خواهد بود.

بناً جا دارد که جامعه جهانی وافغانهای ثروتمند چون میرویس عزیزی وغیره در سراسر جهان بدون تأخیر و بلادرنگ هرچه زود تر در تفاهم با مقامات امارت اسلامی افغانستان بداد پناهندگان باز گشت داده شده در شرق و غرب افغانستان رسیدگی و قبل از آنکه دیر شود از وقوع فاجعه و تراژدی بزرگ انسانی جلوگیری کنند.

داستان مهاجرت ها

 داستان مهاجرت افغان‌ها به بیرون از کشور به نیمه اول دهه پنجاه میلادی برمیگردد، گاهیکه با تشکیل کشوراسرائیل هزاران هموطن یهودی ساکن کابل و هرات برای اقامت دایم راهی کشوراسرائیل شدند. اما در دهه‌ شصت میلادی نخستین کاروان‌ کارگران افغان با امیدهای فراوان، برای کسب روزی حلال و ساخت آینده‌ بهتر بسوی ایران و کشورهای عربی بحرکت درآمد. این سفرها نه برای اقامت دایم، بلکه برای تأمین لقمه‌ نان، رفاه خانواده‌ و دسترسی به سرمایه بود. مردان افغان درحالیکه خانواده‌هایشان را دروطن میگذاشتند با رویأی بازگشت هرچه زودتر، به سفر یکساله یا دوساله رهسپار کشور های عربی و ایران میشدند، سفرهای که موقت بود- نه مهاجرت دایمی.

نسیم امید با تحول 26 سرطان

با وقوع کودتای 26 سرطان 1352 برهبری سردار محمد داوود خان و آغاز دور تازه‌ از بازسازی کشور، نسیم امید در دل‌ها وزیدن گرفت. فرصت‌های شغلی روز تا روز افزایش یافت و دولت با قانونمند ساختن اعزام کارگران افغان ازطریق پاسپورت و ویزا و همچنین آموزش‌های فنی و حرفه، راه های آبرومند برای مشارکت افغان‌ها را در پروژه‌های ساختمانی کشورهای ثروتمند عرب و ایران فراهم ساخت. امید میرفت که با تطبیق پلانهای هفت ساله انکشافی تحت حاکمیت جمهوری نوپای داوودخان و ایجاد ده ها هزار فرصت کاری در داخل کشور، غیابت افغانها از خانه و خانواده برای کار و نفقه حلال در خارج از کشور به صفر تقرب کند؛ اما دریغا که این پروسه توسط همسایه مغرض شمالی با صاعقه ثور سبوتاژ وهرگز تحقق کامل نیآفت.

آغاز پناهندگی و مهاجرت توده‌های میلیونی برای نیم قرن

با کودتای خونین 7 ثور 1357 ورق برگشت. حکومت جدید " که خود را انقلابی ؟ " می‌نامید، تلاش کرد تا ایده‌های وارداتی سوسیالیستی را به زوربرچه ومرمی برمردم تحمیل کند. در نتیجه مخالفت‌های گسترده در سراسر کشورآغاز و رژیم مغرورتازه بقدرت رسیده بجای گفتگو و تفاهم، دست به سرکوب وحشیانه مردم زد. عاقبت میلیون‌ها افغان برای نجات جان وخانواده - آواره‌ دشت‌های سوزان پاکستان و محله‌های فقیرنشین ایران شدند؛ جایی که قرار بود موقت باشند اما به اقامتگاه نیم ‌قرنه برایشان مبدل شد.

چپاول برسفره‌ پناهندگان و دفاع از تمامیت ارضی ایران

در پاکستان با وجود کمکهای هنگفت نهادهای بین‌المللی عنوانی پناهندگان افغان، بوروکراسی فاسد فرماندهان دولتی پنجاب این کمک‌ها غارت و ازگاو غدود به پناهندگان داده میشد. گروه های مجاهد پیوسته در کمپ های پناهندگان جوانان رشید را سرباز گیری، تا بجنگ هموطنان شان بداخل افغانستان بفرستند.  در ایران نیزهزاران جوان مهاجر افغان بجای زندگی و تحصیل، بعنوان گوشت دم توپ به جبهات جنگ با عراق فرستاده میشد تا برای دفاع از تمامیت ارضی ایران جنگیده و برای رژیم آخوندی ایران در سطح جهانی وجهه کمایی کنند.

سقوط حاکمیت چپ وامیدی که زنده نشد

با سقوط رژیم چپی ها در سال 1992  میلادی امید ها در امر بازگشت پناهندگان ازکشورهای ایران و پاکستان بداخل کشورتازه شد. اما شعله ‌های جنگ داخلی میان تنظیم ‌های جهادی به تحریک مستقیم همسایگان شرقی و غربی در وجود نیابتی های معلوم الحال همه ‌چیز را در خاکستر فرو برد. افزون برآن آزار و اذیت اقلیت مظلوم‌ هندوباور و سیکهــ‌ نیز بخشی دیگر از تراژدی کشور ماتمکده ما را میسازد.  غصب خانه ها، چپاول اموال و مجبورساختن هموطنان هندوباور و سیکهــ به مهاجرت به بیرون کشور شرم ننگین و خجالت آوریست که هرگز از جبین دولت اسلامی – جهادی (1992-1996) و گروهک های جهادی پاک نخواهد شد. در ادامه با به قدرت رسیدن حاکمیت طالبان اول نسبت فشارهای اقتصادی روزافزون، نبود کارومحوآزادی های مدنی و شخصی به شمارمهاجرین بکشورهای همسایه بازهم بیشتروبیشترافزون بعمل آمد.

میلیاردها دالر و رؤیایی که خاک شد

پس از حملات  11 سپتامبر سال 2001 معروف به حادثه 11/9 و سقوط امارت اسلامی اول، جهان با میلیاردها دالر وارد افغانستان شد؛ فرصت طلایی برای بازسازی کشور و بازگشت مهاجرین. اما این فرصت  اگر اندکی تحقق یافت اما بصورت کل توسط حکومت فاسد برهبری حامد کرزی از یکسو و نیابتی‌های ایران و پاکستان از سوی دیگر سبوتاژ و نابود شد. دردناکتر اینکه طی 20 سال حضور جامعه جهانی در افغانستان میلیاردها دالر کمک بین‌المللی بجای هزینه و سرمایه ‌گذاری در داخل کشور از افغانستان بیرون و درکشورهای خارج هزینه شد.  آمارها نشان می‌دهد که امروزه حدود 100 میلیارد دالر سرمایه‌ افغان‌ها درخارج ازکشوردرحال گردش است؛ تنها درایران و پاکستان افغانها  حدود 10 میلیارد دالر هزینه و سرمایه گذاری کرده اند. در حالی که پیش از سال 2001  کُل سرمایه‌ افغان‌ها در خارج از کشور حتی به 20 میلیون دالر هم نمیرسید.

با سقوط دولت جمهوری و بازگشت طالبان در 15 اگست 2021 وضعیت دوباره تغیر و همه چیز بعقب برگشت. دختران از تحصیل محروم شدند، نظامیان سابق در معرض انتقام قرار گرفتند، آزادی های مدنی و شخصی دوباره تحت کنترول قرار گرفت که از اثر آن هزاران خانواده راهی ایران، پاکستان و تعداد اندک هم عازم کشورهای غربی شدند.  فرارهای دیگرو تبعیدهای دیگربراه افتاد.

فشار به مهاجرین بخاطر ادامه کمک

در اواخر سال 2023 میلادی کمک‌های جهانی عنوانی مهاجرین افغان در پاکستان که از مدتها قبل سیر نزولی داشت به صفرتفرب کرد. با قطع کمکهای مذکور دولت پاکستان، برخلاف اصول اسلامی، انسانی و همسایگی بلادرنگ فرمان اخراج مهاجرین افغان را صادر کرد؛ تصمیمی که ده ها هزار خانواده افغان را در بی ‌سرنوشتی و بلاتکلیفی قرارداد.

یاد آوری میگردد که  افغانهای مهاجر درپاکستان ازمدتها خود کفا بوده، همزمان دریافت و توزیع کمکهای بین المللی برای مهاجرین افغان از سوی دولت پاکستان درحالی کنترول میگردید، که اندک ناچیز آن به مهاجرین افغان توزیع و بقیه همه راهی بازارسیاه شده و ازسوی دست اندرکاران پاکستانی بالا زده میشد. با قطع کمکهای مذکور آمخته خوران پاکستانی با طرح و عملی ساختن اخراج مهاجرین افغان، تلاش کردند تا سازمانهای بین المللی را وادار به ادامه کمکها کنند. از آنجا که سازمانهای بین المللی از دزدی های پاکستانی ها آگاه و در زمینه خاموشی اختیار کردند، پاکستانی ها هم همچنان به اخراج پناهندگان افغان از خاک پاکستان بدون کدام موجب همچنان ادامه داده و ادامه میدهند.

اتهام مضحک در پنهان سازی شکست

ایران هم پس از شکست مفتضحانه‌ در برابر قدرت نظامی اسرائیل، برای سرپوش‌ گذاشتن به ناکامی های شرم آورش، انگشت اتهام را بسوی مهاجرین افغان نشانه گرفته و با ادعای مضحک «جاسوسی برای اسرائیل»، اقدام به اخراج گسترده پناهندگان افغان ازاین کشورکرده است. درحالیکه اگرعاقلانه بیآندیشیم کارگر افغان که حتی از داشتن سیم‌کارت تلفون همراه محروم و99.9 فیصد آنها به وضعیت جغرافیایی ایران حتی کمترین آشنایی نداشته، و از مختصات هندسی هیچ چیزی نمیداند- چگونه می‌تواند وارد نبردهای جاسوسی واستخباراتی پیچیده شده، مختصات وکوردینات رادیوتلویزیون ملی ایران، خوابگاه - محل زیست و محل کار نظامیان یا کارشناسان اتمی ایران به اسرائیل مخابره کند. بناً اتهام جاسوسی کارگران افغان برای اسرائیل نه‌ تنها مضحک و خنده آور است، بلکه توهینی است آشکار به کرامت انسانی میلیون‌ها پناهنده بیدفاع افغان که فقط برای بدست آوردن لقمه نان حلال پنجاه سال تمام در این کشور بدون امتیاز تقاعد و بیمه مصروف کارشاقه بامزد اندک بوده و حالا قربانی سیاست های خودخواهانه سردمداران ایرانِ آخوندی در شکست شرم آور با اسرائیل نیز شده اند.

 حرف آخر - جلوگیری ازتراژدی

افغانستان و مردم آن اکنون با یکی از بزرگترین تراژدی‌های انسانی و درحال وقوع مواجه اند.  رژیم طالبان، منزوی و امکانات لازم برای اسکان، تغذیه و رسیدگی به سیل برگشت‌کنندگان درسطح ملیون نفر را ندارد. بناً یکبار دیگر از جامعه جهانی وافغانهای ثروتمند چون میرویس عزیزی وغیره در سراسر جهان تقاضا میگردد که بلادرنگ و هرچه زودتر در همکاری با امارت اسلامی افغانستان بداد پناهندگان باز گشت داده شده افغان در شرق و غرب افغانستان رسیدگی و قبل از آنکه دیر شود از وقوع فاجعه بزرگ انسانی جلوگیری بعمل آید.

 

 

  


بالا
 
بازگشت