

عارف عرفان
سخنی در راستایی بمب های صلح آمریکا
دونالد ترامپ
رییس جمهور آمریکا در نشست ناتو در لاهه اعلام داشت که آمریکا با بمباران
ایران، جنگ را پایان داد، همانند کاری که در سال ۱۹۴۵ با بمباران اتمی هیروشیما
و ناگاساکی انجام داد.
در اظهارات ترامپ دو مبحث کلیدی باز میگردد که نخست به فاجعه بزرگ بمباران اتمی
هیروشیما و ناگاساکی جاپان دلالت دارد و دوم به بمباران تأسیسات هسته ای ایران
.
ترامپ با چنین اظهارات بلند پروازانه سعی کرد تا افتخارات پیروزی جنگ دوم جهانی
را به آمریکا وبمب های اتمی آن نسبت دهد، اما نشریه آمریکایی «فارن پالسی»
اعتقاد دارد تحولی که موجب شکست ژاپن در جنگ جهانی دوم شد بمب های اتمی آمریکا
نبودند بلکه ورود شوروی به کارزار جنگ ضربه مهلک اصلی را بر توکیو وارد کرد.
همزمان با سالگرد دو حمله اتمی ایالات متحده به شهرهای جاپان در وپایان جنگ
جهانی دوم، رسانه ها بار دیگر گزارش مجله شناخته شده ایالات متحده «فارن
پالیسی» را مورد توجه قرار دادند که مدتی قبل در بررسی های خود به این نتیجه
قطعی دست یافت که ورود اتحاد جماهیر شوروی به جنگ اقیانوس آرام در واقع رویداد
تعیین کننده در نتیجه جنگ بود که باعث شد جاپان تسلیم شود.
این واقعیت برای مدت طولانی مورد توجه مورخان بوده است اما انتشار موضوع در یک
مقاله در نشریه مهم فارن پالسی اقدامی بااهمیت و رو به جلو در رسیدن به حقایق
محسوب می شود.
دستیابی به نتیجه فوق همانند این واقعیت مهم است که شکست آلمان از اتحاد جماهیر
شوروی در استالینگراد و کورسک رخ داد و نه روز
D
، زیرا در عمل شکست هیتلر از قبل اجتناب ناپذیر شده بود. حال حقیقت جنگ جهانی
دوم به تدریج پس از گذشت ده ها سال روشن می شود.به روایت تاریخ، زمانی که ارتش
سرخ شوروی در تاریخ ۹ آگوست به جنگ علیه جاپان پیوست ودرمناطق آسیای شمالی
(مانچوری، کوریل و…) عملیات کرد،جاپان در ۱۵ اگست تسلیم شد و در ۲ سپتامبر
۱۹۴۵ رسماً اسناد تسلیم را امضا نمود.
باید خاطر نشان ساخت که بمباران اتمی آمریکا در جاپان اهداف چند منظوره را
دنبال میکرد که در محور آن تسلیمی جاپان ،ازمایش بمب های اتمی آمریکا بالای
جمیعت های بزرگ وهدف بسیار مهم عبارت از قدرت نمایی آن در برابر حریف پرقدرت
عصر وضربه شست نشان دادن در برابر اتحاد جماهیر شوروی بود.
پس ازین تجربه ،آمریکا بعداً برنامه ریزی نمود تا به تعداد ۶۶ شهر بزرگ اتحاد
شوروی را برتاب ۲۰۰ بمب اتمی آماج قرار دهد.
در همین راستا ایالات متحده آمریکا در سال ۱۹۵۶ نقشه ای را تدوین کرد تا۱۲۰۰
مناطق شهری در اتحاد جماهیر شوروی، اروپای شرقی و چین رااماج حملات هسته ای
قرار دهد.
طرح ۱۵ سپتامبر سال ۱۹۴۵برای "پاک کردن اتحاد جماهیر شوروی
از نقشه، تقریباً دو هفته پس از پایان رسمی جنگ جهانی دوم (۲ سپتامبر
۱۹۴۵)ریخته شد. وزارت دفاع ایالات متحده طرح ۱۵ سپتامبر ۱۹۴۵را برای "پاک کردن
اتحاد جماهیر شوروی از روی نقشه، صادر کرد.البته زمانی که ایالات متحده و اتحاد
جماهیر شوروی متحد بودند.این پروژه مرگبار توسط اسناد طبقه بندی نشده تایید شده
است.
سپس طرح اولیه سپتامبر۱۹۴۵ توسط پروژه موذیانه دیگری تحت عنوان طرح" دراپ شات"
دنبال شد:
به گفته کاکو و
اکسلرود، طرح دراپ شات سال ۱۹۴۹ شامل طرح ای بود که علیه اتحاد جماهیر شوروی
انجام می شد تا «حداقل ۳۰۰ بمب هسته ای و دو هزار تن بمب معمولی بر روی ۲۰۰ هدف
در ۱۰۰ منطقه شهری، از جمله مسکو و لنینگراد (سنت پترزبورگ) پرتاب گردد.»
اکنون در قرن ۲۱،بار دیگر تفکر بمباران اتمی در دهلیز های کاخ سفید در چرخش
است. درین خصوص مایکل ویتنی نویسنده مشهور وحقیقت گرایی آمریکا می نویسید:
"اسرائیل در دور اول، بازی را به ایران باخته و حالا باید سطح بازی خود را
ارتقاء دهد.چیزی که یک جنگسالار صهیونیست مانند نتانیاهو بیشتر از هر چیز
میخواهد این است که دوست خوبش، دونالد ترامپ، حملهی بعدی به ایران را رهبری
کرده و چند بمب هستهای شکافنده را به سمت تأسیسات فردو، نطنز و اصفهان پرتاب
کند. از نظر نتانیاهو، این اقدام، مسیر را برای تسلیم شدن ایران و به دنبال آن،
سلطهی عملی اسرائیل بر کل منطقه هموار خواهد کرد. بازی تمام است وپیروزی
کام"این نویسنده همچنان ازقول اسکات ریتر ژورنالیست معروف آمریکایی نقل قول
میکند که میگوید:
اگر این کار [تخریب تاسیسات هستهای ایران]با سلاحهای متعارف امکانپذیر
نباشد، ترامپ به سطح بعدی تشدید درگیری یعنی سلاحهای هستهای روی خواهد آورد.
در درازنای این سناریو باید خاطر نشان ساخت که ایالات متحده آمریکا بعد ازجنگ
دوم جهانی به تعداد ۲۳ کشور را با" بمب های صلح" مورد بمباران قرار داده است.
(۱*)
اما چشم انداز ایجاد تاسیسات هستهای ایران تاریخ جالبی را به ماندگار میگذارد
که نشست انگشت سران کاخ سفید برای اعمار نخستین سنگ تهداب این تأسیسات را
روایت مینماید(۲*).اینکه رویکرد واشنگتن در فصل جدید در مورد دوست پیشین اش
ایران متغییر شده وایران را خلاف مجموع قوانین بین المللی بمباران مینماید و یا
اینکه اسرائیل را برای بمباران غیر قانونی ایران حمایت میکند پرسش های
دراماتیک را مطرح میسازد.
در سال ۱۹۵۱، محمد مصدق، نخستوزیر منتخب ایران، شرکت بریتانیایی را که انحصار
نفت ایران را در اختیار داشت، ملی کرد. در سال ۱۹۵۳، مصدق پس از کودتایی که
توسط سیا سازماندهی شد، دستگیر و محاکمه گردید.
آمریکا شاه رضا پهلوی را بهعنوان ضامن منافع خود منصوب کرد.
او رژیمی سرکوبگر و شدیداً واپسگرا در ایران بنیان نهاد و آغازگر غربگرایی
اجباری کشور شد. در این دوره، رئیسجمهور آیزنهاور ایران را در برنامه «اتم
برای صلح» قرار داد. پهلوی میلیاردها دلار برای خرید یک نیروگاه هستهای از
آمریکا هزینه کرد و دانشمندان جوان ایرانی را برای آموزش تخصصی هستهای به
مؤسسه فناوری ماساچوست (MIT)
فرستاد.
در سال ۱۹۷۴، ایران قراردادی ۴ میلیارد دلاری با فرانسه برای ساخت پنج رآکتور
هستهای امضا کرد با وجود امضای معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای در سال
۱۹۶۸، در این قرارداد اشارهای به تضمینهایی برای جلوگیری از استفاده از
رآکتورها در ساخت سلاح هستهای نشده بود.
در سال ۱۹۷۹، رضا شاه پهلوی در نتیجه قیامی مردمی سرنگون شد.
این رویدادها که در تاریخنویسی غربی نادیده گرفته شده یا تحریف شدهاند، نشان
میدهد که قدرت هستهای که رسانههای رسمی به «آیتاللهها» نسبت میدهند، در
اصل توسط آمریکا و فرانسه به ایران (تحت رژیم شاه) داده شده بود. همین کشورها
همچنین اجازه دادندتا اسرائیل زرادخانهای هستهای ایجاد کند، که تا امروز
نامحدود باقی مانده است، چرا که اسرائیل برخلاف ایران، عضو معاهده منع گسترش
سلاحهای هستهای نیست.
بطرز شگفت انگیز درچرخش این رخداد ها یک طنز سیاسی دیگر تاریخ را میتوان به
تلخی متوجه شد که دونالد ترامپ که عزم تسخیر بسا کشور ها را در آرزو های خود می
پروراند ویک دولت مستقل مثل ایران را آماج سنگین ترین حملات قرار میدهد خود را
کاندید بلا منازع جایزه صلح نوبل معرفی نموده و دولت چاکر منش وبرده صفت
پاکستان درین گذرگاه فرش قرمز دم پای ترامپ هموار نموده واو را برای حصول این
جایزه کاندید مینماید. یکی از تلخ ترین سناریوی که بعد از بمباران تأسیسات
هسته ای ایران به مثابه طنز دیگر سیاسی قرن جلوه نمایی کرد عبارت از نمایش
تیاتر گونه ترامپ در دو پرده ،نخست به مثابه فرمانده حملات هوایی آمریکا بر
ایران ودوم میانجی گر صلح میان اسرائیل و ایران بود،که چنین مضحکه را تاریخ
بیاد ندارد.
با احترام
عارف عرفان
لندن،جولای ۲۰۲۵
منابع :
۱*-گلوبل ریسرچ ۴ جولای ۲۰۲۵۱
۲* ،گلوبال ریسرچ ،مورخ ۳۰ جون ۲۰۲۵