

عبدالواحد خرم
جهان غرب، دانش را مدیون خراسان بزرگ است
———————————————
عصـر شـگوفایی علـم و صنعـت در خراسـان، آن زمـان شـکل گرفـت و بـه جریـان افتـادکـه سـرزمین گسـترده ی غـرب در زدوبند هـای درونـی، وحشـی گری خودشـان گرفتـار بودنـد.
آن زمـان در غـرب، تفتیـش باورهـا و حکومـت هـای مسـیحی، دانشـمند مختـرع را پوسـت
می کنـد و سرنوشـت گالیلـهبیانگـر ایـن مدعـا اسـت. بدتریـن مجازات هـا در عرصه هـایسیاسـت و حکومتـدار ی، جامعـه ی مسـیحی را بـه شـدت از نفـس انداختـه بـود و دانـش درقیـد زمامـداران کلیسـا و دگم اندیشـی فـرو رفتـه بـود
می رفت، چون در آن ایام صنعت چاپ و تکثیر و فوتوکاپی وجود نداشت.
ارو پـا پـس از دسترسـی بـه منابـع علمـی کشـورهای اسـلامی از طریـق اندلـس و نیمـه ی جنوبـی ایتالیـا و فرانسـه بـه گنجینـه ی از علـوم دسـت یافـت و پس از توقف تمدن اسـلامی،
بـا ترجمـه آثـار دانشـمندان اسـلامی بـه جهش هـای پرشـتاب علمـی نایـل آمـد تـا آنجـا کـه
برخـی از ترجمان هـای آن هـا خـود را در جایـگاه خدایـان دیدنـد.گارگویینـه در کتـاب نابغـه ی ادیـان می نویسد:
«آسـیا پیامبـران را دارد و ارو پـا دکترهـارا »
او با ابراز این جمله که در واقع جو و فضـای حا کـم بـر غـرب را نشـان می دهـد، دانسـته
یـا ندانسـته علـم را تـا حـد خـدا و دکترهـا را تـا حـد پیامبـران بالابـرد". امـا نکتـه ی کـه بـرایهمیشـه در تار یـخ پنهـان نـگاه داشـته انـد، ایـن اسـت کـه بسـیار ی از ایـن پیامبـران غربـی
در حقیقـت گزافه گویـان و لاف زنانـی بیـش نیسـتند. بیشـتر دانشـمندان سرشـناس و کمتـرنام آشـنای ارو پـا چون: بیکـنکنسـتاتین، کپلـر ،نیوتـن، کوپرنیـک، تیکـو براهـه، گالیلـه ولیوناردوداو ینچـی و دانتـه و ماننـد آن، کسـانی بودنـد کـه آثـار دانشـمندان شـرقی را ترجمـه و
اسـلامیات و خاور یـات آن هـا را حـذف می کردنـد و بـا افـزودن برخی از مطالـب کم اهمیت،آن هـا را بـه نـام خـود در جامعـه ی غـرب منتشـر می کردند
معاشـرت بـا مسـلمانان کـه بـه نـگاه ارو پای هـا منفـور بودند، از علـم و دانش بهره مند شـدند.
بهـره ی کـه در محیـط خـود، محـال بـود به دسـت آورنـد. بـه گفتـه ادویـن پالو "همه مؤسسـات
ارو پـا از فقیـر و غنـی؛ از بـا سـواد تـا بیسـواد و از خانـه و کلیسـا تـا مدرسـه و دولـت، همـه زیـرتاثیـر ایـن مسـافرت ها قـرار گرفتنـد»ٍ
ولتـر در کتـاب (اسـلام از نـگاه ولتـر ) می نویسـد: "اعـراب مسـلمان از همـان سـده هـای
نخسـتین اسـلامی در همـه علـوم و فنـون آن روز ، مربی ارو پاییـان گردیدند» ویل دورانت بهایـن بـاور اسـت کـه "جهانـی اسـلام در جهـان مسـیحی، رخنه هـای گونه گـون داشـته اسـت.
ارو پـا از دیـار اسـلام، خورا کی هـا و نوشـیدنی ها و دارو ، درمـان، جنـگ افـزار ، نشـان های
خانوادگی، سـلیقه و ذوق هنری، ابزار و رسـوم صنعت و تجارت، قوانین و رسـوم در یانوردیرا فـرا گرفـت و غالبـاً واژگان آن را نیـز از مسـلمانان اقتبـاس کـرد. علمـای عـرب مسـلمان،ر یاضیات و طبیعیات و شـیمی و هیأت و طب یونان را حفظ کردند و به کمال رسـانیدند
و میـراث یونـان را کـه بسـیار غنی تـر شـده بـود بـه ارو پـا انتقـال دادنـد »خدمـات علمـی و معنـوی مسـلمانان بـه آقتابـی هماننـد اسـت کـه بـا دو انگشـت پنهان
شـده نمی توانـد و جهـان بشـریت از درخشـش و مزایـای آن در درازای تار یـخ ۱۴۰۰ سـاله ی
اسـلام و مسـلمانان بهرمنـد گردیـده اسـت. ابور یحـان بیرونـی کرو ی بـودن زمیـن و گـردش آنبـه دور خورشـید را ۶۰۰ سـال پیـش از گالیلـه تشـریح نموده اسـت. همچنان قـوه ی جاذبـه ی زمیـن را سـده ها پیـش، اسـحاق نیوتـن کشـف و تشـریح نمـوده اسـت. ابـن حازم، دانشـمند
مسـلمان دیگـر ، در سـده ی نهـم از کرو ی بودن زمیـن سـخن گفته و محیط زمیـن را به گونه ی
محاسـبه نمـوده کـه بـا محاسـبات کنونـی تفـاوت نـدارد.نخسـتین کسـی که ابـزار بـرای پرواز را ساخت یک مسلمان بود وی عباس ابن فرناس نام داشت
کمـره ی عکاسـی را یکـی از دانشـمندان مسـلمان به نـام ابـن هیثم ۸۰۰ سـال پیـش ازجوز یف نیسـفوراختـراع کـرده بـود. ابـن نفیس ۳۰۰ سـال پیـش از و یلیـام هـارو ی سیستم گردش دوران خون را کشف کرد
زمانـی کـه نیپـس در ارتش جمهـور ی فرانسه افسـر بود قسـمتی
از وقـت خـود را در خانـه شـالون سـور سـائون و قسـمتی را در خانـه ٔ فامیلـی گـرا در سـائون-ا ِ -لوآربـرای ادامـه ٔ تحقیقاتـش همـراه بـرادرش کلـود می گذرانـد. او محققـی همیشـه بیـدار بـود و توانسـت
اختراعـات ز یـادی را در همـان دوران انجـام دهـد. در سـال ۱۸۱۶ در تار یک خانه تصویری بـررو ی کاغذ اندود به کلـرور نقره و اسـید نیتر یک گذاشـت ولی رنگ ها وارونه بـود. نیپـس در آن
زمـان موفـق بـه سـاخت نگاتیو امروز ی شـد کـه از رو ی آن می تـوان چندین کپی پوز یتیف بدسـتآورد. او مأیـوس شـد ز یـرا می خواسـت مسـتقیماً تصویری مثبت بـه دسـت بیـاورد، افـزو ن بـر آن هنـوزنتوانسـته بـود آن را تثبیت کنـد. امـا در هـر صـورت گام بزرگـی برداشـته شـده بـود ز یـرا بـرای نخسـتین
بـار تصویـری در تار یک خانـه بـر رو ی صفحه های حسـاس ایجاد شـده بـود. نیپـس مـواد را تغییـرداد سنگ، شیشـه و فلزات مختلف و صفحـات حسـاس و محلول های شـیمیایی را عـوض
نمـود. سـرانجام در سـال ۱۸۲۲ گراورهای نیمـه شـفافی تهیه کـرد کـه بـر رو ی صفحه قلعی پوشـیده
از ورقـه نازکـی از محلول قیـر ، در نفـت سفید سـاخته می شـد. پـس از دو الـی سـه سـاعت قـرارگرفتـن در نور ، کلیشـه را بـا مخلوطـی از روغـن لاوانـد و نفـت سـفید شست وشـو مـی داد. نفـت سـفیدباعـث شسـته شـدن محلـول قیـر از پشـت خطـوط سـیاه می شـد. نیپـس صفحـه ای بدسـت آورده
بـود که تیـزآب در آن تأثیـر می کـرد و بدیـن طریـق نخسـتین مختـرع عکـس در جهـان شـد. ژان آ. کیـم(۱۳۶۳) "تار یـخ عکاسـی". ترجمـه ٔ گل گلاب، دار یـوش. انتشـارات دار یـوش.
2 -"او ابوالقاسـم خلف بن عباسـي زهــراو ي ملقــب بــه قرطبــي اسـت. زهراو ي منسـوب به زهراء مونث
ازهر به معني تابان و درخشـنده اسـت و "الزهرا" شـهر كوچكی بود در فاصله شــش مايل شـمال غربیشـهر قرطبـه ی اندلـس كـه عبدالرحمـن الناصـر بـن محمـد بن عبداالله بــن محمد بــن عبــدالرحمن بــن
هشــام بــن عبدالملـك بـن مـروان بـن حكـم هشـتمين حكمـران امــوی اســپانيا در سـال ۳۲۵ هجـری آنرا بنـآنهـاد. نسـب شناســان جملگـی برآننـد كـه نسـبت زهـراو ی بـه انصـار مي رسـد. زهـراو ي معاصـرخليفـه عبدالرحمـان سـوم ملقـب بـه الناصـر فرزنـد محمــد بن عبـداالله اســت و طبیب دربـار او بود. در
زمان عبدالرحمان سوم خليفه امــوی انــدلس و مــدت ها پــس از آن در قرطبه طبابت كرد. و ی طبيب
منصور سردار بــزرگ امــوی نيــز بودکـه حـدود ۲۰۰ ابـزاری جراحـی را اختـراع نمـود کـه از آن تـا امـروز بـا دگردیسـی های اندکـی دربزرگتریـن بیمارسـتان ها و درمانگاه هـای جهـان استفاده می شـود.
کتاب هـای محمـد بـن ذکریـای راز ی و ابوعلـی سـینای بلخی تـا سـال های بسـیار ی
همچـون مضامیـن اساسـی در دانشـگاه های بـزرگ ارو پـا تدر یـس می گردیـد. مسـلمانان۵۰سـال پیش از ارو پا، کودکان را در ترکیه وا کسـین می کردند و نخسـتین کسـانی بودند که پایه
بیمارسـتان ها و درمانـگاه هـا و دانشـگاه هـا را گذاشـتند. سیسـتم اعـدادی از صفـر تـا بـه ۹،مشـاهد شـده اسـت. الجبر هـم بـه افتخـاربـرای نخسـتین بار در کتب خوارزمـیو الکندی
کتـاب "جبـر و مقابلـه" خوارزمـی ایـن نـام را به خـود گرفتـه اسـت.بطانـیمنجـم و ر یاضـی دان مسـلمان پدر مثلثات شناخته می شـود.
کتاب جبـر و مقابله توسـط رابـرت چسـتر در ۱۱۴۵ میـلادی انجـام شـد و تـا قـرن ۱۶ میـلادی کتـاب
درسـی دانشـگاه های ارو پـا بـود. کتاب "حسـاب الهند" چندیـن بـار بـه لاتیـن ترجمـه و باعـث شـدتـا دسـتگاه عـددی ارو پـا از عددنویسـی رومی به عددنویسـی هندی-عربی تغییـر یابد. خوارزمـی
کارهای دیوفانـت را در رشـته جبـر دنبـال کـرد و بـه بحـث آن پرداخـت. و ی یـک جـدول نجومـی وجـداول دقیقتـر سـینوس و کسـینوس را تهیـه کـرد و نخسـتین جـدول تانژانـت زوایـا را ترتیب دادسـال ۸۰۰ از سـوی همیـن دانشـمند مسـلمان "جابـر ابـن حیان" اختـراع گردیـد. او همچنین
موفـق بـه کشـف "سـلفور یک و نایتریـک اسـید" گردیـد و انبیـقرا سـاخت تـا به ابـزاری آن بـه
اسـتخراج گلاب، عطریـات و حتـی مایعـات الکلـی بپـردازد. بـه عبـارت دیگـر ، دانشـمندانعلـم کیمیـا، همیـن مسـلمانان بـوده انـد کـه سـلفور یک "اسـید، پتـاس، اسـید نیتـرو ، هایـدروکلور یک، جوهر نوشـادر ، کلور ید سـلفور یک، الکل، قلیا، زرنیخ، بور یک" را کشـف نموده اند.
ویـل دورانـت در کتـاب تار یـخ تمـدن می گویـد: "شـیمی بـه عنـوان یک علـم از ابتکارات
مسـلمانان اسـت»گوستاولوبون فرانسـوی اعتـراف می کنـد کـه "مسـلمانان مـوادى رامثلثاتـی کـه مـا امـروزه اسـتفاده میکنیـم و یکـی از بزرگ تریـن منجمـان مسـلمان بـه شـمار مـی رود. و ی
فرات برآمـد و در ۹۲۹ میـلادیپیـش از ۸۵۸ میـلادی در حران یـا حوالـی آن زاده شـد؛ در رق ّ ـه بـر کرانهٴ
در نزدیکی سامرا درگذشـت. اجدادش صابئی بودنـد ولـی او خـود مسـلمان شـد.ابوموسـی جابـر ابـن حیـان (زاده ٔ حـدود سـال ۱۰۰ هجـری شمسـی معـادل بـا ۷۲۱ میـلادی در طـوس– درگذشـته ٔ حـدود سـال ۱۹۴ هجـری شمسـی معـادل بـا ۸۱۵ میـلادی در کوفـه) دانشـمند و کیمیا گـر و
فیلسـوف مسـلمان بـود. او را "پـدر علـم شـیمی" نامیـده انـد و بسـیار ی از روش هـا (مانند تقطیـر ) و انواع
ابزارهـای اساسـی شـیمی ماننـد قـرع و انبیـق را بـه او نسـبت مـی دهنـد". و ی از اعضای دارالحکمـه و ازمترجمان نهضـت ترجمه بـود.
انبیق از ابزارآ لات علم شیمی است. اختراع آن به جابر بن حیان مربوط به قرن نهم میلادی نسبت
داده شـده است. قرع (وسـیله ی کوبیـدن) و انبیـق کـه امـروزه تقریبـاً همان بالن می باشـد، محتوی مـوادمعدنـی و … بـود کـه در زیـر انبیـق قـرار می گرفـت و بخـار حاصـل از حـرارت دیـدن مـواد داخـل آن
متصاعـد و در انبیـق جمـع شـده و مقطـر آن از انبویـه انبیـق فـرو می چکیـد. البتـه چـون کیفیـت جنـسایـن ابـزار بـا توجـه بـه صنعت شیشـه گری آن زمان چندان مناسـب حرارت نبود، آن هـا را برای جلوگیری
از ترکیـدن، بـا گل حکمـت، گل آلـود می کردنـد. روش دیگـری هـم مرسـوم بـود و آن قـرار دادن قـرع داخـلظرفـی حـاو ی مقدار ی خا کسـتر بود کـه حرارت آتش بـه صـورت یکنواخـت و تدر یجـی بـه قـرع برسـد.كشـف كردنـد كـه مـورد نیـاز صنعـت و شـیمىِ آن زمـان بـود و پایـه ی فكـرى آن هـا در ایـن
زمینه هـا بسـیار گسـترده بـوده اسـت »ایـن مسـلمانان بودنـد كـه بـا آزمایشـگاه هاى شـیمى وكشـف هاى شـیمیایی خـود، پایه گـذار علـم شـیمى بوده انـد.
جابربـن حیـان نخسـتین كسـى بـود كـه اعمـال تقطیـر ، تبخیـر ، تبلـور ، انحـلال، تجزیـه،تركیـب را بیـان كـرد و مـوادى مثـل جوهـر شـوره، تیـزاب سـلطانى، نوشـادر ، جیـوه سـرخ
گازهـا را سـاخت و بـه لحـاظ علمـى آنـان را معرفـى کـرد." و ی در جـای دیگـر می نوسـید:
"ا گـر آزمایشـگاه های هـزار سـال پیـش مسـلمانان و ا کتشـاف های مهـم آن هـا در ایـن علـم
نمی بـود، هیـچ وقـت لاواز یـه نمی توانسـت در ایـن علـم گامـی بگـذارد »مسـیو سـدیو ، تار یـخ نو یـس نامـدار فرانسـوی در بـاره ی خدمـات علمـی مسـلمانان
چنیـن می گو یـد: "پیشـرفت کنونـی ارو پـا مرهـون علومـی اسـت کـه اسـلام در سراسـرخـاور و غرب منتشر سـاخت. بـه راسـتی بایـد اعتـراف کـرد کـه مسـلمانان، اسـتادان
نخسـتین ملت هـای ارو پائـی بوده انـد. مسـلمانان در قـرو ن وسـطی در علـم، فلسـفه وهنـر ، بی بدیـل بودنـد و ایـن علـوم را بـه هرکجـا کـه گام می نهادنـد، گسـترش مـی دادنـد.
از سـوی دیگـر ، آن هـا بودنـد کـه علـم بـه ارو پـا رسـید و آن هـا عامـل اصلـی بیـدار ی وپیشـرفت ارو پا گردیدند .