

بازگشت افغانستان به سازمان شانگهای | مشروعیت طالبان یا مدیریت بحران؟
بازگشت احتمالی افغانستان به سازمان همکاری شانگهای، هم فرصتی برای طالبان جهت کسب مشروعیت بینالمللی است و هم ابزاری برای اعضای این سازمان بهمنظور مدیریت تهدیدهای امنیتی، تروریسم و بحرانهای منطقهای؛ آزمونی که نشان میدهد طالبان تا چه حد قادر به جلب اعتماد همسایگان و قدرتهای اوراسیایی خواهند بود.
احیای عضویت ناظر افغانستان در سازمان همکاری شانگهای، نه صرفاً یک تصمیم دیپلماتیک، بلکه آزمونی راهبردی برای طالبان و اعضای این سازمان است. پس از چهار سال حاکمیت طالبان، افغانستان همچنان در مرکز تحولات اوراسیا قرار دارد و همزمان با فرصتهای اقتصادی و سیاسی، با مجموعهای از چالشهای امنیتی و اجتماعی مواجه است.
این آزمون نشان میدهد که کشورهای منطقه تا چه حد به توانایی طالبان در مدیریت تهدیدهای تروریستی، مقابله با افراطگرایی و تعامل سازنده با همسایگان و اعضای شانگهای اعتماد دارند. از منظر اعضای این سازمان، افغانستان یک مسأله ترکیبی امنیتی، اقتصادی و سیاسی است؛ کشوری که جایگاه استراتژیک آن در مسیرهای اقتصادی اوراسیا، مرزهای طولانی با آسیای مرکزی و نفوذ گروههای افراطی، حساسیت تمامی اعضا را برانگیخته است.
بازگشت افغانستان به شانگهای، هم فرصتی برای مشروعیت مشروط طالبان است و هم ابزاری برای مدیریت تهدیدهای امنیتی و تروریستی در منطقه. در این میان، ایران میتواند با نقش میانجی و تأکید بر رعایت حقوق مردم افغانستان، روند اعتمادسازی را تسهیل کرده و ثبات منطقهای را بهبود بخشد.
افغانستان در تاریخ ۷ ژوئن ۲۰۱۲ (۱۷ خرداد ۱۳۹۱) بهعنوان عضو ناظر در سازمان همکاری شانگهای پذیرفته شد. این عضویت زمینه برقراری روابط سیاسی و اقتصادی با اعضای این سازمان و همچنین همکاریهای امنیتی و ضدتروریسم را فراهم کرد.
پس از سقوط دولت جمهوری اسلامی افغانستان و رویکار آمدن طالبان، روند تعامل افغانستان با شانگهای متوقف شد و بیاعتمادی اعضا نسبت به توانایی طالبان در مدیریت امنیت و ثبات داخلی، جایگاه افغانستان را به حالت تعلیق کشاند.
اکنون بحث احیای عضویت ناظر افغانستان در شانگهای مطرح است، اما این بار با تمرکز بر تضمینهای امنیتی، مهار تهدیدهای تروریستی و تعهد طالبان به همکاری منطقهای. این مسئله اهمیت ژئوپلیتیکی افغانستان را در اوراسیا و نقش آن در امنیت و توسعه منطقه برجسته میکند.
احیای عضویت ناظر افغانستان دو بُعد اصلی دارد:
۱. مشروعیتبخشی
مشروط به طالبان
بازگشت
افغانستان به شانگهای میتواند طالبان را در مسیر کسب شناسایی بینالمللی تقویت
کند، به شرطی که متعهد به همکاری امنیتی و منطقهای باشند.
۲. مدیریت
تهدیدهای امنیتی و تروریستی
تعامل
سازمانی با طالبان، امکان نظارت جمعی و اعمال فشار برای مهار گروههای افراطی و
تروریستی را فراهم میکند.
به عبارت دیگر، شانگهای میان دو ضرورت بزرگ قرار دارد: حفظ اصول و مقابله با افراطگرایی یا واقعگرایی برای مدیریت بحران افغانستان.
افغانستان همچنان یکی از پیچیدهترین محیطهای امنیتی جهان را تجربه میکند:
· حضور گروههای افراطی فعال در مناطق مختلف؛ تهدیدی جدی برای ثبات داخلی و امنیت مرزهای کشورهای همسایه.
· فعالیت گروههای خارجی و نفوذ خارجیها؛ طالبان تحت فشارند تا کنترل گروههای مرتبط با جریانهای خارجی را افزایش دهند.
· قاچاق مواد مخدر و اقتصاد زیرزمینی؛ تهدیدی برای اقتصاد داخلی، ثبات اجتماعی و امنیت منطقه.
· مهاجرتهای اجباری و بحران انسانی؛ فشاری بر کشورهای همسایه و افزایش حساسیتهای امنیتی.
این تهدیدها نشان میدهد که بازگشت افغانستان به شانگهای میتواند بستر همکاری امنیتی و نظارت منطقهای باشد و نقش طالبان را در مهار بحرانها برجسته کند.
نگرش اعضای اصلی شانگهای نسبت به افغانستان متفاوت است:
· چین: اصلیترین نگرانی نفوذ افراطگرایی به سینکیانگ است.
· روسیه: با حساسیت تحولات آسیای مرکزی را دنبال میکند و از انتقال افراطگرایی بیم دارد؛ تعاملش با طالبان محتاطانه است.
· ایران: ضمن تأکید بر دولت فراگیر و رعایت حقوق زنان و اقوام، ثبات افغانستان را بخشی از امنیت ملی خود میداند و میتواند نقش میانجی ایفا کند.
· پاکستان: حامی سنتی طالبان، اما اکنون از تهدید تحریک طالبان پاکستان آسیب دیده و خواهان کنترل آن است.
· آسیای مرکزی: تاجیکستان و ازبکستان با مرزهای طولانی با افغانستان، تهدید تروریسم را جدی گرفته و خواهان نظارت سختگیرانه در چارچوب شانگهای هستند.
این تنوع منافع، تصمیمگیری درباره بازگشت افغانستان به شانگهای را پیچیده و چندلایه کرده است.
حتی با پذیرش احتمالی افغانستان، طالبان با بحرانهای داخلی روبهرو هستند:
· بحران اقتصادی و فقر گسترده؛ کاهش کمکهای خارجی و ضعف مدیریت منابع.
· محدودیت شدید علیه زنان و اقوام؛ کاهش مشروعیت داخلی و پذیرش خارجی.
· نبود رسانه آزاد و سرکوب جامعه مدنی؛ مخدوش شدن شفافیت و اعتماد خارجی.
· فقدان ساختار دولت فراگیر؛ نبود سازوکار مشارکت سیاسی گسترده و تضعیف اعتماد منطقهای.
این عوامل باعث میشود حتی پذیرش ناظر افغانستان با شرطها و نظارتهای سختگیرانه همراه باشد.
ایران میتواند نقشی میانجی و عملیاتی ایفا کند:
1. حفاظت از مرزها و جلوگیری از نفوذ گروههای تروریستی و قاچاق مواد مخدر.
2. پشتیبانی از مردم افغانستان و تأکید بر رعایت حقوق زنان و اقلیتها.
3. تشویق طالبان به اصلاحات داخلی و تشکیل دولت فراگیر.
4. استفاده از ظرفیت شانگهای برای کاهش نفوذ قدرتهای فرامنطقهای.
با این رویکرد، بازگشت افغانستان به شانگهای میتواند علاوه بر مشروعیت مشروط طالبان، ابزاری مؤثر برای ثبات منطقهای و مدیریت تهدیدهای امنیتی باشد.
سازمان همکاری شانگهای میتواند چند گزینه را دنبال کند:
1. احیای مشروط عضویت ناظر: پذیرش افغانستان با الزام طالبان به تعهدات امنیتی و همکاری منطقهای.
2. فشار دیپلماتیک و نظارت جمعی: وادار کردن طالبان به اصلاحات در حقوق بشر و سیاست داخلی.
3. تعامل محدود و گزینشی: همکاری در حوزههای امنیتی و اقتصادی بدون مشروعیت کامل.
4. تعلیق ادامهدار: حفظ وضعیت فعلی تا زمانی که طالبان گامهای عملی برای اصلاحات برندارند
جمعبندی؛ آزمون تاریخی طالبان و فرصت منطقهای
افغانستان امروز در یک چهارراه تاریخی و امنیتی قرار دارد. طالبان دو مسیر متفاوت پیش رو دارند:
· مسیر اعتمادسازی: پذیرش اصلاحات داخلی، مبارزه واقعی با افراطگرایی، تعامل سازنده با شانگهای و رعایت حقوق زنان و اقوام. این مسیر میتواند فرصتهای سرمایهگذاری، ثبات و توسعه را به همراه آورد.
· مسیر انزوا: پافشاری بر سیاستهای فعلی، حمایتهای پنهان از گروههای خارجی و محدود کردن مشارکت سیاسی، که به بیاعتمادی منطقهای، فشارهای بینالمللی و انزوای اقتصادی منجر خواهد شد.
بازگشت افغانستان به شانگهای نه صرفاً یک امتیاز دیپلماتیک، بلکه ابزاری برای مدیریت امنیت جمعی، مهار تهدیدهای تروریستی و ایجاد مشروعیت مشروط است. در این میان، ایران با نقش میانجی و تأکید بر رعایت حقوق مردم و فشار به طالبان برای اصلاحات، میتواند مسیر اعتمادسازی را تسهیل کرده و ثبات منطقهای را بهبود بخشد.
در نهایت، آینده افغانستان و جایگاه طالبان در اوراسیا در گرو توانایی این گروه در تطبیق با واقعیتهای منطقهای و پاسخ به الزامات امنیتی و اجتماعی است. شانگهای میتواند آزمونی باشد برای نشان دادن ظرفیت طالبان در مدیریت تهدیدها و ایفای نقش سازنده در امنیت و توسعه منطقه.